
سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
«انتخاب» هر شب یادداشت های روزنوشت علم را منتشر می کند.
۲۸ مرداد ۱۳۵۲: صبح بر سر مزار شهدای ۲۸ مرداد و سپهبد زاهدی گل گذاشتم. فاتحه [ای]هم در آرامگاه شاهنشاه فقید خواندم. قسمت امور اجتماعی دربار شاهنشاهی در مورد شهدا واقعاً عالی عمل کرده است. در آن جا یک استخر شنا و وسایل ورزشی بسیار خوب آماده شده است. سابقاً مردم دسته گلهای بزرگ میآوردند. ما قدغن کردیم هر کسی یک شاخه گل بیاورد و بقیه پول دسته گل (یا سبد گل را) پول بدهد. از این کار سالی یک میلیون تومان جمع میشود. البته در فرصتهای مختلف و تشریفات متفاوت با این پول ما مدرسه، استخر شنا، درمانگاه و ... میسازیم که خیلی طرف توجه مردم واقع شده است. امروز هم احساسات خوبی نشان دادند. اما عجب این بود که بر سر مقبره زاهدی بانی کودتای ۲۸ مرداد و ساقط کننده مصدق مگس هم پر نمیزد. یاللعجب از این مردم ابن الوقت.
بعد برگشتم. شرفیاب نشدم. به فرودگاه رفتم. وقتی شاهنشاه وارد شدند. فرمودند: باز هم خبرهای بسیار بد از بلوچستان دارم که دستههای گریلای تربیت شده از عراق وارد شدهاند (در بلوچستان ما). فرمودند: ابلاغ کن خائنین اگر گیر افتادند، فوری باید محاکمه شده، اعدام شوند. عرض کردم: من هم خبر دارم، ولی غمی نداشته باشید، اوضاع تحت کنترل است، ولی باید به سرعت جنبید. در مورد افغانستان هم عرایضی دارم که به نوشهر خواهم آمد، عرض کنم. مهم است باید کار کرد و سرعت به خرج داد.
شاهنشاه تشریف بردند. من در برگشتن [مصاحبه]شاهانه را با Meet the Press در واشنگتن خواندم. بسیار عالی است. به شاه دعا کردم. فقط در مورد افغانستان فکر میکنم خوب نبود شاه و خانواده سلطنتی را به این زودی فراموش کنیم. چندی پیش هم شاهنشاه مصاحبه [ای]با یک روزنامه هندی کردند و سران عشایر را به طور کلی خائن خواندند. من عرض کردم: این صحیح نیست. فرمودند: همین که گفتهام خوب است، اصرار کردند که باشد. من بالأخره موفق شدم و اجازه گرفتم که در ترجمه فارسی و جرائد ایران این مطلب حذف شود. چه باید کرد؟ قدرت، این اعتمادها را به شخص میبخشد.
از اخبار مهم جهان قسم خوردن رئیس جمهور جدید یونان است. همه زندانیان سیاسی را عفو کرد، حتی آنها که در کودتای اخیر بحریه دست داشتهاند، و قول داد که جرائد آزاد خواهند بود و انتخابات آزاد هم تحت یک حکومت غیر نظامی ظرف یک سال انجام میپذیرد. باری پادشاه یونان هم مهمان ماست و هواپیمای شخصی شاهنشاه هم ایشان را آورده و میبرد. من سابقاً عرض کردم: خوب نیست ایشان بیایند. فرمودند: چه عیب دارد؟ (این میل علیا حضرت شهبانو به اغوای دوست یونانی ایشان الی خانم است که خیال استفاده از قبل پادشاه داشت). هزار عیب دارد. این مرد حالا مخالف رژیم جدید است، خود احمقش نباید بیاید و ما را گرفتار محظور سازد. ولی این مرد آن قدر گداست که چهار روز مهمانی را مغتنم میشمارد. در زمستان که در سنت موریتز هنوز پادشاه و مهمان ما بود خرج سلمانی خود و خانم خود و بچه هایش را در سیاهه ما مینوشت.