پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
از اسناد و مدارکی که بعدا در دفاتر کار سران رژیم به دست آمد، طرح توطئه علیه جان امام، در صور مختلف به چشم میخورد. اما اینکه چرا آن را به مرحلهی اجرا درنیاوردند، در کنار مقدرات الهی و درایت ایشان، به این مطلب مهم و اساسی باید عنایت داشت که تدابیر حسابشده و برنامههای امام و یاران و برجستگان انگشتشمارشان در حوزه و حمایت قاطع و یکپارچهی دانشگاه، در طول دوران مبارزه وابستگی قیام به شخص امام به مرحلهای رسیده بود که به گفتهی شخص امام «انقلاب راه خودش را پیدا کرده» است. گرچه اجرای برنامهی ترور ایشان بدون تردید وقفهای در مسیر مبارزه ایجاد میکرد ولی اولا مسیر مبارزه عوض نمیشد، ثانیا با خارج شدن اوضاع از کنترل، معلوم نبود بحرانی عمیقتر سراسر خاورمیانه را فرا نگیرد. به ویژه آنکه شیعیان عراق، عشایر دجله و فرات، مسلمانان لبنان و شیعیان آن دیار و نیز پیروان فدایی ایشان در کشورهای حاشیهی خلیجفارس و پاکستان، همچنین دانشجویان مسلمان و مبارزین خارج از کشور، بدون تردید دست به اقداماتی میزدند که دیگر عواقب آن قابل پیشبینی نبود. عنایت به این مسائل از یک سو و عدم حصول به نتیجهای غایی و مطمئن برای رژیم از سوی دیگر، آمریکاییان را از اجرای طرح توطئه علیه ایشان منصرف کرده بود. اما آزاد گذاشتن ایشان هم خلاف مصالح رژیم بود، لذا این بار برنامه را برای خروج ایشان از نجف متمرکز کرده و دولت عراق را در مقابل آرام کردن مبارزان کرد و پیروان جلال طالبانی و فرزندان ملا مصطفی بارزانی که از حمایت دولت ایران در مبارزه علیه بعثیها برخوردار بودند، وادار به اجرای آن سیاست کردند. سران رژیم تصور میکردند امام به یکی از کشورهای نزدیک؛ سوریه، لبنان، حاشیهی خلیجفارس، پاکستان، حداکثر الجزایر و سودان سفر خواهند کرد. در هر صورت امکانات ایشان محدودتر و کنترل ایشان آسانتر خواهد شد. از ناحیهی امام موسی صدر هم خاطرشان جمع شده بود و ایشان را از صحنه خارج کرده بودند.
ادامه دارد...
منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۱)؛ جنبش دانشجویی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۳، صص ۳۳۷-۳۳۸.