کد خبر: ۹۰۸۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۷ : ۲۰ - ۱۹ بهمن ۱۴۰۴

انتشار ویدیوی نژادپرستانه ترامپ از اوباما و همسرش؛ نیویورک تایمز: «عقده اوباما» ذهن و رفتار ترامپ، را در تسخیر خود دارد / ترامپ آینده آمریکا را گروگان ترمیم «منِ» زخمی خود کرده

مقاله‌ای از نویسنده مورین داود که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، تصویری تیره و شوکه‌کننده از آنچه «عقده اوباما» می‌نامد ترسیم می‌کند؛ عقده‌ای که به گفته او ذهن و رفتار رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را در تسخیر خود دارد. داود معتقد است رفتارهای اخیر ترامپ به سطحی تازه از ابتذال اخلاقی و سیاسی سقوط کرده که در تاریخ ریاست‌جمهوری آمریکا بی‌سابقه است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
نیویورک تایمز نوشت: مقاله‌ای از نویسنده مورین داود که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، تصویری تیره و شوکه‌کننده از آنچه «عقده اوباما» می‌نامد ترسیم می‌کند؛ عقده‌ای که به گفته او ذهن و رفتار رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را در تسخیر خود دارد. داود معتقد است رفتارهای اخیر ترامپ به سطحی تازه از ابتذال اخلاقی و سیاسی سقوط کرده که در تاریخ ریاست‌جمهوری آمریکا بی‌سابقه است.
 
به گزارش سرویس بین‌الملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: داود مقاله‌اش را با اشاره به آنچه «وسواس بیمارگونه» ترامپ نسبت به رئیس‌جمهور پیشین، باراک اوباما، می‌خواند آغاز می‌کند؛ وسواسی که به‌وضوح در بازنشر یک ویدیوی نژادپرستانه توسط ترامپ در پلتفرم «تروث سوشال» نمایان شد. این ویدیو اوباما و همسرش میشل را به شکلی تحقیرآمیز و خلاف کرامت انسانی به تصویر می‌کشد.
 
به باور نویسنده، این اقدام صرفاً یک لغزش لحظه‌ای نیست، بلکه امتداد حساب‌شده تاریخی طولانی از زیر سؤال بردن مشروعیت اوباما و استفاده آگاهانه از گفتمان «برتری نژاد سفید» برای جلب پایگاه‌های رادیکال راست افراطی است؛ امری که شکاف‌های نژادی و اجتماعی در آمریکا را عمیق‌تر می‌کند.
 
غرق شدن در حباب نفرت
 
داود به‌شدت از واکنش کاخ سفید انتقاد می‌کند؛ واکنشی که تلاش داشت خشم عمومی را «ساختگی» جلوه دهد. او تأکید می‌کند که افکار عمومی آمریکا واقعاً نگران آن است که رئیس‌جمهورش به‌جای تمرکز بر حکمرانی مسئولانه، در «حبابی از نفرت و کینه» فرو رفته است.
 
او توجه را به این نکته جلب می‌کند که این رفتارهای شوکه‌کننده حتی در داخل اردوگاه جمهوری‌خواهان نیز شکاف ایجاد کرده است؛ به‌طوری که چهره‌هایی مانند سناتور تیم اسکات و سناتور کتی بریت ناچار شدند علناً این پست‌ها را محکوم کنند و آن‌ها را خروجی آشکار از ارزش‌های ملی و تلاشی برای مخدوش کردن هویت آمریکایی دانستند، به‌ویژه در آستانه رقابت‌های انتخاباتی پرمخاطره.
 
در تحلیل روان‌شناختی خود، داود به لحظه‌ای اشاره می‌کند که آن را «داستایفسکی‌وار» می‌نامد؛ لحظه‌ای که ترامپ در مراسم «صبحانه ملی دعا» به‌طور علنی اعتراف کرد که «منِ» متورم او محرک اصلی رد نتایج انتخابات ۲۰۲۰ بوده است.
 
مورین داود: رفتار ترامپ صرفاً یک لغزش نیست، بلکه امتداد حساب‌شده تاریخی طولانی از زیر سؤال بردن مشروعیت اوباما و استفاده آگاهانه از گفتمان برتری نژاد سفید است.
 
آمریکا گروگان غرور او
 
به تحلیل داود، این اعتراف تمامی ادعاهای حقوقی درباره «تقلب انتخاباتی» را فرو می‌ریزد و نشان می‌دهد که کل دولت آمریکا برای خدمت به غرور شخصی فردی که شکست را برنمی‌تابد، گروگان گرفته شده است.
 
او با لحنی تلخ و طعنه‌آمیز به رفتار ترامپ حتی در فضاهای دینی اشاره می‌کند؛ جایی که ترامپ از آیین‌های سنتی دعا ابراز بی‌حوصلگی می‌کند و ترجیح می‌دهد هر مناسبت ـ هرچقدر هم مقدس ـ را به سکویی برای تمجید از خود و پیگیری منافع محدود شخصی‌اش تبدیل کند.
 
مقاله همچنین نور شدیدی بر «وسواس نام‌گذاری» ترامپ می‌تاباند؛ وسواسی که او را به‌دنبال نوعی جاودانگی جعلی از طریق حک کردن نامش بر تأسیسات حیاتی آمریکا سوق می‌دهد.
 
باج‌گیری سیاسی
 
داود از اقداماتی پرده برمی‌دارد که آن‌ها را «باج‌گیری سیاسی» می‌نامد؛ اقداماتی که در آن دولت ترامپ آزادسازی بودجه‌های کلان پروژه‌های زیرساختی را به تغییر نام فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های قطار بین‌المللی به نام ترامپ گره زده است.
 
به باور نویسنده، تمایل وسواس‌گونه ترامپ به تحمیل برند شخصی‌اش در همه‌جا ـ همان‌گونه که در پروژه‌های ملکی شکست‌خورده‌اش در نیویورک عمل می‌کرد ـ بازتاب ناامنی عمیق و تلاشی مذبوحانه برای جبران فرسایش جایگاه سیاسی‌اش است؛ از طریق تحمیل حضور بصری خود بر کالبد دولت.
 
فروپاشی اخلاقی فراگیر نخبگان
 
در پایان، داود میان فرار ترامپ از پرسش‌ها درباره رابطه‌اش با جفری اپستین و آنچه «فروپاشی اخلاقی فراگیر نخبگان آمریکایی» می‌نامد پیوند برقرار می‌کند.
او پرونده‌های اپستین را به «سنگی تشبیه می‌کند که ناگهان کنار زده شد و کرم‌هایی را آشکار کرد که در تاریکی می‌لولند»؛ جایی که نام‌های برجسته‌ای از سیاستمداران و روشنفکران به‌جای حمایت از قربانیان، در محافظت از یک مجرم نقش داشته‌اند.
 
مورین داود مقاله‌اش را با نقدی تند از غول‌های فناوری به پایان می‌برد؛ کسانی که از «نابغه‌های جوانِ ناجی» به اسیران هوس‌ها و بحران‌های میانسالی خود بدل شده‌اند، و در نتیجه، جامعه جهانی بهای گروگان گرفته شدن آینده‌اش به‌دست بحران‌های روانی و اخلاقی صاحبان قدرت دیجیتال و سیاسی امروز را می‌پردازد.
نظرات بینندگان