کد خبر: ۶۷۰۱۸۳
تاریخ انتشار: ۰۲ : ۰۰ - ۱۸ فروردين ۱۴۰۱

«بازجویی از صدام» به قلم مامور اطلاعاتی سیا، شماره ۴۶: صدام گفت: اگر بخواهید به درون وجه انسانی صدام حسین نگاهی بیندازید، کتاب‌ها می‌توانید بنویسید

«بازجویی از صدام» به قلم مامور اطلاعاتی سیا، شماره ۴۶: صدام گفت: اگر بخواهید به درون وجه انسانی صدام حسین نگاهی بیندازید، کتاب‌ها می‌توانید بنویسید مامور اطلاعاتی سیا: ... من دوستان زیادی در حکومت نداشتم. دوستی کردن با اشخاص حکومتی دردسرساز و تعهدآور است. از سوی دیگر، همه‌ي رفقا و برادران را به یک چشم می‌دیدم مشروط به این‌که وفادار و قابل اعتماد باشند. اگر بخواهید به درون وجه انسانی صدام حسین نگاهی بیندازید و این‌که چگونه با رفقایش برخورد می‌کرد، کتاب‌ها می‌توانید بنویسید.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛ روزی درباره‌ي وزارت خارجه‌ی عراق از صدام پرسیدم، و صحبتی طولانی و روشنگرانه درباره‌ی این داشتیم که او چگونه با دیوان‌سالاری آن را اداره می‌کرد. او در سال ۱۹۹۸ دیپلمات‌ها را جابه‌جا کرد و بسیاری از سفیران را به بغداد فراخواند. از او درباره‌ی این تغییرات پرسیدم، گفت که این کار دلیل خاصی نداشت. او فقط تصور می‌کرده که الان وقت آن است تا برخی از دیپلمات‌ها را که سال‌ها خارج از کشور بودند به عراق بازگرداند.

وقتی سعی کردم سربه‌سرش بگذارم که انگیزه‌ای پنهانی در این کار داشته است، این دیدگاه را رد کرد: «به نظرم تو فکر می‌کنی که من قدرت بیش‌تری از آن‌چه باید داشته باشم، داشتم.» به طور خاص درباره‌ی فراخواندن نزار حمدون پرسیدم که نماینده‌ی پیشین عراق در سازمان ملل بود و سخن‌گوی موثر او در غرب به شمار می‌رفت. گفتم، حمدون نظام بین‌المللی و سازمان ملل را می‌شناخت و می‌دانست چگونه از رسانه‌ها برای رساندن پیام خود به افکار عمومی آمریکا استفاده کند، کاری که دیپلمات‌های معدودی در منطقه‌ قادر به انجام آن هستند. صدام موافق بود ولی گفت که حمدون سرطان داشت. «آمریکا بهترین کشور برای درمان سرطان است ولی ما در شورای فرماندهی دستوری صادر کرده بودیم که نمی‌توانیم به خاطر مسائل درمانی کسی را از وزارت خارجه به خارج اعزام کنیم. شخصا شرمسار بودم و رئیس‌جمهوری می‌تواند افراد را برای درمان بفرستد. لذا، از آن‌جایی که پیر بود و از پیش از انقلاب سال ۱۹۶۸ وفادار به حزب بعث شناخته می‌شد، و جزء آن دسته از آدم‌هایی هم بود که شناخت و اعتماد شخصی به او داشتم، او را اعزام کردم. بنابراین... پنج هزار دلار برای درمان به او دادم. این هدیه‌ای شخصی بود چون استحقاقش را داشت. او رفیقم نبود. من دوستان زیادی در حکومت نداشتم. دوستی کردن با اشخاص حکومتی دردسرساز و تعهدآور است. از سوی دیگر، همه‌ي رفقا و برادران را به یک چشم می‌دیدم مشروط به این‌که وفادار و قابل اعتماد باشند. اگر بخواهید به درون وجه انسانی صدام حسین نگاهی بیندازید و این‌که چگونه با رفقایش برخورد می‌کرد، کتاب‌ها می‌توانید بنویسید.»

پنج هزار دلار به اندازه‌ي یک پاپاسی بود، شاید چون صدام هیچ ایده‌ای نداشت که درمان سرطان در ایالات متحده چقدر هزینه‌‌بر است یا احتمالا بیش‌تر به دلیل این‌که خلقش از حمدون تنگ بود چون این دیپلمات طی سال‌های متمادی ارتباطی نزدیک در حکومت آمریکا برقرار کرده بود.

ادامه دارد...

منبع: جان نیکسون، «بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور»، تهران: ترجمه‌ی هوشنگ جیرانی، کتاب پارسه، چاپ شانزدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۶۱-۱۶۳.

نظرات بینندگان
captcha