کد خبر: ۹۱۱۴۹۷
تاریخ انتشار: ۵۱ : ۲۳ - ۰۶ اسفند ۱۴۰۴

قسمت صد و شصت و دوم خاطرات میلسپو: ایران در حال حاضر نمی‌تواند بند‌های کفشش را ببندد و از جا برخیزد، زیرا نه بند کفش دارد و نه علاقه‌ای به بستن آن

ایران برای نجات خودش باید شرایط قبلی را برای حکومت دموکراتیک فراهم کند و در حالیکه مشغول این کار است نظم را در کشور حفظ کند، مسائل مالی خود را حل کند، از شکستهای اقتصادی بپرهیزد، با بیگانگان با درستی و صحت معامله کند و جنبشهای خرابکارانه و نیروهای ضدملی را مهار کند. چنین کارهائی فقط از عهده حکومتی برمی‌آید که قوی، ثابت و آگاه به مسئولیتهایش در برابر مردم باشند. اگر ایرانیان بتوانند این کار را بدون کمک خارجی انجام دهند اجازه عرض اندام به دیکتاتوری نخواهند داد و گذشته از مشکلات بین المللی به ضعف و فساد و بی لیاقتی کنونی خود نیز به سرعت خاتمه خواهند بخشید. ایران در حال حاضر به وضوح فاقد نیروهای سالم اجتماعی است. نمی تواند بندهای کفشش را ببندد و از جا برخیزد زیرا نه بند کفش دارد و نه علاقه ای به بستن آن.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سرویس تاریخ «انتخاب»: کتاب ماموریت آمریکایی‌ها در ایران اثر آرتور میلسپو ترجمۀ حسین ابوترابیان در سال ۱۳۵۶ است.
 
آرتور میلسپو متولد مارس ۱۸۸۳ در روستایی در میشیگان، حقوقدان و کارشناس مالی آمریکایی که در سالهای ۱۹۲۲-۱۹۲۷ و ۱۹۴۲-۱۹۴۵ برای اصلاح مالیه به استخدام دولت ایران درآمد. او دانش آموخته (دکترای) دانشگاه جانز هاپکینز و (کارشناسی ارشد) دانشگاه ایلینوی بود‌.
 
منظور این نیست که مجموعه ای از فرمولهای پیش ساخته، آرمانگرایانه و‌ شسته روفته یا هدفهائی که با شیوۀ زندگی ایرانی بیگانه است بدون رعایت احساسات ملی به ایرانیان تحمیل شود. ضروری است که آداب و رسوم و فرهنگ خاص ایرانی حفظ شود. از این لحاظ متجددین قلابی بخصوص شاه سابق بزرگترین لطمه را به پیکر ملت ایران وارد ساختند. بازسازی باید بر پایه مبانی تاریخی انجام گیرد. هدف اصلی این کار آزادسازی و اعاده شخصیت ایرانی است نه دوباره سازی آن. منظور این نیست که این ملت در یک قالب وارداتی و مصنوعی جا داده شود بلکه این است که آزادی و وسایل زندگی و بیان نظریات به آن داده شود.
 
برنامه ای که درباره اش بحث می‌کنم باید عمدتا بصورت تلاشی ملی بروز کند. هر بخش از این برنامه را ایرانیان متفکر باید بررسی کرده و بپذیرند. در گذشته تلاشهائی در راه بسیاری یا شاید تمام اقلام این برنامه صورت گرفته ولی در کلیه موارد از مرحلۀ حرف یا وضع قانون پیشتر نرفته است. 
 
کوچکترین امیدی نمی‌توان داشت که اگر ایران به حال خودش رها شود هیچ گاه چنین برنامه ای عملی شود. طبقات حاکمه، سیاستمداران حرفه ای و سودجویان که در یک سنگر قرار گرفته و با هم متحد شده اند دست به هیچ اقدام اساسی که برای نجات و ترقی کشورشان ضروری است نخواهند زد. ایران برای نجات خودش باید شرایط قبلی را برای حکومت دموکراتیک فراهم کند و در حالیکه مشغول این کار است نظم را در کشور حفظ کند، مسائل مالی خود را حل کند، از شکستهای اقتصادی بپرهیزد، با بیگانگان با درستی و صحت معامله کند و جنبشهای خرابکارانه و نیروهای ضدملی را مهار کند. چنین کارهائی فقط از عهده حکومتی برمی‌آید که قوی، ثابت و آگاه به مسئولیتهایش در برابر مردم باشند. اگر ایرانیان بتوانند این کار را بدون کمک خارجی انجام دهند اجازه عرض اندام به دیکتاتوری نخواهند داد و گذشته از مشکلات بین المللی به ضعف و فساد و بی لیاقتی کنونی خود نیز به سرعت خاتمه خواهند بخشید. ایران در حال حاضر به وضوح فاقد نیروهای سالم اجتماعی است. نمی تواند بندهای کفشش را ببندد و از جا برخیزد زیرا نه بند کفش دارد و نه علاقه ای به بستن آن.
نظرات بینندگان