پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : طي يك سال گذشته حجم فروش تسليحات امريكا در جهان از 4/21 در سال 2010 به
3/61 ميليارد دلار در سال 2011 رسيده كه نشان از يك افزايش سهبرابري
ميدهد كه اين حجم كلا 79 درصد حجم تجارت جهاني اسلحه در سال مذكور به مبلغ
3/85 ميليارد دلار است. نمودارهاي زير از روزنامه نيويوركتايمز جزييات
روند صعودي آن و نيز ميزان افزايش 35درصدي سهم بازار تسليحاتي امريكا در
جهان را نشان ميدهند. سود حاصله از اين صنعت كه از طرفي به قيمت فقير شدن
كشورهاي در حال توسعه و از طرف ديگر ايجاد تشنج و درگيري در مناطق مختلف
جهان و مخصوصا در منطقه حساس خاورميانه تمام ميشود آنقدر مستكننده است كه
بعيد است مقامات امريكايي گوش به نصيحتهاي خيرخواهانه بدهند. اتفاقا
منحني به خوبي نشان ميدهد كه سير صعودي بيشتر در زمان حاكميت دموكراتها
بر كاخ سفيد صورت گرفته است. حالا فرض كنيد هر گروه مخالفي با كمكهاي
اهدايي كشورهاي ديگر در هر كشوري با دستيابي به موشكهاي ضدهوايي و با كمك
ماشين تبليغاتي غربي آن كشور را منطقه ممنوعه پروازي كند چه بلبشويي در
دنيا از قبل مديريت جهاني امريكا در پرتو توسعه فروش تسليحات راه خواهد
افتاد! نگاهي به اخبار حضور ناو و سربازان امريكايي در نزديكي سواحل يكي از
مهمترين و حساسترين ... كشورهاي منطقه خاورميانه براي ايجاد آمادگي
مداخله در سوريه و نيز حضور كماندوهاي انگليسي و فرانسوي به طور
غيرقانوني براي آموزش و هدايت درگيريهاي كنوني در سوريه و كنترل حوادث و
اتفاقات آينده بهخوبي دلايل بالا رفتن حجم فروش تسليحات امريكايي و سياست
افزايش تنشهاي منطقهيي براي مصرف تسليحات توليدشده صنايع تسليحاتي
امريكا با چنين حجمي از مبادلات را نشان ميدهد.
با اين مقدمه نگاهي ميكنيم به مسائل كنوني سوريه و آنچه در حاشيه اجلاس
سران عدم تعهد در اين زمينه اتفاق افتاد و مخصوصا تحركات سياسي بان كي
مون دبيركل سازمان ملل متحدي كه مهمترين وظيفهاش حفظ صلح و ثبات جهاني
است. در قضيه سوريه با توجه به بافت جمعيتي اين كشور كه خود مساله بسيار
پيچيدهيي است مخالفان دولت سوريه نيز يكدست نبوده و از همين تنوع جمعيتي و
اهدافي برخوردار و ضمنا غرب هم به آنها اعتمادي ندارد و به عنوان وسيله
از آنها استفاده ميكند و به همين دليل هم فعاليت و اقدامات آنها جنگ
نيابتي ناميده شده است. البته اين جداي از خواسته واقعي مردم سوريه براي
برخورداري از حكومتي شامل براي برقراري امنيت و رفاه است.
و هماكنون رياست ايران بر جنبش عدم تعهد شرايطي را به وجود آورده كه
ايران بايد با استفاده از اين شرايط دو طرف را كنار ميز مذاكره نشانده و
اين كشور را از خطر يك جنگ داخلي و تقسيم يك كشور اسلامي ديگر برهاند.
نتيجتا در كنار ايجاد صلح در منطقه بار ديگر نشان داده خواهد شد كه ايران
بهدنبال تحقق صلح و ثبات از طريق مسووليتپذيري بينالمللي است و امريكا
درصدد شعلهور ساختن جنگ داخلي در سوريه. امريكا در شرايط كنوني در غياب
عدم توانايي در حل مساله خاورميانه و در هسته مركزي آن مساله فلسطين درصدد
مديريت آن از طريق ايجاد بحرانهاي فرعي براي كشورهايي كه در مقابل
زيادهخواهيهاي رژيم صهيونيستي ايستادهاند، است تا در پرتو ايجاد مناطق
تنشزا بتواند تسليحاتش را به كشورهاي پولدار فروخته و وجه حاصل از فروش
مواد خام اوليه و مخصوصا نفت را مجددا به خود برگرداند.
ايران بحران سوريه را فارغ از مساله داخلي سوريه و انتظاراتي كه مردم اين
كشور از حكومت و دولت خود دارند بايد ببيند. البته اگرچه امريكا و دوستانش
قائل به دخالت موثر و مسوولانه ايران در مساله سوريه نيستند ولي نقشي كه
ايران ميتواند در مصالحه در اين كشور ايفا كند بر كسي پوشيده نيست و اين
مساله بايد با فعال ساختن جنبش عدم تعهد ضمن برملا ساختن اهداف امريكا در
سوريه از كمك تمام كشورهاي عضو براي استقرار صلح در اين كشور استفاده كند.
البته راهبرد ايران در اين قضيه بايد فراتر از مسائل داخلي و حقوق مردم
سوريه براي داشتن حكومتي فراگير، كه همه اقشار و گروهها بتوانند آزادانه
در انتخابات شركت كرده و نمايندگان خود را به نهادهاي قانونگذاري و اجرايي
گسيل دارند، باشد و مردم سوريه بدون دخالت خارجي بايد به تعيين سرنوشت
خود بپردازند زيرا هرجا دولتهاي خارجي و مخصوصا دولتهاي استعمارگر همچون
امريكا پا بگذارند پاكترين و اصيلترين جنبشهاي اجتماعي را آلوده و از
مسير خود در دستيابي به اهداف پاك و حقه خويش منحرف ميكنند. لذا
خواستههاي مشروع مردم سوريه با آنچه در سوريه در جريان است تا حدي متفاوت
بوده و برنده تداوم اين وضع در يك نتيجه نهاييتر رژيم صهيونيستي خواهد
بود، نه مردم سوريه كه حتي ممكن است تا مرز جنگ داخلي نيز پيش بروند. در
حقيقت با اين توضيح به پيچيدگي صحنه سوريه و آنچه در جريان است، پي
ميبريم.
ايران نقشي بسيار حساس و تعيينكننده در خاورميانه دارد و امريكا نيز
نميتواند اين نقش را ناديده بگيرد و اتفاقا به نفع صلح جهاني است كه
امريكا از اين توانمندي ايران براي استقرار آرامش در سوريه استفاده كند و
هماكنون بايد تمام ظرفيت جنبش عدم تعهد و مخصوصا كشورهاي موثر آن را براي
ايجاد صلح در سوريه به كار گرفت تا با قطع كمكهاي تسليحاتي از سوي
امريكا به مخالفان دولت سوريه دو طرف بتوانند در يك فضاي سياسي به گفتوگو و
حل مرضيالطرفيني مسائل خود بپردازند. در اين راه تماس و همكاري با
مخالفان وطنپرست و دولت سوريه براي ايجاد زمينه گفتوگوي ملي و برملا كردن
اهداف امريكا در سوريه و برخورد دوگانه امريكا با مسائل منطقه از اولويت
بالايي براي جلوگيري از شعلهور شدن تنشهاي جهاني برخوردار است. با اجراي
اين راهبرد ايران به دنيا نشان خواهد داد كه برخلاف غرب و دوستانش در
منطقه كه با سياستهاي غيرشفاف به دنبال جنگافروزي هستند به دنبال مصالحه
ملي در اين كشور از طريق گفتوگو است.