کد خبر: ۶۲۵۹۲۱
تاریخ انتشار: ۱۰ : ۰۰ - ۱۳ تير ۱۴۰۰

یادداشت‌های محمدعلی‌ فروغی، شنبه ۱۲ تیر ۱۲۹۹؛ می‌گریستم که مردم دنیا چه خوش‌اند و ما چه ناخوش

رود طیمس است و این دو سه روز آن‌جا قایق‌دوانی می‌کنند... عصر برای آن‌ها که سبقت یافته بودند به دست یک خانم محترمه جایزه می‌دادند... مردم انگلیس خیلی به این چیزها عشق دارند و اهمیت می‌دهند. میرزا حسین‌خان هم خیلی مشغول بود و آن‌ها که پیش می‌افتادند یادداشت می‌کرد. من فکر می‌کردم به چه درد من می‌خورد؟ غالبا در عالم فکر تنها می‌شدم و یاد اهل و دیار می‌کردم و می‌گریستم که مردم دنیا چه خوش‌اند و ما چه ناخوش. باری تفرجی بود و سیاحتی.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛  با میرزا حسین‌خان قرار گذاشته برویم به Henley که کنار رود طیمس است و این دو سه روز آن‌جا قایق‌دوانی می‌کنند. پس با راه‌آهن رفتیم. یک ساعت راه بود. کنار راه چقدر باصفا بود. به وصف نمی‌آید. حقیقتا تمام مملکت مثل یک باغ بسیار باصفای سبز و خرم است. آن‌جا هم خوب بود. جمعیتی بود و اگر هوا نامساعد نبود شاید جمعیت بیش‌تر هم می‌شد. حسن اتفاق محل سرپوشیده یعنی چادرزده هم بود و الا از باران زحمت می‌دیدیم.

قبل از ناهار و بعد از ناهار چند فقره قایق‌دوانی کردند. هر دفعه دو قایق بود که در هر قایق یک یا دو یا چهار یا هشت نفر پارو می‌زدند و غالبا آن‌ها جوان‌های مدارس بودند، مخصوصا از اکسفورد. عصر برای آن‌ها که سبقت یافته بودند به دست یک خانم محترمه جایزه می‌دادند. ما برای موقع جایزه دادن نماندیم چون دیر می‌شد. ناهار زیر یک ناهارخوری مخصوص این کار خوردیم، هم‌چنین چای.

مردم انگلیس خیلی به این چیزها عشق دارند و اهمیت می‌دهند. میرزا حسین‌خان هم خیلی مشغول بود و آن‌ها که پیش می‌افتادند یادداشت می‌کرد. من فکر می‌کردم به چه درد من می‌خورد؟ غالبا در عالم فکر تنها می‌شدم و یاد اهل و دیار می‌کردم و می‌گریستم که مردم دنیا چه خوش‌اند و ما چه ناخوش. باری تفرجی بود و سیاحتی. شام به هوتل کارلتن برگشتم و با رفقا شب را سر کردیم.

 

منبع: یادداشت‌های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش محمدافشین وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران: سخن، چاپ هفتم، صص ۴۲۱ و ۴۲۲.

آموزشگاه آرایشگری سرای نمونه
نظرات بینندگان