پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
الجزیره نوشت: پاکستان خود را در یک موقعیت دیپلماتیک مطلوب میبیند، جایی که ترامپ، چین و خاورمیانه، علیرغم تلاشهای هند، به دنبال جلب نظر او هستند. تحلیلگران میگویند اشتباهات هند تا حدودی مقصر است.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: نارندرا مودی، نخست وزیر هند، با کوبیدن مشت خود بر تریبون، رهبران پاکستان را مستقیماً به چالش کشید.
او در سخنرانی خود در جمع بزرگی از هوادارانش در ایالت کرالا در جنوب هند، همزمان با غروب آفتاب، گفت: «هند در منزوی کردن شما موفق بوده است و ما این تلاشها را تشدید خواهیم کرد. ما مطمئن خواهیم شد که شما در سراسر جهان منزوی شدهاید.»
سپتامبر ۲۰۱۶ بود و مودی در حال واکنش به حملهای بود که چند روز قبل توسط جنگجویان مسلح در کشمیر تحت کنترل هند انجام شده بود و در آن ۱۸ سرباز هندی کشته شده بودند. رهبر هند گفت: «رهبران پاکستان باید گوش دهند: فداکاری ۱۸ سرباز ما بیهوده نخواهد ماند.»
با این حال، یک دهه بعد، پاکستان به هیچ وجه منزوی نیست: این کشور متحد استراتژیک نزدیک چین است، جایی که نخست وزیر پاکستان، شهباز شریف، این هفته از آن بازدید کرد و در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به عنوان شریک قابل اعتماد ایالات متحده دوباره ظهور کرده است.
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و شریف، هر دو در طول سال گذشته با ترامپ در کاخ سفید دیدار کردهاند. اسلام آباد میانجی اصلی بین ایالات متحده و ایران در بحبوحه جنگ جاری آنهاست. ترامپ همچنین بارها از رهبری پاکستان تمجید کرده است.
تحلیلگران میگویند، این تا حدودی نشان دهنده موفقیت پاکستان در جلب نظر ترامپ و بهرهبرداری از رویدادهای کلیدی ژئوپلیتیکی برای تبدیل شدن به یک بازیگر مهم دیپلماتیک برای ابرقدرتها و بازیگران منطقهای است. اما به همان اندازه، تحلیلگران میگویند، رشد جایگاه دیپلماتیک پاکستان، اشتباهات دولت مودی را برجسته میکند.
مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد امور جنوب آسیا در اندیشکده شورای آتلانتیک، به الجزیره گفت: «مطمئناً، استراتژی هند برای تضعیف و در واقع منزوی کردن پاکستان، چه در سطح منطقهای و چه در سطح جهانی، نتیجهی معکوس داده است.»
آتشبس و نامزدی جایزه نوبل
در 10 مه 2025، ترامپ اعلام کرد که آتشبس بین هند و پاکستانِ مسلح به سلاح هستهای را تضمین کرده است.
او در پلتفرم اجتماعی خود نوشت: «پس از یک شب طولانی مذاکرات با میانجیگری ایالات متحده، مفتخرم اعلام کنم که هند و پاکستان با آتشبس کامل و فوری موافقت کردهاند.»
اندکی پس از آن، شریف، نخست وزیر پاکستان، از «رهبری و نقش فعال» ترامپ در برقراری آتشبس که به چهار روز نبرد شدید با استفاده از موشکهای بالستیک، جتهای جنگنده و پهپادها پایان داد، تشکر کرد. این بدترین نبرد بین هند و پاکستان در دهههای اخیر بود: دهها نفر در دو طرف مرز به شدت نظامی آنها کشته شدند.
این درگیری پس از آن آغاز شد که ارتش هند در واکنش به حمله افراد مسلح که ۲۶ گردشگر را در کشمیر تحت کنترل هند کشت، حملاتی را علیه مکانهای «تروریستی» در عمق خاک پاکستان انجام داد.
اما برخلاف شریف، مودی که با رئیس جمهور آمریکا - که تنها چند ماه قبل در دفتر بیضی شکل کاخ سفید با او ملاقات کرده بود - رابطه شخصی برقرار کرده بود، ترجیح داد سکوت کند، حتی زمانی که وزیر امور خارجه هند آتش بس را تأیید کرد.
چند روز بعد، رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد همکاری با دو دشمن دیرینه را برای یافتن راه حلی برای مسئله کشمیر داد، مسئلهای که از سال ۱۹۴۷، سالی که این دو کشور جنوب آسیا از استعمار بریتانیا استقلال یافتند، روابط هند و پاکستان را تعریف کرده است.
برای هند، تلاشهای ترامپ برای نشان دادن خود به عنوان یک صلحجو بین دهلی نو و اسلامآباد نگرانکننده بود: هند مدتهاست که اصرار دارد اختلافاتش با همسایهاش صرفاً دوجانبه است و دو کشور باید خودشان آن را حل کنند - اگرچه بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا، در پایان دادن به جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹ نقش داشت.
در ماه ژوئن، مودی در حال بازدید از کانادا بود که ترامپ از او خواست به واشنگتن نیز پرواز کند. مودی این پیشنهاد را رد کرد. او در عوض از طریق تلفن به رئیس جمهور آمریکا گفت که دهلی نو میانجیگری شخص ثالث را نمیپذیرد و آتشبس ماه مه صرفاً نتیجه گفتگوهای دوجانبه با پاکستان بوده است.
با این حال، آن مارپیچ ادعاهای تلافیجویانه پیرامون آتشبس ماه مه ادامه یافت. ترامپ از آن زمان تاکنون بیش از 30 بار اصرار داشته است که او میانجی آتشبس بین هند و پاکستان بوده است. او ادعا کرده است که از یک جنگ هستهای که میتوانست میلیونها نفر را بکشد، جلوگیری کرده است. رئیس جمهور آمریکا همچنین ادعا کرد که جتهای جنگنده هندی در روز اول درگیری سرنگون شدهاند و روایت پاکستان مبنی بر سرنگونی چندین هواپیمای هندی را تکرار کرد.
تحلیلگران میگویند دهلی نو همچنین نتوانست جامعه بینالمللی را در مورد نقش پاکستان در حملهای که در وهله اول باعث جنگ مه ۲۰۲۵ شد، متقاعد کند.
کوگلمن از شورای آتلانتیک با اشاره به شهر خوشمنظره کشمیر تحت کنترل هند که گردشگران در آن مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، گفت: «جهان عقبنشینی نکرد و هند را به انجام حملات تشویق نکرد... پایتختهای جهان خاطرنشان کردند که هند هیچ مدرکی دال بر همدستی پاکستان در حمله پاهالگام ارائه نکرده است.» او گفت، به نظر میرسد پاکستان در «نبرد جهانی روایتها» پیروز شده است.
او افزود: «این واقعیت که پاکستان توانست در یک درگیری دوام بیاورد و چندین جت هندی را سرنگون کند... این چیزی است که توجه زیادی را در سراسر جهان، از جمله در کاخ سفید، به خود جلب کرد.»
سکوت دهلی نو در مورد سرنگونی جتها به مدت تقریباً سه هفته، این برداشت را تقویت کرد. ژنرال ارشد این کشور سرانجام اذعان کرد که چندین هواپیمای جنگنده توسط پاکستان سرنگون شدهاند، اگرچه هند هرگز این تعداد را تأیید نکرده است.
تحلیلگران میگویند امتناع مودی از دادن اعتبار به رئیس جمهور آمریکا برای آتشبس، روابط آمریکا و هند را متشنج کرد.
از سوی دیگر، پاکستان بیدرنگ تلاشهای ترامپ برای دستیابی به آتشبس را تصدیق کرد و حتی او را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل کرد - جایزهای که رئیس جمهور آمریکا گفته است شایسته آن است.
ترامپ که در دوره اول ریاست جمهوری خود پاکستان را به «فریب و دروغ» متهم کرده بود، از آن زمان بارها از رهبری پاکستان، از جمله فرمانده ارتش، عاصم منیر، که رهبری تلاشهای جنگی علیه هند را بر عهده داشت، تمجید کرده است.
و در کمال ناباوری هند، ترامپ منیر را برای ناهار به کاخ سفید دعوت کرد - این اولین باری بود که یک رئیس جمهور آمریکا میزبان یک رئیس جمهور پاکستانی بود که رئیس جمهور هم نبود. ترامپ منیر را به عنوان «فیلد مارشال مورد علاقه» و «انسانی استثنایی» توصیف کرده است - حتی با اینکه دهلی نو، رئیس ارتش پاکستان را به عنوان معمار «تروریسم» علیه هند به تصویر میکشد.
«ترور و مذاکره نمیتوانند با هم سازگار باشند»
برای دههها، دولت هند از دکترین «محدودیت استراتژیک» در قبال پاکستان پیروی کرده بود.
هند با گشودن اقتصاد خود در دهه ۱۹۹۰، خود را به عنوان یک قدرت نوظهور مسئول و متمرکز بر مسائل اقتصادی معرفی کرد. این کشور از دیپلماسی و رشد اقتصادی خود برای فشار بر پاکستان استفاده کرد، چرا که هند مشتاق بود از یک جنگ تمام عیار بین این دو کشور مسلح به سلاح هستهای جلوگیری کند.
همین دکترین بود که باعث شد هند، تحت حکومت حزب کنگره، در واکنش به حملات بمبئی در سال ۲۰۰۸ از حمله به پاکستان خودداری کند. اما حزب اکثریت هندوی مودی، بهاراتیا جاناتا (BJP)، در حالی که در اپوزیسیون بود، کنگره را به خاطر این خویشتنداری مورد انتقاد قرار داد.
با این حال، مودی نیز پس از به قدرت رسیدن، در ابتدا سعی کرد با پاکستان تعامل کند، نواز شریف، نخست وزیر وقت، را به مراسم تحلیف خود دعوت کرد و برای عروسی نوه شریف به لاهور سفر کرد.
اما دهلی نو پس از حملات مسلحانه بزرگی که پاکستان را مسئول آن میدانست، رویکرد خود را مجدداً تنظیم کرد - از جمله حملات سال ۲۰۱۶ که مودی را وادار به اظهار نظر در مورد منزوی کردن این کشور کرد.
«ترور و مذاکره نمیتوانند با هم سازگار باشند» به شعار دولت مودی تبدیل شد.
در عوض، آستانه واکنش نظامی به حملات گروههای مسلحی که پاکستان را به حمایت از آنها متهم میکرد، کاهش داد. پس از حملات سال ۲۰۱۶، ارتش هند حملهای را در داخل کشمیر تحت کنترل پاکستان علیه آنچه که ادعا میشد اردوگاههایی بودند که توسط گروههای مسلح برای حمله به هند استفاده میشدند، انجام داد.
سپس، در سال ۲۰۱۹، پس از کشته شدن ۴۰ سرباز هندی در منطقه پولواما در کشمیر تحت کنترل هند، جتهای جنگنده هندی حملاتی را در بالاکوت پاکستان انجام دادند - واکنشی که فراتر از اقدامات سال ۲۰۱۶ بود.
برای سالهای متمادی، به نظر میرسید که موضع سختگیرانه هند علیه پاکستان، از جمله در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ و در دوران دولت جو بایدن، مؤثر بوده است. مودی مرتباً در واشنگتن بود. ترامپ و بایدن هر دو از هند بازدید کردند، در حالی که هیچکدام به پاکستان سفر نکردند.
در پی درگیری نظامی سال گذشته، آن معادلات شروع به تغییر کردند.
بیش از 20 سال روابط استراتژیک بین واشنگتن و دهلی نو پیش از این نیز به دلیل جنگ تعرفهای ترامپ که طی آن هند با بالاترین میزان تعرفه در جهان مواجه شد، دچار تنش شده بود.
از آن زمان، تعرفهها در بحبوحه مذاکرات تجاری کاهش یافته است. اما تنشها همچنان ادامه دارد.
وقتی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این هفته از هند بازدید کرد، در مراسمی در سفارت آمریکا برای جشن دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا در دهلی نو شرکت کرد. ترامپ تماس گرفت و گفت که «هند را دوست دارد، مودی را دوست دارد».
اما دولت ترامپ همچنان به هند در زمینه تجارت فشار وارد کرده است.
در ۲۳ مه، روبیو در X پستی منتشر کرد و گفت هند متعهد شده است که طی پنج سال آینده ۵۰۰ میلیارد دلار کالای آمریکایی خریداری کند، در زمانی که ذخایر خارجی دهلی نو کاهش یافته است. علاوه بر این، روبیو تعرفههای ترامپ علیه هند را با استناد به عدم تعادل تجاری آنها توجیه کرد - هند بیشتر از آنچه از آمریکا میخرد، به این کشور کالا میفروشد.
در هند، خبرنگاران از روبیو در مورد سایه روابط آمریکا با پاکستان بر روابط واشنگتن با دهلی نو سوال کردند. روبیو گفت که او روابط آمریکا با «هیچ کشوری در جهان» را به قیمت اتحاد استراتژیک ما با هند نمیداند.
با این حال، تلاشهای هند برای منزوی کردن پاکستان به قیمت از دست رفتن یکپارچگی منطقهای جنوب آسیا تمام شده است - حتی با وجود اینکه تغییرات گستردهتر در سیاستهای خارجی و داخلی دهلی نو، جایگاه آن را در مقایسه با همسایهاش تضعیف کرده است.
عقبنشینیها و جابجاییها
هنگامی که مودی برای اولین بار در ماه مه ۲۰۱۴ به عنوان نخست وزیر سوگند یاد کرد، مخاطبان او رهبرانی از سراسر آسیای جنوبی بودند. رهبر هند سیاست خارجی خود را بر اساس مفهوم «اولویت با همسایه» توصیف کرد.
اما دو سال بعد، پس از حمله سال ۲۰۱۶ که در آن سربازان هندی کشته شدند، دولت مودی اعلام کرد که اجلاس انجمن همکاری منطقهای جنوب آسیا (سارک) را به دلیل میزبانی اسلامآباد تحریم خواهد کرد.
این اجلاس لغو شد. و از آن زمان تاکنون، گروه برتر جنوب آسیا هیچ نشستی با رهبران خود برگزار نکرده است. در عوض، هند تلاش کرده است تا BIMSTEC، گروهی متشکل از کشورهای جنوب آسیا و جنوب شرقی آسیا به استثنای پاکستان، را ترویج دهد که برای تبدیل شدن به یک پلتفرم قدرتمند با مشکل مواجه بوده است.
اشتیاق احمد، استاد بازنشسته روابط بینالملل در دانشگاه قائد اعظم اسلامآباد، گفت: «هند عملاً سارک را به قصد منزوی کردن پاکستان ترک کرد.»
در همین حال، روابط دیپلماتیک پاکستان با بنگلادش پس از برکناری شیخ حسینه، نخست وزیر این کشور که به هند نزدیک تلقی میشد، به طرز چشمگیری بهبود یافته است.
روابط پاکستان با چین - این دو کشور مدتهاست که شرکای استراتژیک ثابت قدمی بودهاند - در جریان درگیری سال گذشته بیشتر مورد توجه قرار گرفت. پاکستان از سامانههای دفاع موشکی و جتهای چینی استفاده کرد.
اوایل این هفته، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در جریان سفر نخست وزیر شریف به پاکستان، از روابط «ناگسستنی» پکن با این کشور تمجید کرد.
اما هند تحت رهبری مودی نه تنها سارک را رها کرده است: برخی تحلیلگران میگویند دهلی نو از سیاست استقلال استراتژیک خود نیز فاصله گرفته است - یعنی همکاری با همه قدرتهای منطقهای و جهانی، بدون اینکه به مدار هیچ کشوری کشیده شود.
از اوایل دهه ۱۹۶۰، هند رهبری جنبش عدم تعهد را بر عهده داشت - گروهی متشکل از ۱۲۰ کشور تازه از استعمار خارج شده که تصمیم گرفتند به اتحادهای تحت رهبری ایالات متحده یا اتحاد جماهیر شوروی نپیوندند. چه جنگ و چه تحریم، هند فقط از اقداماتی علیه سایر کشورها حمایت میکرد که توسط سازمان ملل متحد تأیید شده بود.
پراوین دانتی، تحلیلگر ارشد گروه بحران بینالمللی مستقر در بروکسل، به الجزیره گفت: «در دهه گذشته، هند، به دلیل پتانسیل اقتصادی خود، در صحنه جهانی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و جاهطلبتر شده است و از یک سیاست خارجی متعادل و عمدتاً غیرمتعهد به رویکردی «معاملهای»تر روی آورده است.»
اولین نشانههای تغییر این سیاست در زمان نخستوزیری مانموهان سینگ، سلف مودی، پدیدار شد. در سال ۲۰۱۳، همزمان با تلاش دولت اوباما برای تحت فشار قرار دادن تهران در بحبوحه مذاکرات هستهای، هند خرید نفت خام از ایران را کاهش داد.
اما پس از آنکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ تحریمهای «فشار حداکثری» خود را علیه ایران اعمال کرد، دولت مودی خرید نفت ایران را به طور کامل متوقف کرد.
سوهاسینی حیدر، سردبیر دیپلماتیک روزنامه هندو، یکی از معتبرترین نشریات هند، در ۲۲ آوریل نوشت: «این تحریمها فقط به اقتصاد هند آسیب نمیرسانند. آنها همچنین به دنبال تغییر سیاست خارجی هند به خواست دیگری هستند و ضربهای به اصول افتخارآمیز استقلال استراتژیک آن محسوب میشوند.»
اسرائیل و اسلام هراسی
هند همچنین موضع خود را در مورد مسئله اسرائیل و فلسطین تغییر داده است.
دهلی نو اولین پایتخت غیرعربی بود که در سال ۱۹۷۴ سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت و از جمله اولین کشورهای جهان بود که در سال ۱۹۸۸ کشور فلسطین را به رسمیت شناخت.
هند تنها در سال ۱۹۹۲ با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرد، اگرچه چندین سال قبل از آن همکاریهای مخفیانهای را، به ویژه در زمینههای امنیتی و دفاعی، دنبال کرده بود.
دو دهه پس از جنگ سرد، این کشور به آرامی روابط خود را با اسرائیل برقرار کرد، اما این روابط را با حمایت قاطع و آشکار از آرمان فلسطین متعادل ساخت.
با این حال، در دوران مودی، هند به یکی از نزدیکترین متحدان اسرائیل و بزرگترین خریدار سلاح آن تبدیل شده است . دهلی نو به طور فزایندهای از قطعنامههای سازمان ملل متحد که از اسرائیل انتقاد میکنند، خودداری میکند. در اجلاس گروه بریکس در ماه گذشته، هند سعی کرد لحن خود را در مورد درگیری اسرائیل و فلسطین رقیق کند، که نشان دهنده فاصله گرفتن از موضع تاریخی آن در مورد راه حل به اصطلاح دو کشوری است. هند حتی یک بار هم نسل کشی در غزه را محکوم نکرده است.
تنها دو روز قبل از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، مودی به اسرائیل سفر کرد. این سفر در زمانی انجام شد که اسرائیل به طور فزایندهای به عنوان یک هژمون منطقهای در خاورمیانه دیده میشود. احزاب مخالف هند این سفر را «بیموقع» خواندند، زیرا استدلال کردند که این سفر، هند را به عنوان یک بازیگر جانبدار در منطقه، که منبع اصلی واردات انرژی آن است، نشان میدهد.
دونتی گفت: «جنگ ایران، هند را به دلیل روابط رو به رشدش با اسرائیل در موقعیت دشواری قرار داد.»
این همسویی علنی با اسرائیل در دوران مودی، که با وجود حکم بازداشت از سوی دیوان کیفری بینالمللی، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، را دوست خود خوانده است، جایگاه پاکستان را در میان کشورهای خلیج فارس پیچیده کرده است، دقیقاً در زمانی که پاکستان مشارکتهای امنیتی خود را با شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که کشوری نفتخیز است، تعمیق بخشیده است.
در بحبوحه جنگهای متعدد اسرائیل - در غزه و کرانه باختری اشغالی، در لبنان و ایران، و بمباران قطر و سوریه - کشورهای خلیج فارس به طور فزایندهای فراتر از اتکای سنتی خود به چتر امنیتی ایالات متحده، به دنبال راهحلی برای این مشکل بودهاند.
سپتامبر گذشته، عربستان سعودی از یک پیمان دفاعی مشترک با پاکستان - تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای - خبر داد. برخی گزارشها حاکی از آن است که سایر کشورهای خلیج فارس و ترکیه - یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه - نیز ممکن است پیوستن به توافق دفاعی عربستان و پاکستان را بررسی کنند.
و جنگ ماه مه گذشته، تصویر پاکستان را به عنوان یک تأمینکننده امنیتی معتبر تقویت کرد: از آن زمان تقاضا برای جتهای جنگنده پاکستانی افزایش یافته است، در حالی که تجهیزات دفاعی چین توجه جهان را به خود جلب کرده است.
در همین حال، در هند، سیاستهای ضدمسلمانانه و فزاینده دولت مودی، تنشها را با طیف وسیعی از همسایگانش، از بنگلادش گرفته تا مالدیو، تشدید کرده و منجر به سرزنشهای گاهبهگاه از سوی کشورهای خلیج فارس شده است.
در ماه مه ۲۰۲۲، نوپور شارما، سخنگوی وقت حزب بهاراتیا جاناتا، اظهارات توهینآمیزی علیه حضرت محمد (ص) مطرح کرد که باعث خشم در سراسر منطقه خلیج فارس شد، جایی که سفرای هند احضار و محکومیتهای عمومی صادر شد. حزب بهاراتیا جاناتا پس از این حادثه شارما را به حاشیه راند تا خشم در سراسر جهان اسلام را آرام کند.
از زمان به قدرت رسیدن مودی در سال ۲۰۱۴، اعدامهای بدون محاکمه مسلمانان ، تخریب مساجد ، سلب حقوق شهروندی توسط دولت و سرکوب نمازگزاران و جشنهای مسلمانان ، تیتر اول رسانهها بوده است. گروههای حقوق بشری و ناظران، نگرانیهایی را در مورد افزایش سوءاستفاده از اقلیتها در هند ابراز کردهاند.
پاکستان از این حملات ضد مسلمانان برای طرح دعوی علیه هند استفاده کرد. در زمان نخست وزیر سابق پاکستان، عمران خان، اسلام آباد افزایش لفاظیهای ضد مسلمانان در سطح جهان، از جمله در هند، را در سازمان ملل متحد برجسته کرد. این کشور با هماهنگی سازمان همکاری اسلامی (OIC) کمپینی را برای تحت فشار قرار دادن سازمان ملل متحد جهت اعلام ۱۵ مارس به عنوان روز جهانی مبارزه با اسلام هراسی رهبری کرد .
پاکستان از ترامپ دلجویی کرد
از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، پاکستان با قراردادهایی در زمینه مواد معدنی حیاتی و استخراج ارزهای دیجیتال، نظر دولت او را جلب کرده است.
ژوئیه گذشته، پاکستان قراردادی برای عرضه عناصر خاکی کمیاب - که برای فناوریهای نوظهور حیاتی هستند اما عمدتاً توسط چین کنترل میشوند - به ایالات متحده امضا کرد. یک شرکت آمریکایی قصد دارد ۵۰۰ میلیون دلار در مواد معدنی پاکستان سرمایهگذاری کند.
در سپتامبر ۲۰۲۵، فرمانده ارتش منیر به همراه نخست وزیر پاکستان، شریف، در دفتر بیضی شکل با ترامپ دیدار کردند. فرمانده ارتش پاکستان همچنین در دسامبر گذشته به عمارت مار-ئه-لاگو ترامپ در میامی دعوت شد.
مسعود خان، نماینده سابق پاکستان در سازمان ملل، گفت که اسلام آباد در سال گذشته، به ویژه پس از جنگ ماه مه، به دلیل «دیپلماسی زیرکانه» خود، جایگاه عظیمی در واشنگتن به دست آورده است.
او به الجزیره گفت: «این خوشرفتاری [بین ترامپ و عاصم منیر] با توافقهایی در مورد مواد معدنی حیاتی و ارزهای دیجیتال تقویت شد.»
برای پاکستان، این «خوشرویی» به شکستن سالها بیاعتمادی ناشی از اتهامات واشنگتن مبنی بر اینکه این کشور در جریان به اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» از هر دو طرف جانبداری کرده است، کمک کرده است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، پاکستان، تحت ریاست جمهوری پرویز مشرف، شریک کلیدی ایالات متحده در جنگ علیه افغانستان بود.
اما اسلام آباد همچنین به ادامه پناه دادن و حمایت از جنگجویان طالبان افغانستان متهم شد. اسامه بن لادن، رهبر القاعده، در سال ۲۰۱۱ در ایبت آباد پاکستان پیدا و کشته شد - رویدادی که سوءظنها را در ایالات متحده نسبت به اسلام آباد عمیقتر کرد.
در آن دوره، هند - که شامل چندین دولت میشد - پاکستان را به دست داشتن در شورش مسلحانه علیه حکومت دهلی نو در کشمیر تحت کنترل هند متهم کرد و سعی کرد آن قیام را به عنوان یک جنگ مذهبی مرتبط با سازمانهای «تروریستی» جهانی مانند القاعده به تصویر بکشد.
نزدیک به دو دهه، هند یک پرونده بینالمللی معتبر علیه پاکستان تشکیل داد. دولتهای متوالی هند تلاش کردند پاکستان را در مجامع چندجانبه، از جمله سازمان ملل، منزوی کنند و خواستار بررسی دقیق بودجه ادعایی «تروریسم» اسلامآباد شدند. هند این تلاشها را پس از حملات بمبئی در سال ۲۰۰۸ که حداقل ۱۶۵ کشته بر جای گذاشت، تشدید کرد.
اسلام آباد به دلیل ارتباط با گروههای مسلح با موشکافی جهانی مواجه شد و به اعتبار خود آسیب دید. امنیت خود پاکستان نیز در پی واکنش منفی گروههای مسلح از هم پاشید. سرمایهگذاریها متوقف شد، پایتختهای جهان هشدارهای مسافرتی صادر کردند و رویدادهای ورزشی لغو شد و پاکستان منزوی شد - درست همانطور که هند میخواست.
احمد، از دانشگاه قائد اعظم، به الجزیره گفت: «اما هند تصور میکرد که روایتش پس از یازده سپتامبر در مورد پاکستان دائمی شده است.»
او گفت، در عوض، اسلام آباد بی سر و صدا شروع به بازسازی اعتبار خود کرد، از جمله با هدف قرار دادن رهبران و تأمین مالی گروههای مسلح.
او گفت: «این کشور از دههها واکنش منفی افراطگرایان درسهای دردناکی آموخته است، در حالی که به طور فزایندهای خود را حول محور دیپلماسی، اتصال و ادغام اقتصادی به جای رویارویی ایدئولوژیک تغییر میدهد.»
او گفت، اکنون پاکستان «به طور فزایندهای به عنوان کشوری که نتایج منطقهای را شکل میدهد، به جای اینکه صرفاً به بحرانها واکنش نشان دهد» دیده میشود.
او گفت: «پاکستان یکی از معدود کشورهایی است که میتواند همزمان با واشنگتن، تهران، ریاض و پکن با اعتبار تعامل داشته باشد، که این امر موقعیت فعلی آن را بسیار پایدارتر از دوران پس از یازده سپتامبر میکند.»
نشانههای اخیر نشان میدهد که هند ظاهراً محدودیتهای رویکرد خود را پذیرفته است: گزارشها حاکی از آن است که ژنرالهای سابق ارتش و دیپلماتهای بازنشسته هر دو کشور در سه ماه گذشته دو بار با هم دیدار کردهاند.
یکی از رهبران ارشد حزب راشتریه سوایامسیواک سنگ، که خاستگاه ایدئولوژیک حزب حاکم بهاراتیا جاناتا به رهبری مودی است، از آغاز مجدد گفتگو با پاکستان حمایت کرده است – و مانوج موکوند ناراوان، فرمانده سابق ارتش هند، از این پیشنهاد حمایت کرده است.
در همین حال، هند در تلاش است تا روابط بحرانی خود با ایالات متحده را که در طول سال گذشته دچار مشکل شده بود، احیا کند. سفر روبیو به هند، اولین سفر او از زمان تصدی سمت دیپلمات ارشد ترامپ در ژانویه 2025، گامی در جهت همین تجدید روابط بود.
تنشهای هند و آمریکا
اما روبیو جایزه بزرگی نیست که هند امیدوار به میزبانی آن بوده است. در همان تماس تلفنی با ترامپ در ژوئن 2025، زمانی که مودی اصرار داشت که آتشبس هند و پاکستان به صورت دوجانبه برقرار شده است، رهبر هند از رئیس جمهور آمریکا دعوت کرد تا از دهلی نو بازدید کند.
تقریباً یک سال بعد، ترامپ هنوز به آنجا سفر نکرده است، اگرچه هفته گذشته به چین سفر کرد و گفته است که آماده پرواز به پاکستان برای امضای توافقنامه صلح احتمالی با ایران است.
همیشه اینطور نبود.
در طول یک ربع قرن، چهار رئیس جمهور آمریکا: جورج دبلیو بوش، باراک اوباما، خود ترامپ و جو بایدن، بر روابط رو به رشد با هند نظارت داشتند. واشنگتن، هند، اقتصادی با رشد سریع و بیش از یک میلیارد نفر جمعیت، را به عنوان وزنه تعادلی در برابر چین در حال ظهور میدید. هر چهار رئیس جمهور آمریکا از هند بازدید کردند؛ اوباما دو بار به هند سفر کرد. در مقابل، از زمان بوش، هیچ رئیس جمهور آمریکایی از پاکستان بازدید نکرده است.
رهبران هند و ایالات متحده، به عنوان بخشی از منافع مشترکشان در ایجاد تعادل در برابر چین، مشارکت استراتژیک بین کشورهای خود را تعمیق بخشیدند. هند که از نظر تاریخی برای بخش عمدهای از سیستمهای تسلیحاتی خود به روسیه وابسته بود، به طور فزایندهای شروع به خرید جت، موشک و سایر سلاحها از ایالات متحده و متحدان غربی آن کرد.
ایالات متحده و هند همچنین با ژاپن و استرالیا دست به دست هم دادند تا گفتگوی امنیتی چهارجانبه یا Quad را با هدف ناگفته اما پنهان مهار گسترش نفوذ چین در منطقه آسیا و اقیانوسیه تشکیل دهند.
اما از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در دوره دوم ریاست جمهوریاش، او تمرکز بسیار کمتری بر آسیا داشته است. ویجی گوخاله، وزیر امور خارجه سابق هند، در ۱۳ مه در روزنامه تایمز آو ایندیا نوشت که ایالات متحده علاقه خود را به گروه چهارجانبه (کواد) از دست میدهد. اجلاس رهبران این گروه که مودی ترامپ را برای آن دعوت کرده بود، هرگز در سال ۲۰۲۵ برگزار نشد و مشخص نیست که چه زمانی برگزار خواهد شد - اگرچه روبیو در دهلی نو در جلسه وزرای امور خارجه گروه چهارجانبه شرکت کرد .
گوخال نوشت: «به نظر میرسد هند از نظر جغرافیایی در استراتژی در حال تکامل هند و اقیانوسیه دولت ترامپ جای نمیگیرد. احتمالاً به این نتیجه رسیده است که دهلی نو تمایلی ندارد و همچنین فاقد ظرفیت لازم برای پذیرش مسئولیت بیشتر در قبال امنیت در غرب اقیانوس آرام است. این کشور در حال آمادهسازی گزینههای جایگزین است.»
ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود، به جای آسیا، بیشتر انرژی خود را صرف جنگ تعرفهای کرده که تجارت جهانی را به لرزه درآورده است؛ سیاست ضد مهاجرتی برای تأمین پایگاه MAGA خود؛ و عملیات نظامی علیه ونزوئلا و ایران.
برخی کارشناسان میگویند امتناع مودی از دادن اعتبار به رئیس جمهور آمریکا برای آتشبس با پاکستان در سال گذشته، روابط بین آنها را تیره کرد - آنها پیش از این دو بار با هم در تجمعات انتخاباتی شرکت کرده بودند، یک بار در هوستون، تگزاس و سپس در احمدآباد، هند.
ترامپ همچنین هند را به حمایتگرایی متهم کرده، دهلی نو را تحت فشار قرار داده تا خرید نفت خام ارزان روسیه را متوقف کند و از تمدید معافیت تحریمها برای یک پروژه بزرگ بندری هند در ایران خودداری کرده است. دولت او برنامه ویزای H-1B را که به طور نامتناسبی به نفع متخصصان فناوری اطلاعات هندی بود، تعطیل کرده است. و بخشهایی از جنبش MAGA ترامپ به طور فزایندهای به اظهارات نژادپرستانه آشکار علیه هندیها روی آوردهاند.
«تمام نشده»
با این حال، تحلیلگران میگویند هیچ تضمینی وجود ندارد که وضعیت فعلی روابط ایالات متحده با هند یا پاکستان پایدار بماند.
آلیا زهرا، روزنامهنگار، در اوایل ماه مه در نشریه «نشنال اینترست» نوشت: «اینکه آیا این تجدید حیات دیپلماتیک میتواند به یک بازتنظیم گستردهتر در روابط ایالات متحده و پاکستان تبدیل شود که فراتر از دولت فعلی باشد و آغاز فصل جدیدی در نحوه نگاه واشنگتن به پاکستان را نشان دهد، بسیار نامشخص است.»
سریرام چاولیا، رئیس دانشکده امور بینالملل جیندال، مستقر در سونیپات، شمال دهلی نو، گفت که روابط هند و آمریکا دچار رکود شده است، اما استدلال کرد که این روابط میتواند دوباره احیا شود.
او به الجزیره گفت: «همکاری استراتژیک ایالات متحده و هند در پایینترین نقطه خود قرار دارد، اما این به معنای پایان خود همکاری نیست.» او خاطرنشان کرد که تجارت دوجانبه از مرز ۲۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است. او گفت که هند به پکس سیلیکا، «یک ابتکار عمل بزرگ ایالات متحده برای مقابله با تسلط چین بر نیمهرساناها و مواد معدنی حیاتی برای دفاع و هوش مصنوعی» پیوسته است.
هند در سفر اخیر روبیو، چارچوبی برای مواد معدنی حیاتی در میان کشورهای عضو گروه چهارگانه اعلام کرد.
او گفت، از اقتصاد گرفته تا رزمایشهای نظامی و تبادل اطلاعات، دو کشور همچنان شرکای نزدیکی هستند.
او گفت: «بنابراین، به نظر من بخشهایی از همکاری استراتژیک ایالات متحده و هند به شکوفایی خود ادامه خواهد داد، اما تا زمانی که ترامپ در قدرت است، همکاری کامل ادامه نخواهد یافت.»
چاولیا همچنین این گمانهزنیها را رد کرد که ایالات متحده دوباره هند و پاکستان را با هم مقایسه کرده است - در اصل، با هر یک از دریچه رابطه هند و پاکستان برخورد میکند.
چاولیا با اشاره به اینکه هند برخلاف مشکلات اقتصادی پاکستان، اقتصادی با رشد سریع دارد، گفت: «فکر نمیکنم سیستم آمریکایی پاکستان را به عنوان همتای هند ببیند.»
چاولیا خاطرنشان کرد که شرکتهای آمریکایی میلیاردها دلار به اقتصاد هند تزریق کردهاند؛ در مقابل، به گفته او، سرمایهگذاری آمریکا در پاکستان ناچیز بوده است.
راه پیش رو
با این حال، مشکل اصلی در روابط هند و پاکستان، که هر از گاهی به درگیری مسلحانه بین همسایگان منجر میشود، همچنان حل نشده باقی مانده است.
محمد جنید، دانشیار انسانشناسی در کالج هنرهای آزاد ماساچوست، گفت که آینده کشمیر برای حل و فصل تنشهای هند و پاکستان بسیار مهم است.
او گفت: «برای کشمیریها، هدف، غیرنظامی شدن، افزایش آزادیهای سیاسی، آزادیهای اقتصادی و جلوگیری از قرار گرفتن در معرض خشونت و قوانین سرکوبگرانه خواهد بود.»
کشمیر یکی از نظامیترین مناطق جهان است و بیش از ۷۵۰ هزار سرباز هندی در این منطقه خوشمنظره هیمالیا مستقر هستند. بیش از ۶۰ هزار نفر که اکثر آنها غیرنظامیان کشمیری هستند، در این درگیری چند دههای کشته شدهاند. گروههای حقوق بشری، نیروهای هندی را به نقض حقوق کشمیریها متهم کردهاند.
در سال ۲۰۱۹، دولت مودی یکی از بندهای قانون اساسی را که تا آن زمان به کشمیر وضعیت نیمه خودمختاری میداد، لغو کرد. کشمیر تحت کنترل هند به دو بخش تقسیم شد و استقلال آن سلب شد و تحت کنترل مستقیم دهلی نو قرار گرفت.
او پرسید: «هند از نگهداشتن کشمیر زیر چکمههایش چه چیزی به دست میآورد؟»
جنید گفت که گفتگو بین هند و پاکستان به تنهایی میتواند آینده کشمیر و اختلاف بین دو کشور را حل کند. او گفت که در حال حاضر، «کشمیر یک بشکه باروت است.»
«امنیت و رفاه جنوب آسیا در همکاری متقابل، کاهش لحن ملیگرایانه افراطی، تعمیق فرهنگ دموکراتیک و بازیابی کثرتگرایی فرهنگی و مذهبی مشترک نهفته است.»
جنید که اصالت کشمیری دارد، افزود: «این سفر میتواند از کشمیر آغاز شود، جایی که یک راهحل دموکراتیک، صلح دائمی را در شبهقاره ایجاد خواهد کرد.»
آچین وانایک، دانشمند علوم سیاسی و فعال، گفت که هند باید «بین بازیگران غیردولتی و نیروهای مسلح رسمی» پاکستان تمایز قائل شود. او استدلال کرد که هند میتواند از طریق سازوکارهای بینالمللی، مانند سازمان ملل، به دنبال مجازات گروههای مسلح خاص باشد. او گفت که حمله به پاکستان خطر تشدید خطرناک تنش در یک منطقه هستهای به شدت نظامی را به همراه دارد.
او از هند و پاکستان خواست تا یک منطقه غیرنظامی به طول ۱۰ کیلومتر (۶ مایل) در دو طرف مرز بالفعل (خط کنترل) ایجاد کنند که تحت نظارت یک نیروی حافظ صلح بینالمللی باشد.
دونتی از گروه بحران بینالمللی هشدار داد که درگیریهای جدید بین همسایگان اجتنابناپذیر است، مگر اینکه آنها به اختلافات اصلی خود رسیدگی کنند.
او گفت: «روابط هند و پاکستان مدتهاست که گروگان سیاستهای داخلی بوده و مسلماً در پایینترین نقطه خود قرار دارد.» او افزود با توجه به حمایت آشکار چین از پاکستان به لحاظ نظامی، هند دیگر نمیتواند «فقط از دریچه روابط دوجانبه به پاکستان نگاه کند».
دونتی پیشنهاد داد که تنها یک راه برای شکستن چرخه حملات، جنگ و سردی دیپلماتیک وجود دارد.
او گفت: «هند و پاکستان باید کانالهای ارتباطی سطح بالا ایجاد کنند تا به نگرانیهای یکدیگر و عوامل بالقوه درگیری رسیدگی کنند.»