کد خبر: ۵۷۲۹۷
تاریخ انتشار: ۵۸ : ۱۱ - ۱۶ فروردين ۱۳۹۱

طنز/ وقتی حسینیان گفت، ديگر نمي توانم... من ديگر نمي توانم

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
پوریا عالمی در اعتماد نوشت:  داشتيم براي ستون كاناپه يي كه مرتبط با سعيد مرتضوي نوشته بوديم و تمام و كمال و بدون كمك دول خارجي توسط مديران حذف شده بود عزاداري مي كرديم و بر خشم مان فائق مي آمديم كه آشوب نكنيم و چيزي نشكنيم كه يك دفعه در تحريريه باز شد و روح الله حسينيان آمد تو و گفت: «من ديگر نمي توانم... من ديگر نمي توانم.»

    ما گفتيم: «آرام... آرام... چيزي نيست... بيا... بيا روي كاناپه... آهان... دراز شو... خودت را رها كن... ببين ما چطوري از دست مديران روزنامه بر خشم مان چيره مي شويم... آفرين... حالاشما هم آرام شو... خب، حالاتعريف كن ببينم چي را نمي تواني؟»

    حسينيان كه معلوم بود دارد خشمش را مهار مي كند، گفت: «من نمي توانم... به اينجام رسيده (چانه اش را نشان داد) ... هر روز هر روز همان برنامه... همه اش همان آش و همان كاسه... اصلانمي توانم ادامه بدهم... به اينجام رسيده (يك كم بالاتر از جاي قبليش را نشان داد) ... نمي خواهم آقا جان... مگر زوره؟... اه... واقعا تحملم تمام شده... هر روز دعوا... هر روز بحث... هر روز قهر... خيلي وقت ها هم كه اصلابا هم حرف نمي زنيم... صد دفعه گفتم اين دفعه آخره، نـ / مي / خوام... (در سه بخش گفت نمي خواهد.) نـ / مي / خواااااام. ما اصلاهمديگر را نمي فهميم...»من گفتم: «آقاي حسينيان، خيلي عذر مي خواهم. روم به ديوار. ستون كاناپه مسائل سياسي و اجتماعي و فرهنگي را بررسي مي كند. مسائل خانوادگي را بايد برويد يك كوچه بالاتر، پيش مشاور خانواده.»حسينيان جست زد و از حالت ولو خارج شد و روي كاناپه نشست و گفت: «مسائل خانوادگي كدام است؟ مسائل من همه اش سياسي است.»گفتيم: «يعني با توجه به حرف هايي كه دوتا پارگراف بالاتر خوانديم، شما توي سياست با كسي مشكل خانوادگي داري؟»حسينيان گفت: «شما ذهنت مشغول است ها. آقاي كاناپه چي، من با علي لاريجاني و حداد عادل مشكل دارم. با هيچ كدام اينها نمي سازم و آبم به يك جو نمي رود.»ما گفتيم: «خوب شد شفاف توضيح داديد. پس با هم نمي سازيد. آخه چرا؟»حسينيان گفت: «همديگر را درك نمي كنيم. اگر حداد رييس مجلس شود بيا و درستش كن. همه كارها را احمد توكلي اينا مي گيرند دست شان. بعد اصلاانگار نه انگار كه من هم توي مجلسم. خب آدم، حالاحسوديش كه نه، ولي خب يك طوري مي شود آدم. اين احمد توكلي از اول يك كاري مي كرد تا خودش را براي حداد شيرين كند كه اگر فردا حداد رييس مجلس شد، همه كارها را بدهد به توكلي اينا... اييييش...»ما گفتيم: «حالاحرص نخور شما. شايد لاريجاني، جوادشون نه، علي شون، شد رييس مجلس. آن وقت چه؟»حسينيان گفت: «ديگه بدتر. مثل همين الان مجلس هشتم مي شود. اييييييش... آدم نمي تواند نفس بكشد. اصلاآقاي لاريجاني هم من را دوست ندارد. من نـ / مي / خواااااام (در سه بخش گفت نمي خواهد.) ... اينها نبايد رييس مجلس شوند. نبايد، نبايد، نبايد... من نمي خوام... همين كه گفتم.»ما گفتيم: «مشكلات شما بر اثر عدم شناخت صحيح طرفين است. بهتر است شما چند جلسه هم همراه اين عزيزان تشريف بياوريد تا حرف علي آقا و حداد آقا را هم بشنويم، ببينيم جريان چيست... شايد آنها هم گله و شكايتي نسبت به شما و وظايفي كه در خانه... خانه ملت را عرض مي كنم، داريد مطرح كنند... بله. كمي مهرباني، كمي عطوفت، كمي روي خوش، كمي دوستي شايد به شما كمك كند... به نظر ما شما گاهي يك تغييراتي هم بدهيد بد نيست... حالانه اينكه برويد خيلي تغيير كنيد، همين محيط خانه را، خانه ملت را عرض مي كنم، تغيير دهيد. مثلايك بار جاي صندلي ها را عوض كنيد و گرد بچينيد دور هم. يا چه مي دانم، مثلاصندلي علي آقا را بياوريد بگذاريد روبه روي صندلي خودتان كه او هم متوجه شود شما بهش توجه مي كنيد و نياز به توجه داريد. بله...»حسينيان رفته بود توي فكر. خيلي. معلوم بود ذهنش مشغول شده. من گفتم: «حالاآقاي حسينيان، خودت راهكارت چيه؟»حسينيان گفت: «پيشنهاد شخص من اين است كه ما اين بار رياست مجلس را بر عهده خانم ها بگذاريم.»
    ما گفتيم: «آخه چرا؟»حسينيان به نقل از خبرگزاري ها گفت: «علاوه بر اينكه «بگو و مگوهايي كه غرب عليه نظام جمهوري اسلامي دارد، خنثي شود، اين مورد مطرح شود: غرب يكسره در تلاش است تا بگويد جمهوري اسلامي به زن بها نمي دهد» حسنش اين است كه لاريجاني و حداد رييس نمي شوند. خوبه، مگه نه؟»ما گفتيم: «پيشنهاد ديگري نداري؟»
    گفت: «چرا. به نقل از رسانه ها عرض كنم كه «پيشنهاد مي كنم هم براي تجربه و هم نشان دادن اعتقاد به ارزش زنان، رييس و نايب رييس اول و دوم و كل كارپردازان و منشي ها بر عهده خانم ها گذاشته شود.» يعني همه ها...»
    ما گفتيم: «يعني همه از دم خانم شوند؟ چرا آخه؟»حسينيان گفت: «اين طوري هم حال غرب را گرفته ايم، هم غرب حالش گرفته شده، هم حداد و لاريجاني رييس نمي شوند و من يك نفس راحت مي كشم. چطوره؟»
    ما گفتيم: «خسته نباشي.»
آموزشگاه آرایشگری سرای نمونه
نظرات بینندگان