کد خبر: ۶۶۸۹۷۹
تاریخ انتشار: ۲۳ : ۰۳ - ۱۰ فروردين ۱۴۰۱

سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳۶۸؛ امام‌ خمینی با استعفای آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری موافقت کردند

امام خمینی: «... صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید...» آیت‌الله منتظری: «عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می‌کنم و از حضرت‌عالی تقاضا می‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده‌ی اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند.» امام خمینی: «از این‌که عدم آمادگی خود را برای پست قائم‌مقامی رهبری اعلام کرده‌اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر می‌کنم.»
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»: روز یک‌شنبه ششم فروردین‌ماه دو ماه پیش از رحلت امام خمینی، ایشان طی نامه‌ای خطاب به آیت‌الله منتظری که آن زمان قائم‌مقام رهبری بودند، نوشتند که وی صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌ است. آیت‌الله منتظری در واکنش به این نامه فردای آن روز طی نامه‌ای به امام خمینی از این قائم‌مقامی رهبری استعفا کردند. امام خمینی نیز بلافاصله روز سه‌شنبه هشتم فروردین‌ماه در پاسخ به این نامه با استعفای ایشان از این مقام موافقت کردند. متن سه نامه‌ی یادشده را در ادامه می‌خوانید:

نامه‌ی امام خمینی خطاب به آیت‌الله منتظری

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پرخون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برای‌تان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه‌ی اخیرتان نوشته‌اید که «نظر تو را شرعاً بر نظر خودم مقدم می‌دانم، خدا را در نظر می‌گیرم و مسائل را گوشزد می‌کنم.» از آن‌جا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آن‌ها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.

شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌های‌تان، نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به ‌قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته‌شده‌ی منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آن‌ها نمی‌دیدم، مثلاً در همین دفاعیه‌ی شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.

در مسئله‌ی مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه‌ی متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با این‌که برای‌تان ثابت شده بود که او قاتل است، مرتب پیغام می‌دادید که «او را نکشید». از قضایای مثل قضیه‌ی مهدی هاشمی که بسیار است و من حالِ بازگو کردن تمامی آن‌ها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که برای شما پول می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند.

بحمدالله از این پس شما مسئله‌ی مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید ــ که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرت‌تان را خراب‌تر می‌کند ــ با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:

۱. سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

۲. از آن‌جا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

۳. دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

۴. نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به ‌وسیله‌ی شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ــ روحی له الفدا ــ و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید، برای این‌که در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمک‌تان کند.

والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید، ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این‌گونه کارهای‌تان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. والله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدمی خوبی می‌دانستم. والله قسم، من رأی به ریاست‌جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستانم مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. من کار به تاریخ و آن‌چه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب‌مان پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آن‌ها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تأثیر دروغ‌های دیکته‌شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند، نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هرچه هست او است.

والسلام

یکشنبه ۶ر۱ر۶۸

روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفه امام(ره)، ج ۲۱، ص ۳۳۰)

 

متن استعفانامه‌ی آیت‌الله منتظری

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

محضر مبارک آیت‌الله العظمی خمینی مد ظله‌العالی

پس از سلام و تحیت

مرقومه‌ی شریفه‌ ۶ر۱ر ۶۸ واصل شد. ضمن تشکل از ارشادات و راهنمایی‌های حضرت‌عالی به عرض می‌رساند مطمئن باشید همان‌طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه‌ی مراحل هم‌چون سربازی فداکار و ازخودگذشته و مطیع در کنار حضرت‌عالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده‌ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات حضرت‌عالی می‌دانم زیرا بقا و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام معظم رهبری است. برای هیچ‌کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تاکنون در سایه‌ی رهبری و ارشادات حضرت‌عالی از خطرات مهمی گذشته و دشمنان زیادی هم‌چون منافقی کوردل که دست‌شان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیت‌های عزیز و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است، و سایر جناح‌های مخالف و ضدانقلاب و سازش‌کار و لیبرال‌مآب‌های کج‌فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است آیا جنایات هول‌ناک و ضربات ناجوانمردانه‌ی این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش‌شدنی است؟ و اگر بلندگوهای آنان و رادیوهای بیگانه خیال می‌کنند با جوسازی‌ها و نشر اکاذیب و شایعه‌پراکنی‌ها به نام این‌جانب می‌توانند به هدف شوم خود برسند و در هم‌بستگی ملت ما رخنه کنند سخت در اشتباه‌اند.

و راجع به تعیین این‌جانب به عنوان قائم‌مقام رهبری، خود من از اول جدا مخالف بودم و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین این‌جانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می‌کنم و از حضرت‌عالی تقاضا می‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده‌ی اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند. به من اجازه فرمایید هم‌چون گذشته یک طلبه‌ی کوچک و حقیر در حوزه‌ي علمیه به تدریس و فعالیت‌های علمی و خدمت به اسلام و انقلاب زیر سایه‌ی رهبری حکیمانه‌ي حضرت‌عالی اشتغال داشته باشم.

و اگر اشتباهات و ضعف‌هایی که لازمه‌ی طبیعت انسان است رخ داده باشد ان‌شاءالله با رهبری‌های حضرت‌عالی مرتفع گردد. و از همه‌ی برادران و خواهران عزیز و علاقه‌مند تقاضا می‌کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم به بهانه‌ی حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه‌ای به زبان جاری نمایند؛ زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی‌خواهند امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنمایی‌های ارزنده‌ی خود بهره‌مند و از دعای خیر فراموش نفرمایید.

والسلام‌ علیکم و رحمت‌الله برکاته – ۷ر۱ر۶۸

حسینعلی منتظری (کیهان، چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۶۸)

 

پاسخ امام و پذیرش استعفا

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب حجت‌الاسلام و المسلیمن آقای منتظری دامت افاضاته

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما

همان‌طور که نوشته‌اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کاری مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می‌خواهد و به همین جهت هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم و در این زمینه هردو مثل هم فکر می‌کردیم؛ ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من هم نمی‌خواستم در محدوده‌ی قانونی آن‌ها دخالت کنم. از این‌که عدم آمادگی خود را برای پست قائم‌مقامی رهبری اعلام کرده‌اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر می‌کنم.

همه می‌دانند که شما حاصل عمر من بوده‌اید و من به شما شدیدا علاقه‌مندم برای این‌که اشتباهات گذشته تکرار نگردد به شما نصیحت می‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‌زنند جدا جلوگیری کنید.

من این تذکر را در قضیه‌ی مهدی هاشمی هم به شما دادم. من صلاح شما و انقلاب را در این می‌بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند. از پخش دروغ‌های رادیو بیگانه متاثر نباشید مردم ما شما را خوب می‌شناسند و حیله‌های دشمن را هم خوب درک کرده‌اند که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران کینه‌ی خود را به اسلام نشان می‌دهند. طلاب عزیز، ائمه‌ی محترم جمعه و جماعت، روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون باید برای مردم این قضیه‌ی ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم. جناب‌عالی ان‌شاءالله با درس و بحث خود حوزه‌ و نظام را گرمی می‌بخشید.

والسلام علیکم

۸ر۱ر۶۸

روح‌الله الموسوی الخمینی (کیهان: چهارشنبه ۹ فروردین ۶۸)

نظرات بینندگان