
رئیس سابق اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا می گوید بهترین نتیجه برای تنگه [هرمز] این است که پیشنهاد پایان محاصره در ازای واگذاری کنترل عبور و مرور داده شود. این توقف متقابل را میتوان همراه با پیشنهاد بررسی ایجاد یک نهاد حاکمیتی منطقهای برای تنگه، احتمالاً با اختیار دریافت عوارض از کشتیهایی که از آن عبور میکنند، ارائه کرد.
به گزارش «انتخاب»، ریچارد هاس رئیس سابق اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی نوشت:
در این مقطع سه گزینه پیش روی دولت ترامپ وجود دارد: تشدید، سرگردانی و مذاکره.
مشکل تشدید (از سرگیری عملیات نظامی) این است که نه به تسلیم ایران منجر میشود و نه به تغییر حکومت. همچنین تنگه را باز نخواهد کرد. در عوض، منابع نظامی محدود و رو به کاهش آمریکا را مصرف خواهد کرد. به علاوه، مجموعه اهداف باقیمانده برای ارتش آمریکا ضعیف است. حمله به تنها هدفی که میتواند اوضاع را تغییر دهد – زیرساخت انرژی ایران – حملات ایران به زیرساخت انرژی و آب همسایگانش را در پی خواهد داشت و یک بحران را به فاجعه تبدیل میکند.
سرگردانی، سیاستی است که ما را با وضع موجود رها میکند. نقص آشکار آن این است که تنگه بسته میماند که منجر به تشدید بحران اقتصادی میشود. این انتخاب تنها زمانی معنا دارد که باور داشته باشید توانایی ما برای تحمل عواقب تنگه بسته بیشتر از ایران است.
سرگردانی همچنین نیازمند اعلام خطوط قرمز آمریکا به ایران در مورد برنامه هستهای اش است. واشنگتن به تهران علامت میدهد که اقدامات خاصی از سوی آنها منجر به حملات نظامی به زیرساختهای مرتبط با هستهای خواهد شد. مشکل اینجاست که در غیاب بازرسیها، دانستن اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است دشوار خواهد بود — و حملات نظامی ممکن است به تشدید سریع و بازگشت گستردهتر خصومتها منجر شود.
گزینه سوم، فشار برای توافق است. همیشه این خطر وجود دارد که انجام این کار نشانه ضعف تلقی شود و رهبران ایران خواستههای خود را افزایش دهند. با این حال، این کمضررترین گزینه است. مذاکرات دیپلماتیک عمدتاً به دو موضوع خلاصه شده است. اولی تنگه هرمز است که بسته شدن آن باعث هرج و مرج در اقتصاد جهانی و توانایی جهان برای تغذیه خود شده است. دیگری آینده برنامه هستهای ایران است.
بهترین نتیجه برای تنگه این است که پیشنهاد پایان محاصره در ازای واگذاری کنترل عبور و مرور داده شود. این توقف متقابل را میتوان همراه با پیشنهاد بررسی ایجاد یک نهاد حاکمیتی منطقهای برای تنگه، احتمالاً با اختیار دریافت عوارض از کشتیهایی که از آن عبور میکنند، ارائه کرد.
میدانم که این امر اصل عبور آزاد را به خطر میاندازد و سابقه وحشتناکی برای سایر آبراهها ایجاد میکند، اما باید اشاره کنم که ممکن است ایالات متحده پشت فرمان نباشد. فکر کردن به اینکه بتوانیم به وضعیت پیشین بازگردیم، غیرواقعبینانه است. ما اهرم فشار چندانی نداریم. پستهای جنگطلبانه ترامپ در شبکههای اجتماعی دیگر اعتباری ندارند و همانطور که گفته شد، از سرگیری خصومتها دستاورد نظامی چندانی نخواهد داشت اما کل منطقه را در معرض خطر قرار میدهد.
با توافق بر سر تنگه یا بدون آن، ایجاد یک کانال ۲۴ ساعته بین ایالات متحده و ایران (و احتمالاً دیگران) برای رسیدگی به ترانزیت از طریق تنگه مفید خواهد بود. این کار به کاهش احتمال حوادث ناخواسته کمک میکند.
