کد خبر: ۹۳۸۲۴۳
تاریخ انتشار: ۴۳ : ۰۹ - ۱۶ شهريور ۱۴۰۵

نشریه فوربس: درس‌هایی که آمریکا باید از جنگ علیه ایران بگیرد؛ از هزینه‌های پنهان درگیری تا دهه‌ها تاثیر اقتصادی و سیاسی این مناقشه بر ایالات متحده

جنگ ایران که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، ایالات متحده را از نظر اقتصادی کم‌رفاه‌تر و از نظر امنیتی ناامن‌تر کرده است و هزینه‌های پنهان آن برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه خواهد داشت. از جمله مهم‌ترین پیامدهای مالی جنگ، رسیدن قیمت گازوئیل به بالاترین سطح تاریخ است که هزینه‌های کشاورزی و مواد غذایی را افزایش داده است‌.
ترامپ
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

نشریه فوربس نوشت: ویلیام هارتونگ استدلال می‌کند که جنگ ایران که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، ایالات متحده را از نظر اقتصادی کم‌رفاه‌تر و از نظر امنیتی ناامن‌تر کرده است و هزینه‌های پنهان آن برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه خواهد داشت. از جمله مهم‌ترین پیامدهای مالی جنگ، رسیدن قیمت گازوئیل به بالاترین سطح تاریخ است که هزینه‌های کشاورزی و مواد غذایی را افزایش داده است؛ همچنین بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده نفتی در خاورمیانه هزینه‌های سنگینی در پی خواهد داشت.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: این جنگ هزینه‌های انسانی و زیست‌محیطی شدیدی نیز به همراه داشته است؛ از جمله [شهادت] غیرنظامیان، ثبت بیش از ۳۰۰ مورد خسارت زیست‌محیطی در ۱۲ کشور، و کشته شدن ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی و زخمی شدن بیش از ۷۵۰ نفر.

فراتر از خسارت‌های فوری، آمریکا با تعهدات بلندمدتی در زمینه مراقبت از کهنه‌سربازان، تعمیر تجهیزات نظامی آسیب‌دیده و تأمین مالی کسری بودجه مواجه خواهد بود. «پروژه نظارت بر دولت» (POGO) برآورد کرده است که هزینه‌های مرتبط با امنیت در خارج از بودجه پنتاگون، سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار به بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون اضافه می‌کند. هارتونگ در پایان پیشنهاد می‌کند برای جنگ‌های آینده مالیات‌های مشخصی جهت تأمین هزینه جنگ وضع شود و پیش از آغاز درگیری‌های جدید، نظارت کنگره بر تصمیمات جنگی سخت‌گیرانه‌تر شود.

هزینه‌های جنگ‌ها به ندرت به‌طور کامل محاسبه و اعلام می‌شوند و جنگ کنونی با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. حتی اگر این درگیری فردا پایان یابد، هزینه‌های متعددی پس از جنگ وجود خواهد داشت که برخی از آن‌ها برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه خواهند یافت. جنگ کنونی با ایران نیز چنین وضعیتی خواهد داشت؛ جنگی که آمریکا را کم‌رفاه‌تر و ناامن‌تر کرده، بدون آنکه توضیح روشنی درباره دلیل آغاز آن ارائه شده باشد، بدون آنکه کنگره آن را تأیید کرده باشد و حتی بدون آنکه ارزیابی ابتدایی و مختصری از پیامدهای بودجه‌ای و اقتصادی آن انجام شده باشد.

هزینه‌های این جنگ که بیشترین نگرانی داخلی را برانگیخته‌اند، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل است که تحت تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز و خسارت واردشده به زیرساخت‌های نفتی خاورمیانه رخ داده است. افزایش قیمت بنزین به جیب و هزینه‌های زندگی مردم عادی آمریکا فشار وارد کرده و متعاقباً به کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور منجر شده است. در بلندمدت، افزایش قیمت گازوئیل ــ که به بالاترین سطح تاریخ خود رسیده ــ ممکن است آسیب بیشتری وارد کند، زیرا هزینه فعالیت کشاورزان را بالا می‌برد و در نهایت موجب افزایش بیشتر قیمت مواد غذایی می‌شود.

حتی اگر توافقی حاصل شود که تنگه هرمز را از کنترل ایران خارج کند، بازسازی ظرفیت تولید نفتی که در جریان جنگ آسیب دیده است، تأثیر ماندگاری بر قیمت‌ها خواهد داشت و این اثر می‌تواند پس از پایان جنگ نیز ادامه پیدا کند.

اما هزینه‌های این درگیری بسیار فراتر از دلار و سنت است، هرچند همین هزینه‌های مالی نیز اهمیت زیادی دارند. جنگ هزینه‌های انسانی سنگینی بر جای گذاشته است. در ایران، پیامدهای بسیار دردناکی رخ داده که قابل جبران نیستند؛ از جمله شمار بالای (شهدا) کشته‌شدگان حملات بمباران، از جمله حمله مرگباری که یک مدرسه ابتدایی را هدف قرار داد، و همچنین حملات دیگری که به کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان انجامیده‌اند.

هزینه‌های عظیمی نیز برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده در ایران و سراسر منطقه وجود خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که ممکن است بخشی از آن‌ها توسط ایالات متحده یا دیگر قدرت‌های خارجی تأمین شود یا نشود.

و این همه ماجرا نیست. اشلی گیت، در نشریه اینترسپت، به مطالعه‌ای از «رصدخانه مناقشه و محیط‌زیست» (Conflict and Environment Observatory) اشاره کرده است که در شش ماه نخست درگیری، بیش از ۳۰۰ مورد خسارت زیست‌محیطی در ۱۲ کشور را ثبت کرده است؛ از آلودگی تنگه هرمز و دیگر آبراه‌ها گرفته تا مصرف گسترده سوخت‌های فسیلی.

نیروهای نظامی و تجهیزات نظامی آمریکا نیز در این جنگ آسیب‌های سنگینی دیده‌اند. از زمان آغاز درگیری در ۲۸ فوریه، دست‌کم ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۷۵۰ نفر زخمی شده‌اند.

علاوه بر این تراژدی‌های انسانی جبران‌ناپذیر، پنتاگون باید خسارات واردشده به مراکز ارتباطی و پایگاه‌های نظامی آمریکا در اثر حملات پهپادی و موشکی ایران را تعمیر کند و همچنین با مشورت کنگره تصمیم بگیرد چه میزان هزینه برای جایگزینی مهمات مصرف‌شده در طول جنگ اختصاص دهد.

همچنین باید درباره این موضوع تصمیم‌گیری شود که آیا تجهیزات اصلی آسیب‌دیده در جنگ، از جمله هواپیماهای آمریکایی که سقوط کرده یا در حملات ایران منهدم شده‌اند، باید به‌طور کامل جایگزین شوند یا صرفاً تعمیر شوند.

فرسودگی و استهلاک واردشده به نیروی دریایی آمریکا شاید جدی‌ترین مسئله باشد؛ به‌ویژه تأثیری که استقرار طولانی‌تر از معمول ناوشکن‌ها و ناوهای هواپیمابر، بدون مراجعه به بنادر برای انجام تعمیرات و نگهداری، بر این نیرو گذاشته است.

طولانی‌ترین هزینه‌های جنگ مربوط به مراقبت از کهنه‌سربازان این درگیری خواهد بود. اگرچه این جنگ احتمالاً خسارات و آسیب‌های مشابه یک جنگ زمینی را ایجاد نخواهد کرد، اما احتمالاً هزینه‌هایی برای کمک به ملوانان و دیگر نیروها جهت مقابله با پیامدهای جسمی و روانی مأموریت‌های طولانی‌مدتی که این درگیری به آن‌ها تحمیل کرده، وجود خواهد داشت.

این هزینه‌ها شامل خدمات پزشکی و روان‌شناختی برای نیروها در زمانی است که هنوز در ارتش خدمت می‌کنند، و همچنین مزایای ازکارافتادگی و خدمات مربوط به آن از سوی وزارت امور کهنه‌سربازان آمریکا (VA) پس از ترک خدمت آنان خواهد بود.

کم‌برآورد کردن هزینه‌های جنگ موضوع جدیدی نیست. در آستانه جنگ عراق، لارنس لیندزی، مشاور اقتصادی دولت جورج دبلیو بوش، برآورد کرده بود که این جنگ برای ایالات متحده «فقط» حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.

اما تحلیلی که «پروژه هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون انجام داد، هزینه کامل جنگ عراق را بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد کرد؛ یعنی بیش از ۲۰ برابر رقم اولیه‌ای که لیندزی اعلام کرده بود.

همان‌طور که لیندا بیلمز از مدرسه دولتی کندی دانشگاه هاروارد نیز اشاره کرده است، هزینه جنگ عراق از طریق افزایش مالیات برای تأمین هزینه آن پرداخت نشد، بلکه با تأمین مالی از طریق کسری بودجه انجام شد؛ بدهی‌ای که طی سال‌های بعد و از طریق افزایش پرداخت بهره آن، بازپرداخت خواهد شد.

نگاه کردن به هزینه‌های کامل جنگ ایران، پرسش بزرگ‌تری را درباره هزینه واقعی سیاست‌های کنونی آمریکا در زمینه جنگ‌های خارجی، نظارت و افزایش اجرای قوانین مهاجرتی در داخل کشور مطرح می‌کند.

گزارشی که سازمان من، یعنی پروژه نظارت بر دولت (POGO)، منتشر کرده، برآورد کرده است که هزینه‌های مرتبط با امنیت در خارج از بودجه پنتاگون ــ از افزایش سرسام‌آور هزینه‌های اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) و گشت مرزی، گرفته تا مزایا و خدمات مربوط به کهنه‌سربازان، کمک‌های نظامی که در بودجه وزارت خارجه قرار دارند و فعالیت‌های مربوط به کلاهک‌های هسته‌ای در «اداره ملی امنیت هسته‌ای» (NNSA) وزارت انرژی ــ سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر به هزینه‌های بودجه پنتاگون اضافه می‌کند؛ بودجه‌ای که دولت در تلاش است آن را به سطح بی‌سابقه ۱.۵ تریلیون دلار در دوران پس از جنگ جهانی دوم برساند.

درس اینجاست که جنگ و آمادگی برای جنگ، هزینه‌های پنهانی دارد که به ندرت مورد توجه قرار می‌گیرند؛ هزینه‌هایی که در نتیجه، منابع مالی فدرال برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌های دیگر را محدود می‌کنند؛ از بهداشت عمومی و حفاظت از محیط زیست گرفته تا کمک‌های تغذیه‌ای و تلاش برای مهار افزایش نابرابری در ثروت و درآمد.

یکی از راه‌های محدود کردن هزینه جنگ‌های آینده می‌تواند وضع مالیات مشخص برای تأمین هزینه درگیری‌ها باشد، به جای آنکه هزینه جنگ‌ها از طریق افزایش کسری بودجه تأمین شود. دست‌کم چنین اقدامی ممکن است باعث شود پیش از ورود به جنگ، بحث و بررسی بیشتری صورت گیرد و همچنین هزینه‌های اضافی ناشی از پرداخت بهره بدهی‌های ایجادشده برای تأمین مالی جنگ حذف شود.

راه‌حل دیگر برای مقابله با هزینه‌های سنگین جنگ این است که پیش از هر چیز، درباره اینکه اصلاً چه زمانی و آیا ورود به جنگ ضرورت دارد یا نه، بررسی دقیق‌تری انجام شود.

این تصمیم نباید تنها در اختیار گروه کوچکی از مقام‌های کاخ سفید و پنتاگون باشد، بلکه باید دیدگاه‌های کنگره را نیز در نظر بگیرد؛ همان‌گونه که قانون اساسی ایالات متحده الزام کرده است.

و با توجه به هزینه‌های عظیم و نامحدودی که جنگ‌ها اغلب به دنبال دارند، توضیحات روشن درباره دلایل جنگ و همچنین دیدگاه‌های مردم مالیات‌دهنده نیز باید در تصمیم‌گیری‌ها مورد توجه قرار گیرد.

شاید شکست و رسوایی جنگ ایران بتواند زمینه را برای بحث‌های جدی‌تر و گسترده‌تر پیش از هر تصمیم برای آغاز یک جنگ خارجی فراهم کند، به جای آنکه بحث و مناظره به زمانی موکول شود که درگیری از قبل آغاز شده است.

نظرات بینندگان
captcha