پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
سرویس تاریخ «انتخاب»: کتاب ماموریت آمریکاییها در ایران اثر آرتور میلسپو ترجمۀ حسین ابوترابیان در سال ۱۳۵۶ است.
آرتور میلسپو متولد مارس ۱۸۸۳ در روستایی در میشیگان، حقوقدان و کارشناس مالی آمریکایی که در سالهای ۱۹۲۲-۱۹۲۷ و ۱۹۴۲-۱۹۴۵ برای اصلاح مالیه به استخدام دولت ایران درآمد. او دانش آموخته (دکترای) دانشگاه جانز هاپکینز و (کارشناسی ارشد) دانشگاه ایلینوی بود.
یک پیشنهاد دیگر که بیشتر کسانی را که در جهت منافع ملی فکر میکنند به خود جلب میکند این است که پیشرفت اقتصادی و سرمایه گذاریهای خارجی با نیازهای ایران وفق می دهد. پیشرفت و سازندگی باید مکان برجسته ای در ایجاد یک ملت مستقل و دموکراتیک داشته باشد. ولی اگر ما توجه خود را زیاد به جنبه های فنی و مهندسی برنامه معطوف کنیم دچار اشتباه رضاشاه خواهیم شد که به ساختن چیزهایی دست زد که به رفاه عمومی کمک نمیکرد و مردم نمی توانستند آنها را حفظ کرده و مورد استفاده قرار دهند. کسانی که برنامه پیشرفت مورد نیاز را تدوین و اجرا میکنند باید همواره روستائی فقیر و بیمار و بیسواد ایرانی را که «کمرش زیر وزنه قرنهای متمادی خم شده است» در نظر بگیرند که همانند خود ایران «سنگینی وزنه جهان را بر دوش داشته است». اگر نتوانیم از این روستائی فقیر یک شهروند سالم بسازیم، بکلی شکست خورده ایم. سرمایه گذاریهای خارجی خودبخود هیچ گونه تضمین کمک را نمیدهد. برای کمک به دهقان ایرانی باید بجای دور باطلی که او را درگیر و دچار انحطاط ساخته است یک مار پیچ مترقی و سودمند را جایگزین کنیم که او و کشورش را به موقع به سطحی بالا تر سوق دهد.
از لحاظ بین المللی، پیشرفت اقتصادی و برنامه عمرانی که بودجه آن با سرمایههای خارجی تامین شده باشد بمعنی رقابت گسترده بینالمللی است که چندان تفاوتی با آنچه از سال ۱۸۷۰ به بعد مایه دردسر ایران شده ندارد. اثر درونی آن بر یک حکومت ضعيف و فاسد بمراتب خطرناکتر و بیشتر باعث کشمکش و دردسر خواهد بود.
اگر نفت و سایر منابع طبیعی کشور از جمله شیلات بطرزی عاقلانه اداره شود می تواند بطور اساسی به افزایش سطح زندگی عامه مردم و درآمد دولت کمک کند. نظیر همین منافع میتواند از صنایع تولیدی عاید شود که اصلاح شده باشد. اگر این بخش از برنامه به ابتکار یا نظریات سودجویانه سرمایه گذاران خارجی واگذار شود احتمالاً این اقلام را که برای تهیه پول و مدیریت گسترده نامناسب است نادیده خواهند گرفت. افزون بر آن هیچ طرح و برنامه ای از هر نوع نمیتواند در سطح گسترده بر اساس صحیح اجرا شود مگر اینکه دولت خودش آن را در دست بگیرد و طبق یک برنامه صحیح مالی نظارت دقیق خود را بر بودجه و هزینه های آن اجرا کند.
بنابراین تا خود دولت اصلاح و هدایت نشود هیچ امیدی برای سازندگی کشور وجود ندارد. بدون وجود یک دولت خوب پیشرفت اقتصادی جز با شیوه های نامناسب که گاهی نیز به ندرت موفق می شود انجام نخواهد گرفت. این کار به نفع سیاستمداران حرفه ای و همکاران بند و بست چی حقه بازشان و به ضرر ملت ایران خواهد بود و فرصت سرمایه گذاری بجای اینکه با رشد و رونق و رفاه گسترش یابد همچنان محدود خواهد ماند.