اخبار تاریخ

قسمت صد و سی خاطرات میلسپو: به ژنرال کانالی دستور رسید تجهیزات و خدمات نظامی را که دیگر مورد نیاز مقاصد جنگی نیست در اختیار دولت ایران بگذارد

قسمت صد و سی خاطرات میلسپو: به ژنرال کانالی دستور رسید تجهیزات و خدمات نظامی را که دیگر مورد نیاز مقاصد جنگی نیست در اختیار دولت ایران بگذارد

در کنفرانس تهران وزارت خارجه حضور مستقیم بسیار ناچیزی داشت ولی پس از آن تلاشهایی به عمل آورد تا همکاری وزارت دفاع را جلب کند. در اواخر ١٩٤٣ فرماندهی خلیج فارس اجازه استفاده از پاره‌ای تسهیلات نظامی را به ما داد. اما در اوایل ١٩٤٤ مهمترین امتیاز را از دست دادیم و آن خدمات پزشکی و بستری شدن در بیمارستان نظامی بود. تقریبا در همین اوان به ژنرال کانالی دستور رسید که سیاست دولت ایالات متحد بر این اساس قرار گرفته که به ایرانیان کمک کنند تا آنها بتوانند به خودشان کمک کنند و به وی اجازه داده شد تجهیزات و خدمات نظامی را که دیگر مورد نیاز مقاصد جنگی نیست در اختیار دولت ایران بگذارد

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۵۲: شاهنشاه نسبت به شهناز ملایمتر شده، حالا شاهزاده خانم میخواهد در فارس زراعت کند

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۵۲: شاهنشاه نسبت به شهناز ملایمتر شده، حالا شاهزاده خانم میخواهد در فارس زراعت کند
یادداشت‌های اسدالله علم: به من فرمودند: می‌بینی اقبال برای اینکه خودش هم عکسی بیندازد و نخودی به آش بیندازد، می. خواهد کار قرارداد را دو هفته تأخیر بیندازد که یک عده بیایند این قرارداد را امضاء کنند و حال آن که اصلاً این کار لازم نیست. [وان ریون]Van Reven می‌رود [قرارداد را]به امضاء رؤسای شرکت‌های مختلف می‌رساند. بعد هم که آخر من... [توشیح]می‌کنم؛ و از این خودخواهی شکایت داشتند. قدری راجع به والاحضرت شاهدخت شهناز عرض کردم قدری شاهنشاه ملایمتر نسبت به ایشان شده‌اند. خوشحال شدم. حالا شاهزاده خانم میخواهند در فارس زراعت کنند.  

قسمت صد و بیست و نهم خاطرات میلسپو: وزارت خارجه امریکا به کاردار ایران تذکر داد که که دولت ایران به هر امریکائی که در استخدام دارد پشتیبانی، دلگرمی و فرصت بدهد

قسمت صد و بیست و نهم خاطرات میلسپو: وزارت خارجه امریکا به کاردار ایران تذکر داد که که دولت ایران به هر امریکائی که در استخدام دارد پشتیبانی، دلگرمی و فرصت بدهد
مقامات وزارت خارجه تذکرات عاقلانه ای به کاردار ایران در واشینگتن دادند از جمله اینکه وزارت خارجه اصرار می ورزد که دولت ایران به هر امریکائی که در استخدام دارد پشتیبانی، دلگرمی و فرصت بدهد. این کار وزارت خارجه هنگامی که در ژوئن ١٩٤٤ با دومین بحران روبرو شدیم مفید بود. ولی عامل قطعی همبستگی اعضای هیئت و پشتیبانی آقای فورد کاردار همراه با اقدام سریع رئیس اداره اقتصاد خارجی در تهران بود.

یادداشت‌های علم، شنبه ۲ تیر ۱۳۵۲: شمس تعریف کرد «یک وقتی رفتم پیش بابا گفتم، من می‌خواهم زنده نباشم و بمیرم؛ ایشان شروع به گریه کرد و گفت چرا تو بمیری؟ کاش من برای تو بمیرم»

یادداشت‌های علم، شنبه ۲ تیر ۱۳۵۲: شمس تعریف کرد «یک وقتی رفتم پیش بابا گفتم، من می‌خواهم زنده نباشم و بمیرم؛ ایشان شروع به گریه کرد و گفت چرا تو بمیری؟ کاش من برای تو بمیرم»
یادداشت‌های اسدالله علم: سر شام رفتم مطلب مهمی نبود. صحبت در مورد اعلیحضرت شاهنشاه فقید بود که خیلی احساساتی بود و حتی برای بچه های خودشان گریه می‌کرده است. این حکایات را والاحضرت شاهدخت شمس تعریف میکردند که یک وقتی من عصبانی شدم و رفتم پیش بابا گفتم، من می‌خواهم زنده نباشم و بمیرم. ایشان شروع به گریه کرد و گفت چرا تو بمیری؟ کاش من برای تو بمیرم. این مطالب شاه را که چنین احساساتی ندارند، ناراحت کرد، ولی من از شاهنشاه دفاع کردم. گفتم رئیس کشور نمی‌تواند چنین احساسات داشته باشد.

قسمت صد و بیست و هشتم خاطرات میلسپو: پس از کنفرانس تهران پرزیدنت روزولت، دریفوس را از کار برکنار کرد؛ ایرانیان عزل او را همچون سیلی به صورت خودشان تعبیر کردند

قسمت صد و بیست و هشتم خاطرات میلسپو: پس از کنفرانس تهران پرزیدنت روزولت، دریفوس را از کار برکنار کرد؛ ایرانیان عزل او را همچون سیلی به صورت خودشان تعبیر کردند
اندکی پس از کنفرانس تهران پرزیدنت روزولت دریفوس را به سبب درگیری که میان او و ژنرال کانالی روی داده و در واشینگتن موجب تیرگی روابط وزارت خارجه و وزارت دفاع شده بود از کار برکنار کرد. ایرانیان ظاهراً عزل دریفوس را غیر قابل توجیه یافتند یا آن را همچون سیلی به صورت خودشان تعبیر کردند. با توجه به اینکه پرزیدنت روزولت در دیدار با شاه قصور ورزیده و این کار بنظر ایرانیان بی نزاکتی عمدی جلوه کرده بود، آنها حق داشتند از خودشان بپرسند که آیا دولت آمریکا به رغم اعلامیه تهران حاضر است با آنها دوست باشد و کمک کند؟

یادداشت‌های علم، جمعه ۱ تیر ۱۳۵۲: دبیر کل حزب مردم از طرف نخست وزیر تعیین شد؛ این است معنی حزب اقلیت که دبیر کل آن با نظر و مشورت دولت شاغل و لیدر اکثریت تعیین شود

یادداشت‌های علم، جمعه ۱ تیر ۱۳۵۲:  دبیر کل حزب مردم از طرف نخست وزیر تعیین شد؛ این است معنی حزب اقلیت که دبیر کل آن با نظر و مشورت دولت شاغل و لیدر اکثریت تعیین شود
یادداشت‌های اسدالله علم: از اخبار داخلی، دبیر کل حزب مردم از طرف نخست وزیر تعیین شد! این است معنی حزب اقلیت که دبیر کل آن با نظر و مشورت دولت شاغل و لیدر اکثریت تعیین شود! البته ظاهر قضیه این نیست، ولی در باطن این است و این مسأله من معمای بزرگی است....

قسمت صد و بیست و هفتم خاطرات میلسپو: شهرداری تهران به شدت نیاز به فردی داشت که وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام دهد

قسمت صد و بیست و هفتم خاطرات میلسپو: شهرداری تهران به شدت نیاز به فردی داشت که وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام دهد
وزیران ایرانی در ١٩٤٣ برنامه‌هایی در مورد استخدام تعداد زیادی کارشناس آمریکایی در امور کشاورزی آبیاری احداث جنگل و ماهیگیری داشتند. شهرداری تهران به شدت نیاز به خدمات فردی داشت که بتواند وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام بدهد.

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۵۲: شاه گفت «نخست‌وزیر گه خورده که می‌گوید منصور قدر درباره بیمارستان شیعیان لبنان نظر دهد»

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۵۲: شاه گفت «نخست‌وزیر گه خورده که می‌گوید منصور قدر درباره بیمارستان شیعیان لبنان نظر دهد»
یادداشت‌های اسدالله علم: عرض کردم: نخست وزیر عرض می‌کند مسأله ساختمان بیمارستان شیعیان لبنان را اجازه فرمایید منصور قدر سفیر جدید ما که می‌رود، مطالعه کرده و نظر بدهد. فرمودند: نخست وزیر گه خورده که می‌گوید. روی امر من باید قدر برود و مطالعه کند.

قسمت صد و بیست و ششم خاطرات میلسپو: در ملاقات با پرزیدنت روزولت از فرصت استفاده کردم و گرفتاری‌های ایران را مطرح کردم

قسمت صد و بیست و ششم خاطرات میلسپو: در ملاقات با پرزیدنت روزولت از فرصت استفاده کردم و گرفتاری‌های ایران را مطرح کردم
وزولت وقتی رئیس جمهوری از من خواست که توضیحاتی دربارۀ کارمان به او بدهم از فرصت استفاده کردم که گرفتاریهای ایران را مطرح و پیشنهاد کنم که انجام وظایف ما نیاز به قلمرو قدرت وسیعتر، مدت مطمئن تر _ دست کم بیست سال _ و پشتیبانی کامل دولت آمریکا دارد. در اول دسامبر ١٩٤٣ نیز یک تذکاریه مختصر جهت پرزیدنت ارسال کردم و در ۱۱ ژانویه ١٩٤٤ نامه ای به آقای هری هاپکینز مشاور رئیس جمهوری که ترتیب ملاقات مرا با پرزیدنت داده و در ملاقاتمان حضور داشت فرستادم.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۵۲: سفیر کویت گفت که خانواده امیر برای‌ تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۵۲: سفیر کویت گفت که خانواده امیر برای‌ تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد مذاکرات با سفیر کویت را عرض کردم که می‌گوید این جارالله، روزنامه نویس کویتی، که واسطه مذاکرات شما با عراق است، هیچ آدم قابل اطمینان نیست و ما هیچ تعهدی نسبت به او نمیتوانیم بکنیم. بعد هم گفت خانواده امیر برای‌تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد...

قسمت صد و بیست و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه [امریکا] در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت

قسمت صد و بیست و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه [امریکا] در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت
وقتی بحران به پایان رسید وزارت خارجه خشنودی خود را ابراز داشت و قول داد کمکی را که در ارسال آن تأخیر شده بود اکنون تسریع کند ولی وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت و هیچ علاقه ای به هیئت نشان نداد. این طرز برخورد با اشتیاقی که آقای ایدن در همان هنگام و پرزیدنت روزولت چند هفته بعد نشان داد بشدت مغایرت داشت.

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۲

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۲
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح شاهنشاه از کاخ نیاوران به سعدآباد تشریف فرما شدند. ولی حدود یک و نیم بعد از ظهر به کاخ رسیدند، چون صبح برای سرکشی نیروی هوائی تشریف بردند که پنج ساعت تمام طول کشید. وقتی تشریف آوردند، واقعاً من خجالت کشیدم شرفیاب شوم. عرض کردم: مزاحم اعلیحضرت همایونی نمی‌شوم. فقط یک تلگراف تبریک به مناسبت سالگرد زمامداری بومدین توشیح فرمائید، دیگر عرضی نمی‌کنم. فرمودند: بعد از ظهر برای کار‌ها بیا. رفتم، دیدم گرفتاری و شرفیابی زیاد است. عرض کردم: اجازه فرمائید فردا شرفیاب شوم. فرمودند: مانع ندارد.

قسمت صد و بیست و چهارم خاطرات میلسپو: سفارت در تهران به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود

قسمت صد و بیست و چهارم خاطرات میلسپو: سفارت در تهران به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود
درباره سفارت در تهران گفت‌و‌گو کردم که به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود. اشاره‌هایی هم به اعزام اعضای وزارت خارجه برای شرکت در کار هیئت می‌شد. در طول تابستان و پائیز ١٩٤٣ من و آقای دریفوس تقریباً هر روز درباره این مسئله جلسه تشکیل میدادیم یا مکاتبه می‌کردیم و تقاضا‌های مکرری به واشینگتن ارسال کردیم. در ۱۰ مه ١٩٤٣ من به وزارت خارجه در باره سقوط احتمالی کابینه ایران گزارش دادم و در ۲۹ سپتامبر ١٩٤٣ اعلام کردم که مادامی که ما پشتیبانی و کمک از واشینگتن دریافت نکرده‌ایم «امید ناچیزی به موفقیت هیئت مالی امریکا یا حفظ آبرو و حیثیت امریکائیان در ایران دارم.»
آخرین اخبار پربحث ترین عناوین
روزنامه گردی
۱/۴
تورق خاطرات چهره ها
۱/۴