کد خبر: ۹۰۸۲۵۲
تاریخ انتشار: ۱۳ : ۲۳ - ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۵۲: درباره اشاعه خبر ازدواج شاه با مادر علیا حضرت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد

یادداشت‌های اسدالله علم: وقتی منزل آمدم، غفلتاً فریده خانم به منزل من آمدند و مدتی در مورد اشاعه خبر ازدواج شاهنشاه مذاکره کردند. من گفتم دروغ محض است، ولی شایعه را دشمنان ما می‌اندازند. با وصف این سرکار نباید این حرفها را بزنید. از این حرفهای خاله زنکی، گریه کردن و سر و صدا راه انداختن بر ضرر خود شماست. چه طرفی از این کار می بندید؟ حال آمدیم چنین اتفاقی هم افتاده باشد، سر و صدا راه انداختن شما که علاج آن را نمی‌کند. من اگر برای سرکار احترام قائل بودم و هستم برای این [است] که خودتان را بالاتر از این حرفها نگاه داشته بودید. به هر صورت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد و از من قول گرفت که چیزی به شاه عرض نکنم...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود. 
 
«انتخاب» هر شب یادداشت های روزنوشت علم را منتشر می کند.
 
شنبه ۲۳ تیر ۱۳۵۲: صبح به کارهای جاری و تهیه برنامه و کارهای مسافرت آمریکای شاهنشاه گذشت. بعد از ظهر عروسی سرگرد اویسی با دختر دکتر رام بود. آن جا رفتم. سرکار فریده خانم مادر علیا حضرت تشریف داشتند. دیدم افسرده هستند. چیزی نگفتم. وقتی منزل آمدم، غفلتاً فریده خانم به منزل من آمدند و مدتی در مورد اشاعه خبر ازدواج شاهنشاه مذاکره کردند. من گفتم دروغ محض است، ولی شایعه را دشمنان ما می‌اندازند. با وصف این سرکار نباید این حرفها را بزنید. از این حرفهای خاله زنکی، گریه کردن و سر و صدا راه انداختن بر ضرر خود شماست. چه طرفی از این کار می بندید؟ حال آمدیم چنین اتفاقی هم افتاده باشد، سر و صدا راه انداختن شما که علاج آن را نمی‌کند. من اگر برای سرکار احترام قائل بودم و هستم برای این [است] که خودتان را بالاتر از این حرفها نگاه داشته بودید. به هر صورت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد و از من قول گرفت که چیزی به شاه عرض نکنم... [وگرنه] خیلی مسائل دیگر را هم مخلوط با این کار می‌کردند و چیزی هم طلبکار می‌شدند! بعد که رفتند، خانم علم که حضور داشت، گفت خیلی تندی کردی، معنی نداشت. گفتم شما فضولی نکنید.....
نظرات بینندگان