arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۶۳۸۷۹۵
تاریخ انتشار: ۱۴ : ۱۵ - ۳۰ شهريور ۱۴۰۰

استاد احمد عابدینی: از روی جهالت، بی عدالتی در ابعاد وسیع را رواج داده ایم/ بهترین راهکار تحقق عدالت، استفاده از تخصص است

در فلان منطقه تهران قیمت قبر میلیاردی است و برای کرایه یا شارژ این قبر ماهی پنج میلیون تومان پرداخت می شود، اما شخصی دیگر ماهی یک میلیون ندارد و با مبلغ یارانه روزگار می گذراند. عده ای در خانه های خود استخر دارند و روزانه یا هفتگی آب آن را عوض می کنند و دیگری آب برای خوردن ندارد. مردم جانشان به لبشان که برسد چشم بر روی همه چیز حتی ادامه زندگی خود می بندند.»
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

شفقنا: در فلان منطقه تهران قیمت قبر میلیاردی است و برای کرایه یا شارژ این قبر ماهی پنج میلیون تومان پرداخت می شود، اما شخصی دیگر ماهی یک میلیون ندارد و با مبلغ یارانه روزگار می گذراند. عده ای در خانه های خود استخر دارند و روزانه یا هفتگی آب آن را عوض می کنند و دیگری آب برای خوردن ندارد. مردم جانشان به لبشان که برسد چشم بر روی همه چیز حتی ادامه زندگی خود می بندند.»

حجت الاسلام والمسلمین احمد عابدینی، استاد حوزه علمیه بیان کرد: مقایسه آنچه دین بر آن تأکید دارد و آنچه امروز در جامعه شاهد آن هستیم، روشن می کند که عدالت در بسیاری از ابعاد پیاده نشده است؛ اکثر مردم جامعه زیر خطر فقر هستند.

وی معتقد است: اقداماتی که در مسیر عدالت انجام دادیم چون در این زمینه ها تخصص نداشتیم به نتیجه نامطلوبی رسیدیم، باید به متخصصین اعتماد کرد، راه حل رفع مشکلات را از آنان پرسید و به آنها عمل کرد تا در سالهای آتی نتیجه بگیریم.

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد عابدینی در گفت وگو با شفقنا در پاسخ به این پرسش که تعریف و مفهوم عدالت به چه معناست؟ اظهار کرد: معتقدم یکی از معانی عدالت این قاعده طلایی است که «آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه که برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند.» در روایات نیز آمده «إنصافُکَ النّاسَ مِن نَفسِکَ» خود را جای طرف مقابل بگذارید و با او رفتاری داشته باشید که انتظار دارید دیگران با شما همانگونه رفتار کنند. به طور کلی در درون انسان غریزی است که مشخص می کند راه و رفتار درست و اشتباه چیست.

وی ادامه داد: برخی از افراد ادعا دارند یا معتقدند که به عدالت علاقه و باور دارند و در انجام هر کاری طبق عدالت عمل می کنند و می خواهند عادل باشند. هیچ کسی کار خود را ظالمانه نمی داند و ظالم ترین فرد هم برای کار خود توجیه دارد و دقیقاً همین «توجیه» خطرناک است و بر اصل عدالت ضربه وارد می کند. چنین افرادی حتی گاهی معنا و جایگاه عدالت را نیز طبق اهداف، برنامه ها و عملکرد خود تغییر می دهند! به عنوان مثال از ظالم ترین شخص وقتی می پرسید که چرا خلاف عدالت رفتار کرده ای، بیان می کند که معنای حقیقی عدالت دقیقاً رفتاری است که من در عمل نشان دادم!

استاد حوزه علمیه گفت: هر فردی برای خود امتیازاتی قائل می شود و به دنبال این امتیازات خود را عادل می داند و کارهایی که انجام می دهد را حق می داند. هیچ ظالمی نمی گوید که ظالم هستم و به دیگران ظلم می کنم بلکه بیان می کند که شرایط این چنین است و در این شرایط دقیقاً باید چنین اقداماتی انجام شود!

وی با بیان اینکه برخی از افراد بنا بر عملکرد خود معنا و مصداق حقیقی عدالت را تغییر می دهند، اظهار کرد: برخی از افراد امتیازاتی برای خود قائل می شوند که خلاف عدالت است، اما به ظن همین شخص این امتیازات موجب تغییر مفهوم و مصداق حقیقی عدالت نیست بلکه عین حق است! به عنوان مثال مدیر یک سازمانی گمان می کند که چون مدیر است و فلان کار در دست اوست باید از امتیازات بیشتری برخوردار باشد. به طور کلی در کشور ما کمتر کسی است که کار خود را کم و کار دیگری را بزرگ بداند. هر کسی هر کاری می کند، گمان دارد که مرکز عالم است و برای خود امتیازات موهنی درست می کند.

وی در پاسخ به این پرسش که عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در اسلام چه جایگاهی دارد؟ گفت: قرآن می فرماید: «اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدل» طبق این آیه، خداوند محدوده ای برای عدالت تعیین نکردند بلکه تأکید دارد: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ؛ عادل باشید که به تقوا نزدیک تر است.»

وی ادامه داد: خداوند بیشتر در مقاطعی بر تحقق عدالت تأکید دارد که فضای ظلم برای انسان های ظالم فراهم می شود.

مثلاً می فرماید: «لا یَجرِمَنَّکُم شَنَئانُ قَومٍ عَلی اَلّا تَعدِلُوا؛ دشمنی با دشمن موجب نشود که ظلم کنی و تو را از مسیر حق خارج کند.»

عابدینی به نمونه هایی از برخورد پیامبر(ص) و امام حسین(ع) با دشمنان خود که نشانه ای از محبت به جای پاسخ به ظلم و ظالم است، اشاره و بیان کرد: پس از اینکه پیامبر(ص) به پیامبری مبعوث شدند، مشرکان مکه سال‌ها پیامبر(ص) و پیروانش را آزردند به همین دلیل مسلمانان مجبور شدند امکانات را رها کرده و به مدینه هجرت کنند. پس از اینکه اهالی مکه جنگ راه انداختند و نتیجه این جنگ فتح مکه توسط پیامبر(ص) شد، پیامبر(ص) نه تنها با دشمنانی که سالها ایشان را مورد آزار و شکنجه قرار دادند و بدترین رفتارها را داشتند، دشمنی نکرد بلکه با محبت و دوستی با آنان برخورد کرد.

نمونه دیگر نوع برخورد امام حسین(ع) با دشمن زمان خود است. یزید قصد داشت به زور از امام بیعت بگیرد به همین دلیل امام حسین(ع) از مدینه به مکه رفتند و پس از اینکه کوفیان از حضرت دعوت کردند، امام راهی کوفه شدند. در میانه راه به امام حسین(ع) خبر می رسد که دشمنانشان مسلم بن عقیل و چند شخص دیگر که حامی یا طرفدار حضرت بودند را کشتند. با این حال زمانی که امام حسین(ع) به لشکر حر می رسند، اولین اقدامی که انجام می دهند آب دادن به سربازان و اسب های دشمن خود بود، آن هم آبی که با مشک پرُ کرده بودند و با زحمت با خود آورده بودند.

دین اسلام بر چنین رویکردهایی تأکید دارد، رویکرد و اخلاقی که بعضا حتی تصور آن هم در جامعه ما و جهان کنونی معنا ندارد.

استاد حوزه علمیه گفت: مقایسه آنچه دین بر آن تأکید دارد و آنچه امروز در جامعه شاهد آن هستیم، روشن می کند که عدالت در بسیاری از ابعاد پیاده نشده است. اکثر مردم جامعه زیر خطر فقر هستند. کلیپ هایی پخش شد که در فلان منطقه تهران قیمت قبر مثلا میلیاردی است و برای کرایه یا شارژ این قبر ماهی پنج میلیون تومان پرداخت می شود، اما شخصی دیگر ماهی یک میلیون ندارد و با مبلغ یارانه روزگار می گذراند.

دانش آموزانی در یک مدرسه کپرنشین تحصیل می کنند و برخی دیگر در مدارسی با شهریه های میلیونی درس می خوانند، مبالغی که می توان با آن در مناطق محروم مدارس ساخت تا عموم دانش آموزان از امکانات مساوی و عادلانه برخوردار شوند.

والدینی برای فرزند خود معلم خصوصی می گیرند، اما یک معلم نهضتی در روستا همه پایه های ابتدایی را بدون تخته سیاه و امکانات برای همه دانش آموزان تدریس می کند. برخی چندین ماشین دارند، برخی دیگر حتی دوچرخه هم ندارند. عده ای در خانه های خود استخر دارند و روزانه یا هفتگی آب آن را عوض می کنند و دیگری آب برای خوردن ندارد و به طور کلی بهره مندی گروه هایی از دنیا و هوا متفاوت با برخی از افراد است. همه این نمونه ها و نمونه های بسیاری دیگر نشان می دهد که عدالت آموزشی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، بهره برداری و… در ابعاد وسیعی در کشورمان حاکم نیست.

وی بیان کرد: دین در همه ابعاد بر عدالت تأکید دارد و ما شاید از روی جهالت خود بی عدالتی را رواج داده ایم. برای اینکه در جامعه عدالت حاکم شود، نیاز به متخصصینی دارد که به درستی عمل کنند. بسیاری از افراد گمان کردند که اگر بر سر کار بیایند، عدالت را با روش هایی ابتدایی در کشور برقرار می کنند، و عده ای گمان دارند صرفا پول ها را از سرمایه داران بگیرند و به فقرا بدهند کفایت می کند، این نوع نگاه ها نشان می دهد که پس از گذشت بیش از چهل سال از انقلاب، هنوز در این موارد تصورات مبتدیانه ای داریم! و به تخصص گرایی باوری نداریم.

وی ادامه داد: من زمانی که در کانادا حضور داشتم، یک سالی فطریه ها جمع آوری شد و پیگیری کردیم و نیازمندی در کانادا نبود که فطریه به آن تعلق بگیرد به همین دلیل تصمیم گرفتم، این مبالغ به ایران فرستاده شود تا اگر در منطقه ای نیازمندی هست به او پرداخت شود. با شخصی در ایران در این باره مشورت کردم، گفت همه پول ها را دریافت می کنیم تا به تعدادی از نیازمندان کمک کنیم! متاسفانه جامعه ای ساختیم که فقر در آن بیداد می کند. کاری کردیم که نصف جامعه مان حداقل ها را ندارند و زیر خط فقر هستند.

وی بیان کرد: عدالت در برخی از کشورها که دین ندارند و مسلمان نیستند و ادعای اسلام ندارند بیشتر از برخی کشور های اسلامی از جمله در ایران تحقق پیدا کرد، در آن کشورها فقیر به معنای کسی که نان شب یا خرجی تا پایان سال نداشته باشد، وجود ندارد.

عابدینی به راهکار تحقق عدالت در کشور اشاره و خاطرنشان کرد: اقداماتی که در مسیر عدالت انجام دادیم چون در این زمینه ها تخصص نداشتیم به نتیجه نامطلوبی رسیدیم. فکر می کردیم اگر پولی وسط بگذاریم و برخی از کمیته ها و بنیادها را درست کنیم، عدالت برقرار می شود، اما می بینیم که عدالت برقرار نشد. بهترین و مهم ترین راهکار تحقق عدالت، استفاده از تخصص است. باید به متخصصین اعتماد کرد، راه حل رفع مشکلات را از آنان پرسید و به آنها عمل کرد تا سالهای آتی نتیجه بگیریم.

وی در پاسخ به این پرسش که سیاستگذاران و کارگزاران برای تحقق عدالت در کشور چه وظایفی برعهده دارند؟ گفت: سیاستگذار هم باید متخصص باشد، مشکل این است که بسیاری سیاستگذاران ما نیز متخصص نیستند.

وی گفت: در جامعه غرب فیلسوفان هستند که تئوری و تز می دهند، اتفاقاً اول انقلاب جامعه ما نیز همین روند را داشت و خود من که دانشجوی فیزیک بودم، به عشق فلسفه دانشگاه را رها کردم و به حوزه که مرکز فلسفه بود، آمدم. اما امروز من یا بسیاری کسانی که در دانشگاه رشته فلسفه هستند یا به عبارتی فیلسوف ها گرسنه ترین قشر جامعه می باشند. کار یک فیلسوف به تدریس در دانشگاه خلاصه شده و در جامعه از علم، تخصص و نظر او استفاده نمی کنند این امر بدین معناست که جامعه ما هنوز نمی داند این قشر چقدر مفید است و از آن استفاده نمی کند. چه بسیار سیاستمدار که خودش تصمیم می گیرد، نمی داند که باید به فیلسوفان و نظریه پردازان پر و بال بدهد و آینده نگری و نقطه گذاری کنند و سپس به دنبال نقطه های آنها بروند تا به هدف برسند، نه تنها از تخصص او استفاده نمی کنند بلکه چه بسیار می بینیم طردش می کنند و برچسب به او می زنند!

بنابرین سیاستمدار باید عادل و عدالت خواه باشد، اما عدالت خواه لفظی و شعاری نباشد بلکه عدالت خواهی که از متخصص فن استفاده کنند.

استاد حوزه علمیه به آسیب های تداوم بی عدالتی در یک جامعه اسلامی اشاره و خاطرنشان کرد: بی عدالتی آسیب های اجتماعی بسیاری به همراه دارد. در گذشته می گفتیم، نهضت پابرهنگان و فقرا و گمان می کنیم که امروز این نهضت ها بی معنی است در صورتی که امروز با وجود گسترش فضای مجازی اتفاقاً این نوع از نهضت ها بسیار راحت تر شکل می گیرد. باید مراقب بود .

عابدینی گفت: مراقب بودن به معنای ایجاد فضای خفقان و استفاده از نیروی انتظامی نیست، منظور رسیدگی به مردم است که هم وظیفه است و هم اگر رسیدگی نشود عوارض دارد. چون کسی که جانش به لبش برسد، دیگر از اعتراض، دستگیری و حتی کشته شدن نمی ترسد. شخصی که یک میلیون حقوق ماهیانه دارد، اما باید پنج میلیون کرایه خانه بدهد و مجبور می شود در چادر زندگی کند و به او هجوم می آورند و همین چادر هم از او می گیرند، ممکن است روزی چشم بر روی همه چیز حتی ادامه زندگی خود ببندد. وظیفه انسانی، اخلاقی، اسلامی، قانونی و مصلحت ما برقراری عدالت و رسیدگی به ضعفاست.

نظرات بینندگان