
جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و یکی از برجستهترین نظریهپردازان سیاسی دوران مدرن، در مصاحبهای با العربی الجدید، علاوه بر روابط آینده بین واشنگتن و تلآویو، بین ایالات متحده و متحدانش در اروپا و خاورمیانه، درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انگیزههای آن و پیامدهای احتمالی آن نیز صحبت میکند.
به گزارش انتخاب، متن این مصاحبه در ادامه میآید:
آیا فکر میکنید آمریکا و ایران به توافق خواهند رسید؟
من معتقدم دولت ترامپ متوجه شده است که در این جنگ دست بازنده را بازی میکند و رئیس جمهور آمریکا علاقه زیادی به پایان دادن به آن دارد. پیشبینی اینکه ترامپ و ایران ممکن است به چه نوع توافقی برسند، اگر اصلاً توافقی حاصل شود، دشوار است. اما در هر صورت، کاملاً واضح است که ایران در این جنگ پیروز شده است و هرگونه توافق نهایی نشان دهنده این واقعیت خواهد بود که ایران، نه ایالات متحده، پیروز از آن بیرون آمده است.
آیا این جنگ بر روابط بین اسرائیل و ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت و چگونه؟
من فکر میکنم این جنگ تأثیر منفی خواهد داشت و بخش بزرگی از آن این است که مردم ایالات متحده متوجه خواهند شد که ایالات متحده در این جنگ شکست خورده است، که این یک فاجعه برای کشور بوده است، و به دلیل شواهد روشن، اسرائیل ما را به این جنگ کشانده است، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نقش کلیدی در متقاعد کردن رئیس جمهور ترامپ داشت که ما میتوانیم به یک پیروزی سریع و قاطع دست یابیم. رئیس جمهور ترامپ برای اسرائیل وارد جنگ شد و مردم این را به خوبی درک میکنند. بنابراین، اگر برای منافع اسرائیل وارد جنگ شوید و آن جنگ به یک فاجعه تبدیل شود، اکثر آمریکاییها خواهند گفت که اسرائیل سزاوار سرزنش زیادی برای آن فاجعه است و این به روابط ایالات متحده و اسرائیل آسیب خواهد رساند.
اما با وجود نارضایتی عمومی فعلی از اسرائیل، گروههای لابی و کسانی که قدرت و پول را در دست دارند، هنوز از اسرائیل حمایت میکنند، بنابراین این جنگ چگونه این وضعیت را تغییر خواهد داد؟
خب، باید بدانید که گروههای لابیگری در دو سطح فعالیت میکنند: اول در سطح سیاستگذاری و دوم از نظر چگونگی تأثیرگذاری بر گفتمان عمومی در مورد اسرائیل. کاملاً درست میگویید که لابی اسرائیل تأثیر زیادی بر سیاست آمریکا دارد و در این مورد شکی نیست. لابی اسرائیل در تأثیرگذاری بر سیاستهای واقعی بسیار قدرتمند و مؤثر خواهد ماند. با این حال، در مورد گفتمان عمومی و نحوه صحبت عموم و نخبگان در مورد رابطه آمریکا و اسرائیل و جنگ اخیر، تأثیر لابی طرفدار اسرائیل بر این گفتمان بسیار محدود خواهد بود و این گفتمان تا حد زیادی نسبت به اسرائیل خصمانه خواهد بود. شما در حال حاضر میتوانید شواهد زیادی را ببینید که نشان میدهد افکار عمومی در ایالات متحده، حتی در میان مسیحیان انجیلی و جمهوریخواهان زیر پنجاه سال، کاهش قابل توجهی در حمایت از اسرائیل را تجربه میکند. حمایت از اسرائیل در ایالات متحده هرگز تا این حد پایین نبوده است و من معتقدم که این کاهش در آینده نیز ادامه خواهد یافت. بنابراین، از نظر چگونگی پیشبرد بحث پیرامون اسرائیل و حمایت عمومی از آن، متوجه خواهید شد که گروههای لابیگری نتوانستهاند جلوی این کاهش حمایت را بگیرند یا گفتمان عمومی را تغییر دهند، گفتمانی که همانطور که قبلاً اشاره کردم، این روزها به طور فزایندهای نسبت به اسرائیل خصمانه شده است. با این وجود، در نهایت، لابی همچنان نفوذ فوقالعادهای بر سیاست، چه در میان دموکراتها و چه در میان جمهوریخواهان، خواهد داشت.
آیا این میتواند در درازمدت تغییر کند؟
خب، در کوتاهمدت تغییر نخواهد کرد. در مورد میانمدت یا بلندمدت چطور؟ نمیتوان با اطمینان گفت، اما شرط میبندم که در میانمدت، لابی اسرائیل به اعمال نفوذ قابل توجهی بر سیاست ادامه خواهد داد. و فکر میکنم اگر تغییر قابل توجهی در نفوذ لابی بر سیاست رخ دهد، فقط در یک دوره بسیار طولانی اتفاق خواهد افتاد.
اما چه کسی میتواند مطمئن باشد؟ من و استیو والت کتاب خود را در مورد گروههای لابیگری اسرائیل در سال ۲۰۰۷ نوشتیم و فکر نمیکنم هیچکدام از ما هرگز تصور میکردیم که در سال ۲۰۲۶ اوضاع تا این حد متفاوت باشد، مردم تا این حد از قدرت لابی آگاه باشند و تا این حد از آن انتقاد کنند، و اسرائیل و ایالات متحده تا این حد احمق باشند که جنگی را آغاز کنند که چنین عواقب فاجعهباری برای هر دو کشور داشته باشد.
آیا فکر میکنید این آخرین جنگ آمریکا در خاورمیانه خواهد بود؟
من هرگز تا این حد پیش نمیروم. فکر نمیکنم کسی بتواند بگوید که این آخرین جنگ در هر جایی است، اما حدس من این است که پس از این جنگ، ایالات متحده برای ورود به جنگ دیگری در خاورمیانه بسیار مردد خواهد بود. ما چندین جنگ در منطقه خاورمیانه بزرگ داشتهایم که افغانستان و عراق نمونههای بارز آن هستند و هر دو، به هر حال، فاجعهبار بودهاند. اکنون، سومین فاجعه بزرگ، ایران است، بنابراین فکر میکنم ما به طرز چشمگیری تمایلی به شروع جنگ دیگری نخواهیم داشت.
ترامپ اظهار داشت که سهمی از نفت ایران را میخواهد، درست همانطور که با ونزوئلا چنین کرد. لفاظیهای ترامپ چگونه قانون و نظم بینالمللی را تغییر میدهد؟
من باور ندارم که رئیس جمهور ترامپ برای نفت با ایران وارد جنگ شده باشد. فکر میکنم مطلقاً هیچ ربطی به نفت نداشت. او الان این را میگوید، اما این فقط یک یاوهگوییِ دیرهنگام است. این جنگ برای نفت نیست. این جنگ برای تغییر حکومت در ایران است. نخست وزیر بنیامین نتانیاهو او را متقاعد کرد که ما میتوانیم به یک پیروزی سریع و قاطع در ایران دست یابیم و این به نفع آمریکا و اسرائیل خواهد بود. البته، نتانیاهو اشتباه میکرد و ترامپ هم احمق بود که به حرف او گوش داد.
این جنگی برای اسرائیل است. درک این نکته بسیار مهم است که ایران هیچ تهدیدی برای ایالات متحده نداشت و هیچ دلیلی برای شروع این جنگ وجود نداشت. ایران ایالات متحده را تهدید نکرد. ایران به ایالات متحده حمله نکرد. بلکه ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله کردند. دلیل این کار ما امنیت اسرائیل بود. نتانیاهو مدتها بود که به آنچه که آن را تهدید ایران میدانست، وسواس داشت و میخواست ایالات متحده را به جنگ با اسرائیل علیه ایران بکشاند. در 28 فوریه، او به خواسته خود رسید و این منجر به فاجعه شد.
این جنگ تا چه حد بر روابط بین ایالات متحده و اسرائیل و بین آمریکا و ناتو تأثیر خواهد گذاشت؟
فکر میکنم کاملاً واضح است که این جنگ پیامدهای منفی برای رابطه ایالات متحده با ناتو خواهد داشت . قبل از ۲۸ فوریه مشخص بود که روابط بین ایالات متحده و اروپا به دلیل اختلاف نظر بر سر جنگ اوکراین و تهدید رئیس جمهور ترامپ برای حمله به گرینلند و تصرف آن از دانمارک، بسیار ضعیف بود. بنابراین حتی قبل از جنگ، روابط متشنج بود. و اکنون، پس از جنگ، روابط بین اروپا و ایالات متحده حتی بدتر هم شده است.
در مورد روابط آمریکا و اسرائیل، شکی نیست که این موضوع تأثیر منفی بر روابط بین دو کشور خواهد داشت. به هر حال، رئیس جمهور ترامپ تقریباً سه سال دیگر در قدرت خواهد بود و از اسرائیلیها، به ویژه نتانیاهو، به خاطر هدایت او به این جنگ فاجعهبار عصبانی خواهد بود. واضح است که اسرائیلیها نقش کلیدی در ترغیب ترامپ به جنگ و متقاعد کردن او به توانایی خود برای دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع داشتند و وقتی این اتفاق نیفتاد، ما خود را در وضعیت بسیار دشواری یافتیم. این امر مطمئناً روابط بین ایالات متحده و اسرائیل را، حداقل برای مدتی، تیره خواهد کرد. در این مورد شکی نیست.
استفاده از زور توسط رئیس جمهور ترامپ در تعاملاتش با سایر کشورها چه تأثیری بر آینده ایالات متحده خواهد داشت؟
این جنگ پیامدهای منفی برای ریاست جمهوری ترامپ خواهد داشت و نشاندهنده یک شکست بزرگ در سیاست خارجی با پیامدهای اقتصادی و سیاسی منفی قابل توجه برای ایالات متحده است. بدون شک این جنگ به ریاست جمهوری او آسیب قابل توجهی وارد خواهد کرد. در مورد روابط ایالات متحده با سایر نقاط جهان، از جمله متحدان در شرق آسیا، اروپا و خلیج فارس، این امر پیامدهای منفی جدی خواهد داشت. در این مرحله، چه کسی میتواند با اعتماد به نفس به ایالات متحده تکیه کند؟ چه کسی میخواهد پس از آنچه در یک ماه و نیم گذشته در جنگ علیه ایران رخ داده است، زیر چتر امنیتی آمریکا پناه بگیرد؟ ایالات متحده نشان داده است که به باری بر دوش اکثر متحدان خود تبدیل شده است. کشورهای خلیج فارس را از دیدگاه آنها در نظر بگیرید: آنها معتقد بودند که ایالات متحده امنیت آنها را تأمین میکند و اتحاد نظامی با ایالات متحده بسیار مهم است.
در عوض، ایالات متحده جنگی را آغاز کرد که منجر به حمله ایران به این کشورها و وارد کردن خسارات قابل توجه شد. علاوه بر این، این جنگ منجر به کنترل ایران بر تنگه هرمز و قطع جریان نفت از خلیج فارس شد، به گونهای که به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) آسیب میرساند. بنابراین، از دیدگاه آنها، متحد ایالات متحده بودن آشکارا یک نکته منفی است.
