کد خبر: ۷۳۱۶۷
تاریخ انتشار: ۳۰ : ۰۹ - ۲۴ مرداد ۱۳۹۱

"راه سنگلاخ فوتبال" يا قهرمانان المپيكي

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
المپيك سي‌ام (2012 لندن) هم با همه فرازونشيب‌هايش پايان يافت. خاموش‌شدن مشعل المپيك‌ها پايان ورزش نيست. بلكه آغازي دوباره است همچنانكه المپيك‌هاي قبل آغاز و پاياني داشتند و مشعل هر دوره در ابتدا باشكوه و زيبايي روشن و باشكوه‌تر و زيباتر از قبل پايان گرفت. اما المپيك سي‌ام (لندن) عليرغم شگفتي‌هاي بسيارش براي ورزش ايران حاوي نكات و پندهاي بزرگ و كوچك بود كه مي‌تواند در آينده ره توشه سيستم ورزش باشد و هم تجربه‌اي گرانبها براي تك تك رشته‌هايي كه در كوران المپيك 2012 در عرصه رقابتها حضور داشتند.ضمن آنكه المپيك 2012 لندن مي‌تواند سرآغازي براي كل ورزش كشور قلمداد گردد.
آنچه كه اين دوره از بازيهاي المپيك براي ورزش، ورزشكاران، دست‌اندركاران ورزشي، مسئولان ورزش و حتي مسئولان دولتي و حكومتي مي‌‌تواند به ارمغان آورده باشد باور حقيقي است و رسيدن به اين واقعيت كه ساختار ورزش كشور نيازمند يك تحول و دگرگوني اساسي است.
اگر در پايان هر دوره بازيها با تاسف بسيار به دنبال يافتن علت و معلولها براي توجيه شكست‌ها بوديم اين دوره خوشبختانه درصدد رسيدن به دلايلي هستيم كه بزرگي ورزش و قهرمانانمان را در بزرگترين رويداد ورزشي جهان رقم زدند.
در اين ميان نبايد فقط از درون و يا بيرون به سيستم و ساختار ورزش نگاه كرد بلكه دقت و توجه تواما از هر دو منظر و قياس هر دو مورد در كنار هم آن هم به درستي و با نيت كارشناسي شده مي‌تواند پويايي ورزش در آينده را ميسر كند.
بر همين اساس اگر ناكامي‌ پي‌درپي تيم‌هاي ملي فوتبال دريكي ، دو سال اخير را به اضافه شكست تيم‌هاي مطرح و رده اول فوتبال كشور در همين چهار هفته نخست رقابتهاي ليگ برتر باشگاههاي كشور (جام خليج فاررس)را با افتخار‌آفريني‌هاي تاريخي قهرمانان در المپيك 2012 لندن مقايسه كنيم براي گفتن آن حقيقت گمشده‌اي كه افكار عمومي، بخصوص اذهان اكثريت كساني كه در ورزش دستي بر آتش دارند را به خودمشغول كرده كافي است.
امروز فوتبال نيم بند با هزينه‌هاي گزاف و بودجه ‌هاي ميلياردي در يك طرف ترازوي ورزش ايران قرار دارد و در طرف ديگر اين ترازو "ناميزان" خيل ملي‌پوشان افتخارآفرين كشور در رشته‌هايي نظير كشتي، وزنه‌برداري ، تكواندو، دووميداني، تيراندازي،‌كاراته، جودو و... كه با بودجه‌هاي اندك و در حد بخورونم?ر قرار گرفته‌اند كه تعدادي از آنان با حضور در عرصه المپيك چشم جهانيان را به درخشش خود خيره كردند.
اگر تا قبل از آغاز بازيهاي المپيك 2012 اين معادله چند مجهولي، لاينحل مانده بود، امروز با شگفتي‌هايي كه قهرمانان دلاور ايران در لندن به ارمغان آوردند، پاسخ اين معادله به سادگي براي همگان معلوم گشت. معادله‌اي كه ورزش ايران طي چند دهه قبل بدون آنكه بدنبال پاسخ آن باشد به بيراهه رفت. و هنوز هم همچنان بر آن راه كه حتي كور سوي ام?دي هم به نتيجه آن نيست تاكيد دارد! " راه سنگلاخ فوتبال" نه تنها بودجه‌ و هزينه‌هاي بي‌حدوحصر ورزش را بلعيد كه متاسفانه پس از سالها هياهو و تبليغات پوچ، ارمغان آن عليرغم عقب‌افتادگي ديگر ورزش‌ها و ناكام ماندن رشته‌هاي قهرمان پرورو ملي‌پوشان آنها، فوتبالي بدون اخلاق، پرحاشيه و بدون نتيجه است.
مسير نادرستي كه پيش از ما كشورهاي ديگري نظير ژاپن و تركيه طي كرده و به مقصود نرسيدند. تركيه چند دهه پيش، مسير ورزش خود را توجه به فوتبال و پيشرفت در آن گذاشت اما وقتي سردمداران ورزشي اين كشور به آن نتيجه‌اي كه مدنظرشان بود نرسيدند خيلي زود به اشتباه خود پي برده و به ورزش‌هايي روآوردند كه در نزد عموم ريشه داشت تركيه در اولين فرصت بازسازي كشتي خود را در دستور برنامه‌هاي كلان ورزشي قرار داد.ژاپني‌ها نيز همين اشتباه را داشتند و سرمايه‌گذاري در فوتبال در اولويت ورزش اين كشور قرار گرفت اما همين چشم بادامي‌ها نيز مدتي است كه از خواب غفلت بيدار شده و در كنار فوتبال در ديگر رشته‌ها بخصوص رشته‌هاي انفرادي كه روزگاري ژاپن مهد آنان محسوب مي‌شد را مورد توجه بيش از پيش قرار داده‌اندهمانگونه كه در همين المپيك شاهد بوديم پس از چند دوره ژاپني‌ها به صدر ژيمناستيك جهان بازگشتند و ورزشكاران آنان در لندن خوش درخشيدند.
چيني‌‌ها هم در اين خصوص مستثن? نيستند و چند سالي است كه مجددا رشته وزنه‌برداري را مجدانه پي گرفته و در حال حاضر يكي از قطب‌هاي اين ورزش در دنيا به حساب مي‌آيند امروز مي‌بين?م حتي سكانداران ورزش كشور پرنفوس هندوستان با جمعيت ميلياردي خود بدون آنكه به دنياي پرزرق و برق فوتبال توجهي داشته باشند. و ظواهر مجلل آن كارگزاران سياست هند را غافل كند رشته‌هايي ‌نظير كشتي (آزاد و فرنگي) را از رده پايه در صدر برنامه‌ها قرار داده تا جايي كه تيم‌هاي نوجوانان و جوانان آنان در سطح قاره آسيا جز بهترين‌ها بشمار مي‌روند ضمن آنكه پيشرفت كشتي‌گيران هندي را نيز در رقابتهاي كشتي المپيك لندن بخوبي مشاهده كرديم.
بدون شك و خوشبختانه امروز در كشورمان "راه سنگلاخ فوتبال" براي همگان مسجل شده است و فقط شهامت لازم دارد تا دست‌اندركاران ورزشي و همچنين برنامه‌ريزان و تصميم‌گيرندگان در راس كشور، مجلس و دولت، ورزش كشور را از بيراهه به جاده ترقي و پيشرفت هدايت كنند. كسب نشان‌هاي باارزش المپيك توسط كشتي، وزنه‌برداري و دووميداني و حتي نتيجه رضايت‌بخش تيراندازي بخودي خود كافي است تا ببينيم پس از اين، مشكل بزرگ ورزش‌ ما چيست؟
قهرماني تاريخي فرنگي‌كاران و كسب 3 مدال طلا براي نخستين بار نشان از اين مي‌دهد كه چنانچه خواستار تداوم اين موفقيت‌ها هستيم به جاي هزينه‌هاي گزاف در فوتبال و اهميت ويژه تنها به چند ورزشكار اين رشته، بايد به رشته‌هايي كه ريشه‌دار هستند و در نزد مردم و جوانان اين مرزوبوم مورد اقبال و توجه و احترام مي‌باشند توجه كرد.
كافي است فقط به نتايج تعدادي از تيم‌ها و رشته‌هايي كه در كوران همين بازيهاي المپيك 2012 در مسابقات مختلفي كه خارج از ميدان رويدادهاي لندن برگزار شد و نمايندگان ايران در آنها حضور داشتند نظر كنيم به راحتي به ضعف ورزشكارانمان در آن دسته از ورزش‌‌هايي كه عمدتا هم وارداتي هستند پي خواهيم برد. البته هدف از اين نوشته حذف و يا منع بعضي از ورزش‌ها نيست بلكه منظور اين مقاله اولويت دادن به تيم‌ها و ملي‌پوشان است كه مي‌توانند در عرصه‌هاي بين‌المللي چون المپيك و رقابتهاي جهاني و آسيايي پرچم پرافتخار ايران را به اهتزاز درآورند ورزش‌هايي كه پناسيل آنان در نزد جوانان ما به صورت ذاتي وجود دارد و تجربه سالها حضور در اين رشته‌ها ثابت كرده كه مي‌توان به موفقيت آنان بيش از پيش اميدوار بود.
بدون شك يكي از دلايلي كه منجر به توفيق ورزشكاران در بازيهاي 2012 المپيك لندن شد، پشت‌كار ورزشكاران و كادر فني و مربيگري آنان بود نظير كشتي فرنگي كه طي چهار سال گذشته برنامه‌ريزيهايي كه محمد بنا و فدراسيون سابق بعد از پكن براي كشتي‌فرنگي داشتند امروز در المپيك لندن به منصه ظهور نشست، يكي ازدلايل بزرگ هم كه ما براي اولين بار در رشته‌هاي دووميداني و تيراندازي به كسب موفقيت نايل شديم حاصل سياست‌هايي بود كه توسط روساي سابق كميته ملي المپيك (هاشمي طبا و قراخانلو) اعمال شد و نتايج آن در اين برهه نمايان گرديد. حضور با ورزشكاران و رشته‌هاي بيشتر در بازيهاي المپيك و آسيايي برنامه كميته ملي المپيك قبل بود كه تيم قراخانلو آن را به اجرا درآورد و پاي رشته‌هايي نظير تيراندازي، شنا، قايقراني و... با شركت در مسابقات گزينشي كسب سهميه به بازيهاي المپيك باز شد. همچنانكه شركت حداكثري در بازيهاي آسيايي گوانگ‌جو و كسب 20 مدال دليلي بر اين مدعاست.
پيروي‌نكردن كميته ملي المپيك از اقدامات سنتي چند دهه گذشته و سوق دادن آن به سمت علمي كردن برنامه‌ها و امكاناتي كه در اختيار فدراسيونها قرار گرفت و صرفا ساختن آكادمي علمي المپيك در مجموعه انقلاب به عنوان يك مجموعه علمي آكادميك براي اولين بار در ورزش كه امروز چشم و چراغ ورزش محسوب مي‌شود نيز يكي از اقدامات اساسي مهندس هاشمي طبا در زمان مسئوليت خود در سازمان ورزش و كميته ملي المپيك بود. همچنانكه برنامه تست‌گيري از ورزشكاران از همان دوران به عنوان سياست اصلي كميته ملي المپيك براي اعزام به المپيك‌ها، بازيهاي آسيايي و رقابتهاي جهاني قرار گرفت. حال ورزش نيازمند يك دگرگوني ديگر است. دگرگوني در شاخص‌هاي اختصاص بودجه به ورزشها. حالي مي‌بايست اين معادله كه كل پاداش‌هايي كه به 12 مدال‌آور المپيك تعلق مي‌گيرد با رقم دستمزد يك فوتباليست برابري مي‌كند توسط مسئولان ورزشي و سردمداران كشور حل شود. اينكه دستمزد يك مربي فوتبال ميلياردي است و موفقيتي هم بدست نمي‌آورند اما دستمزد مربي تيم‌ ملي كشتي فرنگي ما با نتيجه خيره‌كننده قهرماني المپيك با كسب سه مدال طلاي باارزش كه اصلا ارزش مالي نمي‌توان روي آن گذاشت به يك دهم درآمدهاي يك فوتباليست هم نمي‌رسد. ديگر قابل گذشت و درك نيست. متاسفانه تا بحال مديريت در هزينه كردها يكي از اشكالات بزرگ ورزش ايران بوده است همين اشكال بزرگ بخودي خود توانسته ضمن ضربه‌زدن به اركان ورزش بارقه‌هاي اميد را در نزد جوانان و نوجوانان مستعد در ديگر رشته‌ها هم رنگ كند. چنانچه هزينة‌ها براساس دستاوردها، شايستگي‌ها و در جاي خودش هزينه گردد به مراتب نتيجه بخش‌تر خواهد بود و اميدها به پرواز بالاتر ورزش در جهان بيشتر مي‌شود.
نظرات بینندگان
captcha