پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
دنیس سیترینوویچ، عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در یادداشتی نوشت: همه چیز در نهایت به یک مسئله محوری بازمیگردد: دولتهای ایالات متحده دچار شکاف مفهومی عمیقی در فهم حاکمیت ایران بودهاند.
به گزارش سرویس بینالملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده: از همان ابتدا، بسیاری از کارشناسان منطقهای استدلال میکردند که تهران با خطوط قرمز مشخص عمل میکند — بهویژه در مورد بقاى حکومت، تواناییهای بازدارندگی استراتژیک، و نفوذ منطقهای — و این که حاضر نخواهد شد منافع اصلی خود را حتی به قیمت مواجهه با رویارویی نظامی قربانی کند.
این هشدارها اغلب نادیده گرفته میشدند و به جای آن فرض میشد که فشار اقتصادی یا نظامی کافی در نهایت باعث تسلیم ایران خواهد شد.
تحولات اخیر باید یک نکته را روشن کند: تشدید اقدامات نظامی به احتمال زیاد ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. برعکس، تهدیدهای خارجی انسجام داخلی حکومت را تایید کرده و روایت دیرینه آن درباره مقاومت را تأیید کنند.
آنچه این لحظه را بهویژه غیرمعمول میکند، این است که هر دو طرف بهطور بالقوه توافق را بر درگیری آشکار ترجیح میدهند. با این حال، مذاکرات بارها شکست میخورند — نه لزوماً به این دلیل که اهداف غیرقابل مصالحهاند، بلکه به این علت که شکافهای ادراکی و بیاعتمادی عمیق مانع ایجاد سازش واقعی میشوند.
واشنگتن اغلب ایران را از منظر چارچوب عقلگرای غربی میبیند: این باور که تشدید فشار بهطور اجتنابناپذیر باعث مصالحههای عملگرایانه میشود.
تهران اما، فشار مداوم را بهعنوان نشانه خصومت ساختاری تفسیر میکند و عزم خود برای مقاومت را تقویت مینماید.
تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی ایران را عمدتاً از لنز سیاسی غربی ارزیابی کنند — با پیشفرضهایی درباره محاسبات هزینه-فایده که بهطور کامل مشروعیت ایدئولوژیک، هویت انقلابی و روانشناسی بازدارندگی را در نظر نمیگیرد، رویارویی نه یک انتخاب استراتژیک، بلکه بیشتر یک امر محتوم خواهد بود.
مسئله اصلی این نیست که فشار مؤثر است یا خیر. مسئله این است که آیا استراتژی ایالات متحده بر پایه درک دقیق از این حکومت و نحوه تعریف آن از ریسک، بقا و پیروزی شکل گرفته است یا نه.