کد خبر: ۶۷۲۵۸۵
تاریخ انتشار: ۳۵ : ۲۳ - ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۱

خاطرات صادق طباطبایی، شماره ۷۳: ظاهرا امام موسی صدر از امام دعوت کرده بود به لبنان بروند، اما در این زمان ایشان مفقود شده بود

در عراق فشار و محدودیت بر امام از بین نرفت و ایشان احساس کردند که دیگر نمی‌توانند در آن‌جا بمانند لذا تصمیم گرفتند از عراق خارج بشوند. خود ایشان بر اساس نکته‌هایی که در پاریس به من گفتند تمایل داشتند به لبنان یا سوریه بروند. ظاهرا امام موسی صدر از ایشان دعوت کرده بود اما در این زمان ایشان مفقود شده بود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»: بیانیه‌ی راهپیمایی هم پیش از آن قرائت شده بود. آن‌گاه خواستیم که اجازه بدهند که دو سه دقیقه با سفیر یا کنسول عراق صحبت کنیم که آن‌ها موافقت نکردند. از آن‌جا برگشتیم مجددا به دانشگاه بُن و نماز جماعت در محوطه‌ی میدان دانشگاه برگزار کردیم. خوب این‌گونه تظاهرات را نمی‌توانستیم بدون چاشنی اعتراض به شاه ایران تمام کنیم. از قبل یک ماکتی از شاه از گونی و کاه و امثال آن تهیه کرده بودیم. قرار گذاشتیم پس از این‌که نماز را خواندیم و برنامه تمام شد و من رفتم به پلیس اعلام کردم که کار ما تمام است و ما فرمان متفرق شدن را می‌دهیم، در همین حین یکی از دوستان برود و آن ماکت را که درون یک ساک مخفی بود آتش بزند. بدیهی بود پلیس برای فرونشاندن آتش دخالت می‌کرد و عکاسان و خبرنگاران هم حضور داشتند. ما می‌توانستیم از آن صحنه بهره‌برداری تبلیغاتی کنیم. همین کار را هم کردیم. پس از آن‌که نماز تمام شد رئیس‌پلیس جلو آمد و خیلی تشکر و اظهار رضایت کرد، در این لحظه ماکت شاه را بالا بردند و آتش زدند رئیس‌پلیس گفت: «آن چیست؟ آن چیست؟» گفتم: «به من ربطی ندارد خودتان بروید و جلویش را بگیرید.» مامورین با اسب رفتند خاموش کنند. دوستان ما چوب ماکت را در زمین چمن فرور کرده بودند و هیچ‌کس هم در کنار آن نبود که دستگیر شود و ماکت هم برای خودش می‌سوخت و دوربین‌ها هم فیلمش را می‌گرفتند. دو هفته بعد مرا به جرم اهانت به شاه احضار کردند که خوب ما هم وکیل گرفتیم و مسئله را حل کردیم و گفتیم این حادثه بعد از تحویل ما بوده و خود شما باید مراقبت می‌کردید.

در عراق فشار و محدودیت بر امام از بین نرفت و ایشان احساس کردند که دیگر نمی‌توانند در آن‌جا بمانند لذا تصمیم گرفتند از عراق خارج بشوند. خود ایشان بر اساس نکته‌هایی که در پاریس به من گفتند تمایل داشتند به لبنان یا سوریه بروند. ظاهرا امام موسی صدر از ایشان دعوت کرده بود اما در این زمان ایشان مفقود شده بود. امام می‌آیند در مرز کویت، ویزای ورود به ایشان نمی‌دهند و سرانجام تصمیم می‌گیرند به فرانسه بروند که انتخاب بسیار به جایی بود.

ادامه دارد...

منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۳)؛ شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۲، ص ۷-۸.

نظرات بینندگان