پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : «قلاده های طلا» بعد از
«دستهای خالی»، جدی ترین اثر کارنامه سینمایی ابوالقاسم طالبی به شمار می
رود. اینکه می گوییم «جدی ترین» بدین جهت است که آثار پیشتر این کارگردان و
از جمله «آقای رئیس جمهور»، «عروس افغان» و «نغمه»، به لحاظ کیفی آن قدر
ضعیف بودند که حتی خود کارگردان هم کمتر پیش آمده که درباره آنها به صراحت
موضع گیری کند،
اما حالا با «قلاده های
طلا»، طالبی نشان داده که تجربیات قبلی اش بیهوده نبوده و او هم دوربین را
خوب می شناسد، هم ابزار ایجاد هیجان در مخاطب را درک می کند و هم جرات این
را دارد که درباره یکی از پرحاشیه ترین اتفاقات سیاسی دهه اخیر ایران
فیلمسازی کند. طالبی که سابقه فعالیت روزنامه نگاری هم دارد و سالها مدیر
مسؤولی هفته نامه «سینماویدیو» را برعهده داشته، با «قلاده های طلا» هم در
صدر فروش اکران نوروزی قرار گرفت و هم به واسطه حواشی خاصی که برای دو فیلم
رقیبش یعنی «گشت ارشاد» و «خصوصی» ایجاد شد، انتقادات زیادی شنید.
*یکی
از موضوعاتی که طی هفته های اخیر به شدت در رسانه های مجازی مطرح شد این
بود که اکران «گشت ارشاد» و «خصوصی» محدود شد تا «قلاده های طلا» فروش اش
بیشتر شود. به عنوان کارگردان فیلم، موضعتان درباره این مسأله چیست؟
**اینکه
اکران دو فیلمی که نام بردید محدود شده، هیچ ربطی به من ندارد. این مقامات
سینمایی کشور هستند که بایستی پاسخگوی اتفاقات پیش آمده باشند. هر دو
فیلمهایی که نام بردید، هم پروانه ساخت داشتند و هم پروانه نمایش، اما
اینکه اکران آنها محدود شده، به «قلاده های طلا» هیچ ارتباطی ندارد. در
همان موعدی که این فیلمها با هم روی پرده بودند، «خصوصی» اصلا فروش قابل
توجهی نداشت که بخواهیم بگوییم با محدودیت اکران، فروشش کاهش پیدا کرده و
در این میان، فقط «گشت ارشاد» فروش خوبی داشت که اگر میزان مخاطبان بعد از
محدود شدن اکران این فیلم را، با مخاطبان قبل از محدودیت اکرانش مقایسه
کنید، می بینید که این محدودیت اتفاقا به نفع این فیلم شده و فروش «گشت
ارشاد» طی روزهای بعد از محدودیت بیشتر شد!
*پس شما اعتقاد دارید که
مسؤولان سینمایی کشور باید پاسخگوی محدودیت اکران این دو فیلم باشند، اما
سخنگوی شورای صنفی نمایش در همان هفته دوم نوروز اعلام کرد که محدودیت در
اکران این دو فیلم نتیجه فشارهای فراقانونی است نه قانون!
**اگر منظور
ایشان از «فشارهای فراقانونی»، راهپیمایی هایی است که علیه دو فیلم موردنظر
شکل گرفت، باز هم باید مسؤولان سینمایی برای حل این مشکل به راهکارهای
قانونی متوسل می شدند، چراکه همه، آنها را به عنوان مسؤول سیاستهای سینمایی
کشور می شناسند. این را هم درنظر بگیرید که بخشی از انتقادات وارده به این
دو فیلم، نتیجه بیانات خطیبان نماز جمعه های کشور بوده و نماز جمعه یکی از
شاخصه های مهم سیاسی کشور ما بوده و هست. با نقطه نظر خطیب نماز جمعه که
نمی شود مانند نظر یک مخاطب عام برخورد کرد! البته وزارت ارشاد باید زودتر
از آن که این حاشیه ها شروع شود، برای سر و سامان دادن به اکران نوروزی
تصمیم می گرفت.
*منظورتان احتمالاً هنگامی است که فیلمها برای اکران نوروزی انتخاب می شدند؟
**بله!
معاونت سینمایی و اداره کل نظارت و ارزشیابی بایستی برای طراحی اکران
نوروزی تدابیر بهتری می اندیشیدند. واقعاً چرا دو فیلم تنش زا را برای
اکران نوروزی انتخاب کردند؟! هیچ آدم عاقلی چنین کاری نمی کند. دوستان اگر
یک ذره بیشتر سینما را می شناختند، حتما گزینه های بهتری برای اکران نوروزی
می چیدند. «گشت ارشاد»، هم عنوان و هم محتوایش بحث برانگیز است و نمی
بایست در این زمان روی پرده می رفت. اگر اندکی مدیریت انتخاب فیلمها بهتر
صورت می گرفت، هیچ گاه سینمای ایران با چنین حاشیه هایی روبرو نمی شد.
*«قلاده
های طلا» به نسبت دیگر فیلمهای روی پرده از امکانات تبلیغی بیشتری هم
برخوردار است، به خصوص در تلویزیون که بایستی شرایطی عادلانه برای تبلیغ
تمامی فیلمها فراهم کند.
**من یک فیلم ساخته ام و این حق قانونی من است
که به طرق قانونی، ابزار تبلیغی مناسب فیلمم را پیدا کرده و از آنها
استفاده کنم. صداوسیما هم برای تمامی فیلمها یک سری ابزار تبلیغی فراهم
کرده و فیلم من هم یکی مثل بقیه. مگر تیزر فیلمهای دیگر مثل «انتهای خیابان
هشتم» یا «خصوصی» از تلویزیون پخش نمی شد؟ چرا نگاهی به اوضاع بنرها و
بیلبوردهای تبلیغاتی فیلمها نمی اندازید تا دریابید که تعداد بنرهای «گشت
ارشاد» از فیلم ما هم بیشتر بود. صداوسیما براساس سیاستهای خودش به فیلمها،
بسته فرهنگی می دهد. همین الان بسیاری از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای،
فیلمهای رقبای ما در اکران نوروزی را مستقیم یا غیرمستقیم تبلیغ می کنند و
آن وقت من بایستی به خاطر استفاده از تلویزیون خودمان پاسخگو باشم؟!
*کسی با تبلیغ تلویزیونی فیلم شما مشکل ندارد. سوء تفاهم فقط به دلیل بالا بودن حجم تیزرهایتان ایجاد شده.
**این
مدیران سیما هستند که بایستی درباره کم یا زیاد بودن تعداد تیزرها توضیح
بدهند. من این حق را برای خودم قائل هستم که برای معرفی فیلم خودم به
مخاطبان، از تمام طرق قانونی استفاده کنم. اینکه «قلاده های طلا» صد تیزر
داشته و فیلم دیگر هفتاد تیزر، دلیلی بر استفاده از رانت نیست. متاسفانه
آنهایی که به چنین بحثی دامن می زنند، این نکته را متذکر نمی شوند که چرا
برخی از همین فیلمهای روی پرده، در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان تحلیل
می شوند و چه بخواهیم چه نه، بخشی از مردم این شبکه ها را می بینند. مشکل
اینجاست برخی از اینکه می بینند آدمی معتقد به انقلاب اسلامی توانسته چنین
فیلمی بسازد ناراحتند و دقیقا به همین دلیل بیش از حد بهانه گیری می کنند.
جالب اینجاست برخی از آنها که به این خاطر فیلم من را می کوبند، اصلا فیلم
را ندیده اند و ای کاش که ابتدا فیلم را ببینند و بعد ایرادگیری کنند.
*این یک واقعیت است که فیلم شما به نسبت فیلم دیگری که درباره انتخابات ساخته شده بود، اثری به مراتب شسته رفته تر و منسجم تر است...
**اصلاً
همین که فیلم مرا با «پایان نامه» مقایسه می کنند، کار نادرستی است. من
سالهاست که در سینما کار می کنم و سابقه ام به این چند سال اخیر برنمی
گردد. از اوایل دهه هفتاد فیلم ساخته ام و مدتها قبل از آن نیز پیگیر آثار
روز سینما بودم، یعنی با یک کار حساب شده و با برنامه ریزی دقیق تصمیم
گرفتم راجع به یکی از رویدادهای سیاسی اخیر فیلم بسازم.
*«قلاده های
طلا» به لحاظ ساختاری، فیلمی است استاندارد و به خصوص سکانسهای درگیریهای
خیابانی بعد از انتخابات را به گونه ای دقیق بازآفرینی کرده اید، اما به
لحاظ موضوعی، گویا در برخی سکانس ها، منطق لازم بر فیلمنامه حاکم نیست...
**به
جرات می گویم فیلم من نه فقط به لحاظ ساختاری، بلکه به لحاظ موضوعی هم یک
اثر موجه است. «قلاده های طلا» اثری است درباره وحدت ملی و خط داستانی لحاظ
شده برای شرح رویدادها نیز طوری پیش می رود که همین وحدت ملی در پایان کار
به چشم بیاید. من می خواهم بگویم که نباید اجازه داد بیگانگان به وحدت ملی
ما خدشه وارد کنند. آیا این دور از منطق است؟
*منظورم از عدم منطق،
ناظر به هسته اصلی فیلمنامه شماست که در آن تمامی حوادث بعد از انتخابات
توسط یک گروه معدود که توسط جاسوس MI6 رهبری می شوند شکل می گیرد.
**من
سعی کردم چکیده ای از آدمهایی که آشوبهای بعد از انتخابات را شکل دادند در
فیلم به تصویر بکشم و اگر بنا بود شخصیت پردازی دقیقی از تمامی آدمهایی که
در خانه تیمی مستقر هستند را ارائه کنم مطمئنا زمان فیلم طولانی تر و این
مسأله به هنگام اکران برایم دردسرساز می شد، چون نه مخاطبان و نه
سینماداران، مایل به دیدن یا اکران فیلمی با زمانی بالای دو ساعت نیستند.
این را هم درنظر داشته باشید که وقایع زمانی فیلم به دو بخش تقسیم می شود:
بخشی مربوط به قبل از حضور آقا در نماز جمعه است و بخشی مربوط به بعد از
حضور ایشان. در بخشهای مربوط به بعد از حضور آقا در نماز جمعه است که می
بینیم صحنه گردان اصلی اتفاقات، همان عده معدود هستند، اما باز هم می گویم
ورای این اتفاقات، فیلم من می گوید که این قدر به صورت هم چنگ نزنیم و به
جای آن بکوشیم با تقویت وحدت ملی، اسباب پیشرفت جامعه را فراهم آوریم. چه
کسی نگران استحکام وحدت ملی است؟ بیگانگان و عناصر آنها! شما فکر می کنید
این همه موضع گیری نسبت به فیلم من از کجا آمده؟ از سایتهایی مثل
«بالاترین» که از سوی بیگانگان حمایت شده و به طور مرتب سعی می کنند
واقعیات را به گونه ای که خودشان می خواهند تحریف کنند. برای همین است که
من اعتقاد دارم کسی بدون دیدن فیلم و صرفاً با توجه به نظرات چنین
سایتهایی، واکنش نشان ندهد.
*یعنی شما از مخاطبان فیلمتان، می خواهید که فارغ از تعلق فکری شان، فیلم را دیده و سپس اظهارنظر کنند؟
**فیلم
باید اقناع کننده باشد، حال می خواهد این فیلم«قلاده های طلا» باشد یا
فیلم دیگر. کسی که فیلم را دیده، مطمئنا کمتر از کسی که فیلم را ندیده تحت
تاثیر القائات قرار می گیرد. بروید فیلم را ببینید و سپس درباره آن
اظهارنظر کنید. اینکه فیلم را تحریم کنیم عین رفتار فاشیستها است.
*پس با این حساب، درباره فیلمهایی مانند «گشت ارشاد» و «خصوصی» هم نباید ندیده قضاوت کرد؟!
**بله،
یک فیلم وقتی قانونا مجوز گرفت، مردم باید بروند و آن را ببینند. برای
مردم نباید تعیین تکلیف کرد. باید به شعور مردم احترام گذاشت تا خودشان
فیلم را ببینند و سره را از ناسره تشخیص بدهند.
*با توجه به آن که از
همان ابتدای تولید، فیلم تان را به عنوان «سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای
ایران» معرفی کرده بودید، برای جذب بازیگر این فیلم با مشکل مواجه نبودید؟
**من
فیلمساز سفارشی نبودم و ساخت «قلاده های طلا» هم به من سفارش نشد. براساس
آنچه در بطن جامعه دیدم ایده ای به ذهنم رسید و آن را به فیلمنامه تبدیل
کردم و سپس تصمیم گرفتم آن را بسازم. از بازیگران مدنظرم هم خواستم
فیلمنامه را به طور کامل خوانده و سپس درباره ایفای نقش در آن تصمیم
بگیرند. به هیچ بازیگری ایفای نقش در این فیلم تحمیل نشد و تمامی بازیگران
با میل خود در فیلم حضور پیدا کردند. تمامی بازیگران و به خصوص امین حیایی و
علیرام نورایی برای ایفای نقش خود زحمات زیادی را متحمل شدند. بخش عمده ای
از نقش این دو نفر، در سکانسهای اکشن خلاصه می شد و برای همین از آنها
خواستم تواناییهای فیزیکی خود را تا می توانند بالا ببرند.
*در تعلیقهای داستانی مرتبط با حضور یک جاسوس در دستگاه اطلاعاتی، نوعی گرته برداری از سینمای آلفرد هیچکاک به چشم می خورد...
**در
نوشتن فیلمنامه این کار،تحت تاثیر فیلمساز خاصی نبودم، اما به هر حال من
هم مثل شما مخاطب سینما هستم و نه فقط آثار هیچکاک، که بسیاری از آثار
جاسوسی سالهای اخیر سینمای جهان را دیده ام. در ساخت یک اثر جاسوسی شما
باید ابتدا به خلق گره پرداخته و سپس قدم به قدم در راه کشف گره گام
بردارید. من هم از چنین روشی استفاده کردم. به جز آن، از طراحی صحنه کار
گرفته تا قاب بندی های آن و حتی تدوین درست، به گونه ای پیش رفتم که ریتم
فیلم حفظ شود.