پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : رحمتالله رضایی از اتباع افغانستان و دانشاموخته فلسفه اسلامی در مطلبی با عنوان «فحشنامه يا رساله دکتري يک هموطن» در صفحه فیسبوک خود نوشت: رساله دکتري جناب آقاي دکتر شمس الدين الافغاني را مرور ميکردم و براي نمونه، قضاوت ايشان را درباره نصيرالدين طوسي ترجمه و نقل ميکنم: «طوسي ... کسي بود که ميخواست کتاب اشارات ابن سيناي قرمطي را جايگزين قرآن کند، اما نتوانست و ميگفت که اين کتاب [يعني اشارات] قرآن خواص است و قرآن, کتاب عوام. ايشان ميخواست نمازها را به دو نماز تقليل دهد و أذان را باطل اعلان کند و قبله را به سمت شمال تغيير دهد. وي ساحر بود و بت پرستش ميکرد... منکر معاد بود ... طوسي از ملحدين و کافر به خداوند, ملائکه, کتابهاي الهي و انبياء و روز قيامت بود.(شمس الدين الافغاني، جهود علماء الحنفيه في ابطال عقائد القبوريه، پشاور، دار الصميعي، 1416, 23؛ به نقل از ابن قيم جوزي ...).
هرچند بجا بود ايشان ادعاهاي خود را مستند به منابع طوسي ميکرد؛ اما درعينحال, اينجانب که حداقل نزديک به بيست سال است با آثار ابن سينا و نصيرالدين طوسي آشنايي دارم، يقين دارم که تمام اين سخنان آقاي افغاني دروغ محض بوده و چنين مطالبي در هيچ يک از آثار طوسي نيامده است. متأسفانه بقيه اين رساله نيز چيزي بيش از فحشنامههاي غيراخلاقي و دروغين برضد فرقههاي گوناگون مسلمانان نيست؛ بدون اينکه به منابع اين فرقهها ارجاع دهد و مهمترين ارجاعات آن در اينگونه موارد به ابن تيميه, ابن قيم و مانند آنان است.
اما نکته در آن است که وقتي مثلا يک رساله دکتري اينگونه است، از مدارس ديگر پاکستان و عربستان چه انتظاري ميتوان داشت و به ديگر سخنان وي چه اندازه ميتوان اعتماد کرد؟ اخلاق در کجاي پژوهش علمي و ديني ما جاي دارد؟