کد خبر: ۲۳۳۴۷
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ : ۱۷ - ۲۲ فروردين ۱۳۹۰

محسن تنابنده: به خاطر فشار کاری، هنوز خون دماغ می شوم

واقعيت اين است كه اينقدر فشار اين كار براي من زياد بوده و تجربه عجيب و غريب و طاقت فرسايي بود كه من هنوز بعد از چند روز خلاصي از كار خون دماغ مي‌شوم و راحت نمي‌خوابم و انگار يك استرسي در جانم وجود دارد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
بازيگر جايزه بگير سه سال اخير جشنواره فيلم فجر، اين روزها وقتي براي سرخاراندن ندارد. با اينكه مدت زيادي از اتمام سريال «پايتخت » و خستگي‌هاي محسن تنابنده(كه بازيگر، نويسنده و بازيگردان اين سريال بود) نگذشته، دوباره درگير نوشتن يك فيلم سينمايي براي سيروس مقدم شده است. در حالي‌كه چند ماهي است كه به سريال پربازيگر كمال تبريزي نيز پيوسته است. با اين فيلمنامه نويس و بازيگر گفت‌وگويي انجام داديم.

-شما تا الان تجربه حضور در نقشهاي متفاوت و بازي در ژانرهاي مختلف را داشتيد، اين تجربه‌ها چه تاثيري بر كارتان داشته و چه مراحلي را طي كرديد تا به اين مرحله از بازيگري و نويسندگي رسيديد؟

تنابنده: در واقع من آدم خيلي جست‌وجوگر و كنجكاوي هستم و تمايل ندارم كارهايي كه يك بار انجام داده ام را دوباره انجام بدهم و طبيعتا تجربه‌گرا هستم. شايد اينها از دلايلي باشد كه دوست دارم كارهاي متفاوت و مختلفي انجام بدهم.

ضمن اينكه به خاطر علاقه ويژه‌اي كه نسبت به بازيگري دارم، سعي مي‌كنم كاراكترهايي را براي بازي انتخاب كنم كه ويژگي‌هاي لازم را داشته باشند و چالش برانگيز باشند و من را براي بازي به وجد بياورند.همچنان كه در نويسندگي هم دوست دارم به حوزه‌هاي مختلفي سر بزنم و معمولا سراغ ماجراهايي مي‌روم كه نسبت به آنها تسلط بيشتري دارم و جذابيتهاي بيشتري را برايم به وجود مي‌آورد.

-چگونه به اين نگرش دست پيدا كرديد كه بين سينما و تلويزيون تفاوتي قائل نشويد و هيچ ابايي از حضور در كارهاي طنز و اجتماعي نداشته باشيد؟

تنابنده: براي من هيچ وقت مديوم خيلي مطرح نبوده. با تمام جذابيتهاي سينما، هميشه برايم حضور در تئاتر، سينما وتلويزيون به يك اندازه مهم بوده و مهمتر اين بوده كه در كار خوبي حضور داشته باشم.

-چگونه ارزيابي مي‌كنيد كه آن كار مي‌تواند، اثر خوب و موفقي باشد؟

تنابنده: بالاخره مقاديري از آن حاصل تجربه است و بخش ديگري هم حاصل شناخت از درام و قصه است كه اينها همه كمك مي‌كنند تا حدودي مسيرم را بهتر پيدا كنم.

-كارهايي كه تا الان چه در سينما و چه در تلويزيون نوشتيد، معمولا حول يك شخصيت اصلي و محوري مي‌گردد، منتها در موقعيتهاي مختلف. مثل همين نيماي«هفت دقيقه...»، نادر«چارديواري» و«نقي»پايتخت كه مدام در زندگي هايشان با بدبياري مواجه مي‌شوند. اين آدم‌ها چه طور در ذهن شما شكل مي‌گيرند، طراحي مي‌شوند و اصلا مابه ازاي بيروني هم براي شما دارند؟

تنابنده: در«هفت دقيقه...»كه به آن صورت نقش اصلي وجود نداشت.يك تيم از آدم‌ها بودند كه با همديگر به جلو مي‌آمدند و با همديگر هم ماجرايشان تمام مي‌شداما من خيلي از قصه‌ها را بر اساس ماجراهايي كه تجربه مي‌كنم، مي‌بينم و مي‌شنوم طراحي مي‌كنم. حالا امكان دارد شخصيتهايي كه طراحي مي‌شود كولاژ چندين آدمي باشد كه من در ذهن دارم و براي اينكه كاراكتر جذابتري بشود، چندتا رفتار از چند شخصيت را با همديگر تلفيق كنم.

-اين محدوديت زماني كه در مورد گروه«پايتخت» وجود داشت، بنابر اينكه شما هم نويسنده، بازيگردان و بازيگر مجموعه بوديد، چطور سعي مي‌كرديد كه خودتان را نسبت به اين شرايط هماهنگ كنيد؟

تنابنده: واقعيت اين است كه اينقدر فشار اين كار براي من زياد بوده و تجربه عجيب و غريب و طاقت فرسايي بود كه من هنوز بعد از چند روز خلاصي از كار خون دماغ مي‌شوم و راحت نمي‌خوابم و انگار يك استرسي در جانم وجود دارد.

با اينكه چندين بار هم به دكتر رفتم تا قرص و دارو مصرف كنم وشرايط ام بهتر شود. حالا شما حساب كنيد كه همزمان با«پايتخت» براي سريال آقاي تبريزي هم آفيش مي‌شدم. فكر مي‌كنم شيوه غلط و نادرستي بود و متاسفانه اين شكل كار كردن كاري با آدم مي‌كند كه حالا حالاها آدم نتواند كاري را با خاطري آسوده انجام بدهد.

-از قسمت 10به بعد سريال به سمت ديگري مي‌رود و شايد با همان ماجراي آتش سوزي بود كه سريال نجات پيدا كرد، مثل همان پليسي شدن داستان. در قسمتهايي تماشاگر احساس مي‌كند كه سريال در سكانسهايي مثل زماني كه نقي و خانواده‌اش تصميم مي‌گيرند كه در باربر كاميون زندگي كنند،مي تواند تمام شود...

تنابنده: نه، اينكه طبيعي است كه قصه در آن سكانس نمي‌تواند تمام شود. چون خانواده در يك شرايط نامطمئني قرار مي‌گيرند.آيا يك خانواده مي‌تواند براي هميشه پشت كاميون زندگي كند؟براي تماشاگر هم خيلي مسخره مي‌شود.درست است كه نسبت به سختي‌هايي كه مي‌كشند يك آرامش نسبي و گذرا به‌شان تعلق مي‌گيرد ولي اين خنده دار به نظر مي‌رسد كه وقتي پشت كاميون مي‌نشينند كارشان را همانجا تمام كنند. چون دنبال اين قضيه بودم كه بالاخره ثبات برقرار شود و به تصميم درست تر و جدي تري برسند.

-از همان ابتدا مي‌خواستيد كه در پايان سريال منصرف شدن و برگشت اين خانواده به شهرشان را به تصوير بكشيد؟

تنابنده: ما يك طرح كلي و انگيزه‌اي را براي حركت شخصيتهاي اصلي سريال پيدا كرديم و بعد كم‌كم شروع كرديم روي داستان كار كردن كه در واقع چه مراحلي موجب مي‌شود، اين خانواده به اين نتيجه‌اي كه در پايان سريال اتفاق افتاد، برسند.

بعضي‌ها را ديده ام كه مي‌گويند انتهاي بعضي از داستان‌ها كاملا قابل پيش بيني است مثلا در كارهاي چاپلين و خيلي از فيلم‌هاي ديگر، انتهايش براي مخاطب كاملا قابل پيش بيني است.

با اينكه در بعضي از طرح‌هاي داستاني اصلا اين قضيه اهميتي ندارد ولي براي من مهم بود كه با چه كيفيتي شخصيتها به آن انتها مي‌رسند.

-فكر نمي‌كنيد حضور برخي از بازيگران مهمان مثل حضور پژمان بازغي به عنوان شخصيت پليس ماجرا برخلاف حضور پوريا پورسرخ، جالب به نظر نمي‌رسيد و اصلا كمكي به اين خانواده نمي‌كرد؟

تنابنده: بايد ببينيم كه به چه دليلي يك شخصيت وارد داستان مي‌شود.به اين دليل وارد نمي‌شود كه كمكي به اين خانواده بكند.يعني از اساس شما طوري به آن فكر مي‌كنيد كه اصلا ما به آن فكر نكرديم.مهم اين بود كه در طول روند قصه ما با اين آدم‌ها رو به جلو مي‌رويم، حالا هر اتفاقي كه براي آنها بيفتد يا هر كاراكتري وارد زندگي آنها بشود.

ما از طريق اين آدم‌ها به شخصيتهاي اصلي مي‌رسيم و ماجراهاي بعدي را مي‌بينيم. ما توسط خانواده نقي وارد يك داستان نسبتا پليسي شديم كه خودشان هم درگير آن شدند.يعني نتيجه‌اش براي شخصيتهاي اصلي خيلي مهم تر به نظر مي‌رسيد. براي كاراكتري كه پژمان بازغي آن را بازي كرد، تمام سعي‌مان بر اين بود كه پليسي را در يك موقعيت خيلي تنگ و درشت نشان دهيم كه مجبور مي‌شود در كنار خانواده‌اي يك كار پليسي انجام دهد و حالا چون اين خانواده ناخواسته وارد اين ماجرا مي‌شوند معضلاتي را براي اين شخصيت پليس به وجود مي‌آورند كه به نظرم تقابلشان در كنار يكديگر جذاب مي‌توانست باشد.

-بازيگرهاي اصلي سريال هم به غير از عليرضا خمسه بازيگراني بودند كه كمتر تجربه حضور در تلويزيون را داشتند. شناخت شما از جنس بازي‌هاي بازيگراني مثل ريما رامين فر و احمد مهران فر و در واقع اعتماد شما و آقاي مقدم نسبت به آنها چگونه شكل گرفت؟ بازيگران مهماني مثل آقاي‌پور سرخ و بازغي چگونه به سريال اضافه شدند؟

تنابنده: ما در اين كار هم به لحاظ جنس قصه و هم كارگرداني و تركيب بازيگران، دنبال كار جسور و نويي بوديم كه اگرچه ريسك خيلي بالايي داشت.من همين جا لازم مي‌دانم كه از آقاي فرجي، اكبري، سيروس مقدم و خانم غفوري خيلي تشكر كنم كه اين اعتماد را به من كردند و به همراه كارگردان و تهيه كننده به تركيبي از بازيگران رسيديم كه مدنظرمان بودند. 

شايد در ابتدا خيلي نظرهاي مثبتي روي اين تركيب وجود نداشت،چون بالاخره باكس مهم تلويزيون، در نوروز شبكه يك بود و ترسي به وجود مي‌آمد كه سريال در شكل قصه كمي ريسك پذير باشد و اگر در شكل ژانر ريسكي ديده شود تا حدودي معضلاتي به وجود مي‌آيند ولي در نهايت همه دست به دست هم داديم و اين سريال به سر انجام رسيد.درباره بچه‌هاي بازيگر كه خب بعضي هايشان را مثل احمد مهران فر و ريما رامين فر را سالهاست كه در تئاتر مي‌شناسم و آقاي خمسه هم كه توانايي هايش مشخص بود.من با بازيگران ديگر هم مثل پوريا و پژمان خيلي صميمي هستم. 

من و پژمان در كار قبلي مان(ندارها)كنار يكديگر بازي كرده بوديم و شناخت كافي نسبت به همديگر داشتيم. پژمان انتخاب من بود كه آقاي مقدم و خانم غفوري انتخاب من را پذيرفتند و او هم لطف كرد با اينكه نقشش كوتاه بود آن را بازي كرد. پوريا را هم خانم غفوري پيشنهاد دادند.ما تمام تلاش‌مان را كرديم كه در جنس بازي‌ها و انتخاب بازيگران يك هارموني كلي به وجود بياوريم.

-ويژگي‌هايي در نقي و ارسطو ديده مي‌شد كه براي تماشاچي تا حدي جالب به نظر مي‌رسيد، مثل همين زرنگ بازي ها، دوندگي‌هاي نقي و تند تند حرف زدن‌هاي ارسطو كه در طول كار مي‌ديديم. اين ويژگي‌ها را بر اساس شخصيتهاي مردمان خطه مازندران نوشتيد يا بر اساس ويژگي‌ها و توانايي‌هايي كه در بازيگران ديده مي‌شد به شخصيتها اضافه كرديد؟

تنابنده: طبيعي است كه هم استعداد و جنس بازيگر در خلق يك شخصيت مهم بود و هم شناخت، ويژگي‌هاي رفتاري، نوع فكر و تركيب فيزيكي كه من از مردمان مازندران و گلستان داشتم.اين ويژگي‌ها دست به دست هم دادند تا اين آدم‌ها خلق شدند.

-باتوجه به اينكه«چارديواري» و«پايتخت»كه در نوع خودشان و در تلويزيون كارهاي جديدوقالب شكني به نظر مي‌رسيدند، شما تا الان به فيلمنامه دلخواهتان نزديك شده ايد؟

تنابنده: به نظرم در اين تجربه آخر يك لحظاتي پيدا شد كه خيلي به چيزهايي كه من مي‌خواستم نزديك بود. من خيلي دوست دارم اين نوع كارها را (البته نه با اين محدوديت زماني كه وجود داشت) بيشتر تجربه كنم و به ابعاد بزرگ‌تري دست پيدا كنم.سرنخ‌هايي پيدا كردم كه سعي مي‌كنم آنها را گم نكنم و خيلي هم سرنخ‌هاي اشتباهي نباشند.

منبع: تهران امروز
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۰
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۲
0
6
محسن جان خسته نباشی. آرزوی سلامتی برای شما دارم
مازندران
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۳
0
0
ان شاء ا... ............. تا به فرهنگ و تمدن اقوام ایران زمین توهین نکنند
درود بر فرهنگ ایران زمین- درود بر مردم دیار اسپهبدان بزرگ- درود بر حکیم توس فردوسی بزرگ::
که مازندران شهر ما یاد باد
بر و بومش همیشه آباد باد
كردستان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۳
0
3
مي خواستم يك ايده اي را با آقاي تنابنده در جريان بگذارم.
چگونه مي توانم با ايشان تماس داشته باشم؟ لطفاً راهنمايي بفرماييد.
باتشكر
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۷
0
1
سریال پایتخت حرف نداشت اقای تنابنده واقعا عالی بازی کرد امیدوارم همیشه موفق باشن.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۷
0
18
سریال پایتخت حرف نداشت اقای تنابنده واقعا عالی بازی کرد امیدوارم همیشه موفق باشن.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۲
0
0
سلام خسته نباشید . ببخشید خانم رامین فر و اقای تنابنده رابطه فامیلی دارند
محمد ساعدي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
0
0
بنده داستاني طنز دارم كه دوست دارم جناب آقاي تنابنده به كاركترهايش اجراي آن را واگذار كند مثلا پيرمردي كه هنگام زدن درب منزلش ميگويد درب خراب است زنگ بزنيد (تازه زنگ نصب كرده بود) و چند كار اجرايي طنز از طرف پيرمرد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
0
30
بازی اقای تنابنده عالی بود و ایشون بازیگرخیلی مستعدی هستند
سمیرا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
0
0
سلام خدا قوت .چه کردی اقای تنابنده .گرد و خاک راه انداختی با کارات.راستی نام خانوادگی شما درستش چه طوری نوشته میشه
عقیله
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۰۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۷
0
14
من عاشقتم
نظرات بینندگان