
روزنامه اینترنتی فراز: امین ابراهیمی از فروردین ۱۴۰۰ سکان فولاد خوزستان را در دست گرفت؛ شرکتی که یکی از مهمترین تولیدکنندگان فولاد کشور محسوب میشود. حالا پس از پنج سال مدیریت، صورتهای مالی و آمارهای تولید تصویر متفاوتی از عملکرد این دوره ارائه میکنند. تولید کاهش یافته، سود خالص افت کرده و همزمان تعداد کارکنان به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
در اقتصاد و بنگاهداری یک قاعده ساده وجود دارد؛ مدیران را با نتیجه میسنجند، نه با شعارها. مهم نیست چند تفاهمنامه امضا شده یا چند مراسم افتتاح برگزار شده است؛ در نهایت آنچه اهمیت دارد، میزان تولید، سودآوری و بهرهوری یک شرکت است.
اگر این معیار را درباره فولاد خوزستان به کار ببریم، کارنامه پنج ساله امین ابراهیمی از ۱۴۰۰ تا پایان ۱۴۰۴، پیش از حمله دشمن آمریکایی-اسراییلی، پرسشهای جدی ایجاد میکند.
وقتی ابراهیمی در فروردین ۱۴۰۰ مدیرعامل فولاد خوزستان شد، این شرکت در پایان سال ۱۳۹۹ حدود ۳ میلیون و ۷۸۳ هزار تن شمش فولادی تولید کرده بود. رقمی که نهتنها نزدیک به ظرفیت ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تنی این شرکت بود بلکه نسبت به سال قبل نیز رشد داشت.
اما روند رو به رشد تولید فولاد خوزستان با مدیریت ابراهیمی دگرگون شد.
مقدار تولید فولادخوزستان در سال ۱۴۰۰ به حدود ۳ میلیون و ۳۳۰ هزار تن کاهش یافت. در سال ۱۴۰۱، ۲۴۰ هزار تن بهبود پیدا کرد، اما این روند پایدار نبود. تولید در سالهای بعد دوباره نزولی شد و در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳ میلیون و ۱۸ هزار تن رسید.
آمار شش ماهه ۱۴۰۴ نیز وضعیت امیدوارکنندهای نشان نمیدهد. تولید شرکت در نیمه نخست سال به حدود یک میلیون و ۱۴۸ هزار تن رسیده؛ در حالی که در مدت مشابه سال قبل حدود یک میلیون و ۲۲۹ هزار تن بوده است. به این ترتیب اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تولید سال ۱۴۰۴ احتمالاً به زیر سه میلیون تن سقوط خواهد کرد.
یعنی شرکتی که با تولید نزدیک به ۳.۸ میلیون تنی تحویل گرفته شد، پس از چهار سال به سه میلیون تن رسیده است؛ کاهش حدود ۲۱ درصدی در تولید.
کاهش سود علی رغم جهش نرخها
کاهش تولید شاید با بهانههایی مانند محدودیت انرژی توجیه شود، بهانههایی که تنها برای خالی کردن از زیر بار مسئولیت است چرا که در همین شرایط برخی تولیدکنندگان موفق به افزایش حجم تولید نیز شدهاند، اما سوال مهم دیگر درباره سودآوری شرکت است.
در پایان سال ۱۳۹۹ سود خالص فولاد خوزستان ۱۲ هزار و ۳۱۸ میلیارد تومان بود. این رقم در سال نخست مدیریت ابراهیمی به بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان رسید، اما پس از آن روند نزولی آغاز شد.
سود خالص شرکت در سال ۱۴۰۱ به ۹ هزار و ۲۷۱ میلیارد تومان کاهش یافت. در سال ۱۴۰۲ نیز تغییر محسوسی نداشت و در سال ۱۴۰۳ به ۷ هزار و ۳۸۰ میلیارد تومان رسید. به عبارتی سود خالص بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان فولاد خوزستان با کاهشی ۴۰ درصدی طی ۴ سال مواجه بوده است.
از همه مهمتر، سود ۶ ماهه ۱۴۰۴ تنها هزار و ۳۷۵ میلیارد تومان بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۶۴ درصد کاهش نشان میدهد.
این اعداد زمانی معنادارتر میشوند که بدانیم طی همین دوره، نرخ فروش محصولات فولاد خوزستان ۶ برابر شده است. به بیان ساده، فولاد خوزستان در شرایطی با افت سود مواجه شده که بسیاری از شرکتهای فولادی از رشد نرخ ارز منتفع شدهاند.
در مقیاس گروه فولاد خوزستان، افزایش نیروها حتی چشمگیرتر است. تعداد کارکنان گروه از ۱۰ هزار و ۲۹۶ نفر به ۱۴ هزار و ۴۰۹ نفر رسیده؛ رشدی نزدیک به ۴۰ درصد.
به عبارت دیگر، در دورهای که تولید حدود ۲۱ درصد کاهش یافته و سودآوری شرکت نیز علیرغم افزایش ۶ برابری نرخ فروش، کاهش ۴۰ درصدی را تجربه کرده، تعداد کارکنان گروه فولاد خوزستان ۴۰ درصد افزایش یافته است.
در ادبیات اقتصادی معمولاً افزایش نیروی انسانی زمانی قابل دفاع است که به رشد تولید، توسعه فعالیتها یا افزایش سودآوری منجر شود. اما در فولاد خوزستان روند کاملاً معکوس به نظر میرسد؛ کارکنان بیشتر شدهاند، اما تولید و سود کمتر شده است.
به عبارتی امین ابراهیمی در دوره ۵ ساله مدیریت خود در فولاد خوزستان، کاهش ۲۱ درصدی تولید، افت ۴۰ درصدی سود خالص و همزمان افزایش ۴۰ درصدی کارکنان را رقم زده است. آمارهایی که به سختی میتوان از آنها جز ضعف عملکرد و سوءمدیریت استنباط کرد. این درحالی است که این مدیر با وجود چنین عملکردی وارد ششمین سال مدیریت خود در فولاد خوزستان شده است. شرکتی که عملکرد آن به طور مستقیم بر درآمد صاحبین سهام عدالت و میلیونها سهامدار بورسی اثرگذار است.
اکنون که فولاد خوزستان مورد حمله دشمن قرار گرفته و نیاز به بازسازی دارد، باتوجه به عملکرد مشخص امین ابراهیمی، مدیرعامل فعلی این شرکت، سهامداران نیاز مبرم به تغییرات مدیریتی در این کارخانه دارند، اگر به دنبال افزایش تولید و سودآوری هستند.

