کد خبر: ۹۳۹۰۹۱
تاریخ انتشار: ۴۳ : ۲۰ - ۲۱ شهريور ۱۴۰۵

قرار گرفتن در معرض پلاستیک پیش از تولد با علائم بیش‌فعالی و اوتیسم مرتبط است

مطالعه‌ای جدید که ارتباط میان احتمال بروز علائم اوتیسم و بیش‌فعالی (ADHD) در سال‌های ابتدایی زندگی و قرار گرفتن جنین در معرض یک ماده شیمیایی رایج در پلاستیک‌ها را بررسی کرده، بدون شک بحث‌های زیادی به راه خواهد انداخت.
کودکان و پلاستیک
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

مطالعه‌ای جدید که ارتباط میان احتمال بروز علائم اوتیسم و بیش‌فعالی (ADHD) در سال‌های ابتدایی زندگی و قرار گرفتن جنین در معرض یک ماده شیمیایی رایج در پلاستیک‌ها را بررسی کرده، بدون شک بحث‌های زیادی به راه خواهد انداخت.

به گزارش انتخاب و به نقل از ساینس الرت؛ این مطالعه فصل دیگری از جست‌وجوی مداوم دانشمندان برای یافتن پاسخ پرسش‌های پیچیده‌ای است؛ از جمله اینکه چرا تشخیص اوتیسم و ADHD در حال افزایش است، چرا به نظر می‌رسد بسیاری از کودکان در سراسر جهان با مشکلات رفتاری مواجه‌اند و مواد شیمیایی موجود در پلاستیک‌ها چه تأثیری ممکن است بر مغز ما داشته باشند.

با این حال، اگرچه این پژوهش اطلاعات جالبی به مجموعه تحقیقات موجود اضافه می‌کند، درباره این موضوعات مهم علمی نکات مشخصی وجود دارد که این مطالعه می‌تواند و نمی‌تواند به ما بگوید و باید به الگوهایی که در این زمینه در حال شکل‌گیری هستند، با دقت نگاه کنیم.

بگذارید ببینیم این مطالعه چه یافته‌هایی داشته است.

این پژوهش که در مجله علمی «Med» متعلق به Cell Press و پس از داوری علمی منتشر شده، ویژگی‌های رفتاری کودکان را در سنین ۲ و ۴ سالگی بررسی کرده و ارتباط آن‌ها را با احتمال قرار گرفتن جنین در دوران بارداری در معرض ماده شیمیایی رایج DEHP مورد ارزیابی قرار داده است.

DEHP یا «دی‌اتیل‌هگزیل فتالات» یک ماده شیمیایی مصنوعی است که برای انعطاف‌پذیرتر کردن پلاستیک‌ها استفاده می‌شود. این ماده در محصولاتی مانند روکش مبلمان وینیل، شلنگ‌های باغبانی، پرده‌های حمام، لوله‌های پزشکی و چرم‌های گیاهی کاربرد دارد.

این ماده همچنین به‌راحتی می‌تواند از موادی که به آن‌ها اضافه شده خارج شود. به همین دلیل ممکن است وارد غذا و آب شود و در نهایت به بدن ما راه پیدا کند.

آن-لوئیز پونسونبی، متخصص همه‌گیرشناسی عصبی در دانشگاه ملبورن استرالیا، توضیح می‌دهد: «میزان قرار گرفتن افراد در معرض مواد شیمیایی عمدتاً در سطح جمعیت تعیین می‌شود و به‌راحتی نمی‌توان آن را به انتخاب شخصی افراد نسبت داد.»

او می‌گوید: «مواد شیمیایی موجود در پلاستیک، مانند DEHP، اغلب از طریق مواد غذایی وارد بدن می‌شوند؛ بنابراین مقررات ایمنی دولت‌ها درباره فرآوری و بسته‌بندی مواد غذایی اهمیت بسیار زیادی دارد.

«تلاش‌های جهانی برای کنترل پلاستیک باید شواهد جدیدی را که درباره ضرورت حفاظت از سلامت، به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر مانند زنان باردار و نوزادان، به دست می‌آید، در نظر بگیرد.»

مطالعات انجام‌شده روی حیوانات و همچنین مطالعات مشاهده‌ای روی انسان‌ها، ارتباط‌هایی میان قرار گرفتن جنین در معرض DEHP و مشکلات رشد عصبی پیدا کرده‌اند؛ از جمله علائمی که معمولاً با ADHD و اوتیسم مرتبط دانسته می‌شوند.

مطالعه جدید این ارتباط را یک گام جلوتر بررسی کرده و به‌طور ویژه روی عوامل «اپی‌ژنتیکی» تمرکز کرده است؛ عواملی که برخی پژوهشگران معتقدند اگر رابطه علت و معلولی میان این ماده و مشکلات عصبی وجود داشته باشد، ممکن است در ایجاد آن نقش داشته باشند.

اپی‌ژنتیک شاخه‌ای از علم است که بررسی می‌کند عوامل محیطی، مانند قرار گرفتن در معرض DEHP، چگونه می‌توانند نحوه عملکرد ژن‌ها را تغییر دهند، بدون اینکه توالی DNA موجود در سلول تغییر کند.

یکی از راه‌هایی که چنین تأثیر اپی‌ژنتیکی می‌تواند رخ دهد، «متیلاسیون DNA» است. در این فرایند، گروه‌های متیل (CH3) به ژن‌ها متصل می‌شوند و می‌توانند میزان فعالیت آن‌ها را افزایش یا کاهش دهند.

سام تانر، نویسنده اصلی مطالعه و تحلیلگر بیوانفورماتیک در دانشگاه ملبورن، می‌گوید: «آنچه ما پیدا کرده‌ایم، یک توضیح زیستی احتمالی است که شواهد جدیدی ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه قرار گرفتن مادر در معرض DEHP در دوران بارداری ممکن است در بروز اوتیسم و ADHD نقش داشته باشد.»

او ادامه می‌دهد: «مطالعه ما نشان داد نوزادانی که پیش از تولد در معرض سطوح بالاتری از DEHP قرار گرفته بودند، هنگام تولد در خون بند ناف خود تغییرات مشخصی در متیلاسیون DNA داشتند؛ نوعی کلید اپی‌ژنتیکی که می‌تواند ژن‌ها را روشن یا خاموش کند.

«کودکانی که این “امضای اپی‌ژنتیکی” را داشتند، در سنین ۲ و ۴ سالگی علائم بیشتری مرتبط با اوتیسم و ADHD نشان دادند و این ارتباط در پسران واضح‌تر از دختران بود.»

این مطالعه مشاهده‌ای از داده‌های ۸۴۷ مادر استرالیایی و نوزادان آن‌ها استفاده کرده است. این افراد در «مطالعه نوزادان باروون» شرکت کرده بودند و از میان آن‌ها، ۵۸۹ جفت مادر و نوزاد مجموعه کاملی از داده‌های مورد نیاز را ارائه کردند.

پژوهشگران جمع‌آوری اطلاعات را پیش از تولد کودکان آغاز کردند. هر مادر در هفته ۳۶ بارداری یک نمونه ادرار ارائه داد.

محققان در این نمونه‌ها به دنبال متابولیت‌هایی بودند که به آن‌ها کمک می‌کرد میزان تقریبی DEHP واردشده به بدن مادر در هر روز را تخمین بزنند. این متابولیت‌ها شاخص‌های نسبتاً قابل اعتمادی برای میزان مواجهه با DEHP هستند؛ زیرا محصولات جانبی‌ای هستند که بدن هنگام تجزیه این نوع فتالات تولید می‌کند.

سپس، پس از تولد نوزادان، DNA از خون بند ناف آن‌ها استخراج شد و از نظر وجود الگوهای اپی‌ژنتیکی مرتبط با قرار گرفتن در معرض DEHP مورد بررسی قرار گرفت.

محققان دریافتند گروهی شامل ۵۳۱ ژن که تحت تأثیر الگوهای متیلاسیون هم‌زمان قرار گرفته بودند، حدود ۲۱ درصد از ارتباط میان میزان تخمینی مواجهه با DEHP و علائم اوتیسم و ADHD اندازه‌گیری‌شده در سنین ۲ و ۴ سالگی را توضیح می‌دادند.

آزمایش دیگری برای بررسی متیلاسیون که بر اساس هزار نقطه در سراسر ژنوم انجام شد نیز به نتیجه مشابهی رسید و احتمال نقش داشتن DEHP در بروز این علائم را تا حدی تقویت کرد.

نکته مهم این است که این ارتباط‌ها عمدتاً در میان پسران از نظر آماری معنادار بودند.

با این حال، باید در مورد چند جنبه از روش انجام این مطالعه احتیاط کرد.

نخست اینکه یک نمونه ادرار به‌تنهایی لزوماً نمی‌تواند نشان‌دهنده میزان معمول مواجهه یک فرد با این ماده در یک دوره طولانی باشد.

از طرف دیگر، میزان احتمالی مواجهه جنین با DEHP در این مطالعه به‌صورت تخمینی محاسبه شده است. این تخمین نیز بر اساس یک شاخص غیرمستقیم، یعنی نمونه ادرار مادر، انجام شده و نه اندازه‌گیری مستقیم میزان واقعی DEHP در جنین، جفت یا رحم.

همچنین همان‌طور که میرکو اولیارویچ، پژوهشگر پزشکی، تأکید می‌کند، این مطالعه یک پژوهش مشاهده‌ای است، نه یک آزمایش کنترل‌شده؛ بنابراین نمی‌تواند رابطه علت و معلولی را ثابت کند.

اولیارویچ که در این پژوهش مشارکتی نداشته است، می‌گوید: «اوتیسم و ADHD اختلالاتی پیچیده هستند؛ با این حال، ابزارهایی که نویسندگان مطالعه استفاده کرده‌اند، برای ارزیابی جامع اوتیسم یا ADHD طراحی نشده بودند و اطلاعات بسیار محدودی در این زمینه ارائه می‌کنند.»

منظور او این است که علائم رفتاری بررسی‌شده در این مطالعه ــ که بر اساس پرسشنامه‌هایی بوده که والدین کودکان تکمیل کرده‌اند ــ در واقع تشخیص بالینی ADHD یا اوتیسم محسوب نمی‌شوند.

این پرسشنامه‌ها رفتارهایی را مشخص می‌کنند که ممکن است در آینده، زمانی که کودک به سن مدرسه برسد، نیاز به بررسی بیشتر برای تشخیص داشته باشند؛ اما به‌تنهایی قطعی نیستند و تا حدی نیز ماهیت ذهنی دارند.

اولیارویچ اضافه می‌کند: «مهم‌تر از همه اینکه نویسندگان نتوانستند تمام زنجیره ارتباطی از مواجهه با ماده شیمیایی تا تغییرات مغزی و سپس بروز علائم را بررسی کنند و تنها بخشی از این زنجیره را مورد بررسی قرار دادند.»

در مجموع، یافته‌های این مطالعه الگوهای جالبی را نشان می‌دهند، اما بر اساس نتایج فعلی هنوز نمی‌توان گفت DEHP اثر مشخصی بر سلامت دارد.

این پژوهش در مجله «Med» منتشر شده است.

اولیارویچ در پایان می‌گوید: «مطالعه حاضر مسیرهای مهمی را برای تحقیقات آینده فراهم می‌کند؛ با این حال، اوتیسم، ADHD و سایر اختلالات رشد عصبی، شرایطی چندعاملی هستند که حاصل تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی متعددند.

«بعید است یک عامل مواجهه منفرد مانند این ماده، به‌تنهایی بتواند خطر بروز این اختلالات را در یک کودک به میزان قابل‌توجهی تغییر دهد.»

نظرات بینندگان
captcha